
همه آنهايي كه فكر ميكردند روز چهارشنبه قرار است اتفاق بزرگي در مجلس بيفتد، حالا نه تنها آب سردي بر هيجاناتشان ريخته شده كه گويي آن همه هيجان (بعضاً كاذب) جاي خودش را به بهت و حيرت و شايد هم عصبانيت داده است. همه اين احساس جديد هم، محصول نوع برخوردي است كه رئيسجمهور با ۱۰ سؤال نمايندگان كرد. برخوردي كه براي توصيف كوتاه آن كافي است توجه كنيم كه محمود احمدي نژاد در صحبت كمتر از يك ساعت خود در مجلس، بيش از ۱۰ بار از لفظ «شوخي» استفاده كرد! اين «شوخي گرفتن» و كنايه باران كردن مجلسيها در قالب آنچه شوخي ناميده شد، بيشتر جلسه ديروز را شامل شد و بيشتر اعتراضات بعدي نمايندگان مجلس را پس از خروج نمايندگان رقم زد.
حالا يك شوخي هم بكنيم!
شايد تصور شود كه اين استفاده بسيار از اصطلاح «يك شوخي هم بكنيم»، تصادفاً انجام شده است؛ اما واقعيت آن است كه رئيسجمهور، بخشي از جديترين صحبتهايش را با همين پيشوند «حالا شب عيدي يك شوخي هم بكنيم» بيان كرد و به اينها اگر خندههاي احمدينژاد را هم بيفزاييم، ميشود حق داد به نمايندگاني كه معتقدند رئيسجمهور مجلس را جدي نگرفته و به شوخي و خنده گذرانده و نهايت آنكه اصلاً جواب سؤالات آنها را نداده است!
البته نه آنكه رئيسجمهور جواب سؤالات را نداده باشد، اما همان اندك جواب هايش هم لابه لاي همين جدي نگرفتنها و شوخيها گم شد. احمدي نژاد همان آغاز صحبتهايش گفت كه من چون دانشآموز مرتبي هستم، سؤالات را به ترتيب جواب ميدهم و از همان آغاز بنا را گذاشت بر شوخي؛ مجلس هم حتي اگر به زعم آقايان در رأس امور نباشد، «خانه ملت» كه هست؟ و آنها كه آنجا نشستهاند، نمايندگان اين مردماند و انگار كه رئيسجمهور، مردم را به سخره گرفته باشد!
رئيسجمهور انتقادش به توجه به بدحجابها در آستانه انتخابات و راهپيماييها را با همين عبارت شوخي ميكنيم، بيان كرد؛ توضيحاتش در مورد وزارت ورزش و جوانان را با عبارت «بالاخره آخر سال و شب عيد است، بياييد مقداري با هم صفا كنيم!!!» شروع كرد و بعد هم متن قانون مجلس را خواند و با لحني خاص خطاب به نمايندگان گفت:«شما گفتيد اين وزارتخانه تشكيل گردد! خب بگردد. مگر ما گفتيم نگردد؟! به ما چه ربطي دارد؟! مگر ما با گرديدن آن كار داريم؟!» نهايتاً هم احمدينژاد در خاتمه سخنانش از نمايندگان خواست كه به او نمره ۲۰ دهند و گفت: اگر كمتر از ۲۰ به من بدهيد نامرديد و بيانصافي است!
احمدينژاد با اصرار بر لفظ «شوخي» در هنگام پاسخگويي و جوابهايي كه رسماً جواب نبود و به قول ادبيات عاميانه جوانان امروزي پيچاندن قضيه بود و با خندههاي خاصش، نشان داد كه اصلاً قضيه را جدي نگرفته و مجلس و سؤالاتش چندان برايش مهم نبوده است يا اينكه نفعش در مهم تلقي نكردن قضيه و به مزاح و شوخي گذراندن بوده است. شوخيهايي كه در بند بعدي همين مطلب از توهين آميز بودن بعضي از آنها خواهيم گفت. . .
