
در مصاحبههاي شغلي روال اين است كه دو طرف بايد در مورد خواستههايشان با خوبي و خوشي و گام به گام جلو بروند. روبرتو ديمتئو، چلسي را به نيمه نهايي ليگ قهرمانان اروپا و همچنين جام حذفي انگليس رسانده و روند بسيار خوبي در ليگ برتر داشته. دوران او به عنوان مربي چلسي كوتاه بوده اما درصد موفقيتش با ژوزه مورينيو و گاس هيدينك قابل مقايسه است نه با كساني كه دوران ناموفقي در چلسي داشتند و پيش از موعد اخراج شدند مثل لوييز فيليپه اسكولاري و آندره ويلاس بواس.
اما اين يك مصاحبه شغلي نيست دليل خاص آن هم اين است كه كارفرما رومن آبراموويچ است. در بيشتر باشگاهها وقتي دستيار يك مربي جاي او را ميگيرد و نتايج خوبي كسب ميكند خودش را به صورت دائم روي نيمكت تيم ميبيند. اما چلسي يك استثناست. اين ميليونر عاشق ستاره به دنبال اين است كه پپ گوارديولا يا مورينيو را به استمفوردبريج بياورد. براي رسيدن به اين هدف فاصله بين خوشبيني و بستن چشم روي واقعيات طي شده و شايد بتوان ادعا كرد كه دور از ذهن نيست مربي اين فصل رئال مادريد يا بارسلونا را فصل بعد روي نيمكت آبيهاي لندن ببينيم.
اما اگر دو تا از بهترين مربيهاي فوتبال جهان را ناديده بگيريم زمينه جانشيني ويلاس بواس اخراج شده كاملاً و در عين شگفتي آماده به نظر ميرسد. واضح است ديمتئو كه در جواب دادن به سؤالهايي درباره آيندهاش بسيار محتاطانه عمل ميكند، به اين كار علاقهمند است. رزومه مربيگري او در مقايسه با استانداردهاي چلسي ناچيز است اما سعي ميكند با محبوبيت دوران بازي و موفقيتش در دوران كوتاه مربيگري آن را جبران كند.
او تعيينكنندگي خود را در مواقع حساس به نمايش گذاشته بدون اينكه براي خودش دشمن بتراشد و در حالي كه چلسي را به تيم محكمتري مبدل كرده، در اين مدت سه پيروزي به دست آورده كه در آن ۴ گل يا بيشتر زدهاند. او بهترين بازيهاي فصل را از ديديه دروگبا و فرناندو تورس گرفته، نيازي به تذكر نيست كه داويد لوييز سرخود را مهره قابل اتكاتري ساخته. او بازيكنان ارشد تيم كه در زمان ويلاس بواس مشكلساز بودند را مهار كرده و نفرات فراموش شدهاي مثل سالومون كالو و پائولو فريرا را دوباره به تيم بازگردانده و بالاخره اينكه در كمال موفقيت با مربي سابق تيم فاصلهاش را حفظ كرده و خودش را به خاطر انتساب به يك دوره ناموفق مخدوش نكرده. اتفاقاً برعكس، او از اين سود ميبرد كه ويلاس بواس نيست. دوره او ثابت ميكند كه مربي پرتغالي از تواناييهاي مديريت بالايي برخوردار نبوده در حالي كه ديمتئو هم خودش را از بازيكنان ميداند و هم نميداند. سابقهاش باعث شده مورد تحسين قرار بگيرد و هيچ گاه از او به عنوان يك بچه مربي ياد نشده و با افتخاراتي كه در دوران بازياش به دست آورده خيلي راحت جواب فوتباليستهايي كه با يك سؤال ساده «مدالهايت را به ما نشان بده» هر مربي بدون سابقه بازي را به چالش ميكشند، ميدهد.
با اين وجود مربيگري موقت فاصله زيادي دارد با استخدام دائم مخصوصاً در چلسي. ديمتئو اين تيم را به اصول خود بازگردانده اما در اين باشگاه نگاهها به آينده است. ميشود خيلي راحت تصور كرد چطور ويلاس بواس نظر مثبت آبراموويچ را جلب كرده- هرچند دشواري عملي كردن اين ايدهها قابل پيشبيني بود- اما مربي ايتاليايي بايد ثابت كند كارايي لازم براي شكل دادن آينده چلسي و روش بازي مورد نظر مالك باشگاه را دارد.
اين مستلزم يك سري مهارت خاص است. او كه رختكن تيم را تحت اطاعت خود درآورده بايد درباره اينكه متحدان جديد خود را چطور كنترل كند، تصميم بگيرد بنابراين ديپلماسي ديمتئو بايد مسامحه و در عين حال مواجهه با بازيكنان تأثيرگذار تيم باشد همان طور كه تجربه ويلاس بواس نشان داد. اگر دروگبا و تورس، فرانك لمپارد و جان تري، اشلي كول و پتر چك ملزم شوند كه اين كار به ديمتئو برسد شايد رد آن دشوار باشد.
براي اين كار بايد قدرت داشته باشد تا كاراكتر و اقتدار خود را تحميل كند. مربي كه برخي بازيكنان در فضاي دوستانه، او را «روبي» صدا ميزنند بايد نشان دهد اگر لازم باشد آنقدر قاطعيت دارد كه حتي دوستان واقعياش هم در آن لحظه جرئت نميكنند طرفش بروند.
حوزه ديگري كه ديمتئو بايد خودي نشان دهد، بازار نقل و انتقالات است. در زمان مربيگري او در وست برومويچ آلبيون، آنها خريدهاي خيلي خوبي كردند كه بارزترينشان پيتر اودموينگيه است اما دن اشورث مدير ورزشي باشگاه مسئول اين خريدها بود. اين نشان ميدهد در فوتبال انگليس مديران ورزشي ميتوانند نقش داشته باشند اما شايد در چلسي كه هيچ چيز سر جايش نيست، نه.
دخالت شخص آبراموويچ بدون در نظرگرفتن اينكه او چقدر باهوش است، هميشه با موفقيت همراه نبوده- به تورس و آندري شوچنكو فكر كنيد- هرچند او مشاوران زيادي را به خدمت گرفته. اگر فقط يك باشگاه باشد كه مربي مقتدري لازم داشته باشد كه بداند چه كسي را بخرد و چطور تيم را بسازد، فقط چلسي است. دقيقاً به خاطر همين خواستههاي رو به افزايش است كه راضي نگه داشتن آبراموويچ و هر كسي كه چشم و گوش اوست، بينهايت سخت به نظر ميرسد.
ديمتئو هنوز تواناييهاي خود را به طور كامل ثابت نكرده اما به عنوان يك عنصر محبوب كه وضعيت تيم را متحول كرده و قدرت تاكتيكياش را به نمايش گذاشته براي خود اعتبار كسب كرده. آبراموويچ كه به دنبال يك مربي معجزهگر براي تيم خود است شايد بهتر باشد اين بار به مربي جوان ايتاليايي اعتماد كند و به او فرصت بدهد.