شوخي هايي كه رنگ توهين گرفت
احمدينژاد حتي اولين جلسه طرح سؤال از رئيسجمهور در تاريخ جمهوري اسلامي را نيز براي دفاع از مشاور رسانه اياش از دست نداد. او در بخشي از سخنانش درباره اعلان جنگ يك نماينده عليه دولت يادآور شد:«احمدي نژاد كه كف خيابان است، اگر جرئت داريد كلمهاي بگوييد تا بفهميد جوانفكر چه ميكشد. بالاخره ما براي شما هم كمپوت ميآوريم.» جملهاي كه اعتراض نمايندگان را برانگيخت و البته عبارتهاي بعدي رئيسجمهور، بيشتر رنگ توهين گرفت.
انتقاد احمدينژاد به احتساب يك دوره نمايندگي مجلس به عنوان مدرک لیسانس، با پرسيدن اين سؤال كه «آيا ميشود با فشار دادن يك شاسي، فوق ليسانس شد؟!» شايد كمي در قالب انتقادي طنزآميز يا حتی گل آقايي ميگنجيد، اما نكتهاي كه بعدتر اضافه كرد، در حد همان دو دو كردن نمايندگان هنگام يكي از سخنرانيهاي قبلي رئيسجمهور در مجلس بود كه شديداً با عتاب حضرت آقا مواجه شد. احمدينژاد در پايان حرفهايش گفت كه «سؤالهاي امتحاني كه براي ما مطرح كرديد، خيلي سخت نبود و به نظرم طراح سؤال از همانها بود كه با شاسي فوق ليسانس شد» با توجه به معلوم بودن نمايندگان پرسش كننده، بديهي بود كه چنين تهمتزدني به نمايندگان سؤال كننده بربخورد و البته ياد و خاطره يكي از وزراي دولت نهم را كه با مدرك فوقديپلم، دكتر ناميده ميشد و نهايتاً با استيضاح مجلس هشتم بركنار شد، زنده كند.
از ديگر شوخيهاي از حد گذشته رئيسجمهور، شوخي با نمايندگان در بحث عفاف و حجاب بود كه گفت حالا برخي هم به بيحجابيها معترضند و چون به خلوت ميروند، آن كار ديگر ميكنند!
چطور دغدغه مردم بين سياست بازيها گم شد؟
قبلتر معلوم بود كه از اين سؤال و جوابها چيزي دست كسي را نميگيرد. مگر اينكه بگوييم رئيسجمهور شأنيتي براي نمايندگان قائل نشد و گرچه در كلام، سؤال از رئيسجمهور را حق نمايندگان دانست، اما عملاً نشان داد كه مجلس را در رأس امور نميداند و بلكه شايد اصلاً در امور نداند! وقتي مجلس از خانهنشيني رئيسجمهور ميپرسد و احمدينژاد سؤال از آن قهر ۱۱ روزه را تعبير به استراحت رئيسجمهور ميكند و با تعجب ميپرسد:«احمدينژاد و استراحت؟!» و همه چيز را منكر ميشود، يعني كه مجلس را در حد بررسي موضوع نميداند! حالا همين مزاحها و جدي نگرفتنها را ميشود منشأ خيلي از قضاوتها قرار داد. شوخيهاي رئيسجمهور و كنايهباران كردن نمايندگان، كسي را قانع نكرد، اما چراغهايي را روشن ميكند تا بينديشيم كه چطور دغدغههاي اساسي مردم كه كمي از آنها در بين ده سؤال جلسه چهارشنبه بود، در جلسه ديروز و در تمام ۱۰ ماه سروكله زدنها براي طرح پرسش از رئيسجمهور، پرسشي كه امثال نويسنده اين سطور به دلايلي غير از دفاع از احمدينژاد، مخالف طرح آن بودند، در لابه لاي سياست بازيهاي عرفي شده سياسيون دولت و مجلس گم شد.