
رشد و توسعه ورزشهاي رزمي در ايران باعث شده تا قهرمانان و مدالآوران كشورمان در اين رشتهها كمكم گوي سبقت را از رقباي جهاني خود بگيرند و كار را تا جايي پيش ببرند كه حالا نام ايران در رشتههايي نظير تكواندو، ووشو، كاراته و حتي جودو در دنيا زبانزد خاص و عام باشد.
هرچند رشتههاي رزمي در المپيك تنها با دو ورزش حضور دارند اما كسب مدال اين دو رشته نيز بيترديد افتخار خاص و ارزش بيحد و حصر خود را دارد، تكواندو و جودو رشتههاي المپيكي هستند كه كشورمان حرفهاي زيادي براي گفتن در آنها در لندن ۲۰۱۲ دارد.
تكواندوي ايران به عنوان قهرمان دنيا و تنها كشوري كه موفق شد سالها سلطه كرهايها را در اين رشته فروريزد با دو مبارز شايسته راهي لندن ميشود تا افتخارات خود را تكميل كند.
اميد دوم ورزش
بعد از كشتي، اميد ايرانيها به تكواندو است. هيچ رشتهاي به اندازه كشتي و تكواندو شانس مدالآوري در بزرگترين آوردگاه ورزشي جهان يعني المپيك را ندارد، به ويژه آنكه در المپيك پكن هم تنها طلاي كاروان كشورمان در رشته تكواندو به دست آمد. چند سالي طول كشيد تا تكواندوكاران ايراني به حق واقعي خود كه همان آقايي جهان است، برسند. حال كه حتي كرهايهاي، مهد تكواندو هم به ما تعظيم ميكنند، نوبت برداشت محصولي است كه خيليها زحمت زيادي براي آن كشيدهاند.
المپيك بدون مهماندوست
قراردادي كه پيش رويش گذاشتند را امضا كرد، بدون آنكه بپرسد چرا حقوقش بايد كمتر از دستمزد تعيين شده از سوي كميته ملي المپيك باشد. رضا مهماندوست زماني به اين قضيه اعتراض كرد كه خيلي دير شده بود، آنقدر كه فدراسيون تكواندو اين اعتراض را حرمتشكني از سوي سرمربي تلقي كرد و بيدرنگ رأي به بركناري او داد. حالا بهترين مربي تكواندوي جهان در سال ۲۰۱۱ بايد كنج خانه بنشيند و رقابت شاگردانش را نظارهگر باشد. فريبرز عسگري، جانشين مهماندوست سالي سخت در پيش دارد. گزينه نهايي سرمربيگري بهترين تيم تكواندوي دنيا تجربهاي جز در رده جوانان و اميدها و تيم دانشجويان در كارنامه خود ندارد، منتها اخلاق خوب و اعتماد به نفس بالايش موجب شده تا فعلاً همه از او تعريف كنند و به به و چه چه بگويند.
طبق اخبار رسيده از اردوي تيم ملي، مليپوشان نيز از عسگري رضايت كامل دارند و به شيوه تمرينات او كامل عادت كردهاند و خلاصه همه چيز بر وفق مراد است. تكواندوكاران در اردوها حسابي فعالند و پا ميزنند تا المپيك لندن از راه برسد و يكبار ديگر براي حريفان خط و نشان بكشند و دو مدال طلايي كه مهماندوست وعده كرده بود را براي كاروان ورزشي ايران به ارمغان بياورند. محمد باقريمعتمد كه در وزن دوم و يوسف كرمي در وزن چهارم المپيك ايران را صاحب دو سهميه المپيك لندن كردند تا امروز كه كادر فني حرفي از انتخاب قطعي ۲ المپين تكواندو نزده است اما بدون شك باقري معتمد و كرمي گزينههاي اصلي حضور در المپيك هستند. هر چند زمان سرمربي قبلي، نصرآزاداني هم داعيه رفتن به المپيك را داشت اما فكر اينكه كاپيتان با سابقه تيم ملي در لندن حضور نداشته باشد، تقريباً محال است.
دومين بانوي المپيكي
چهار سال پيش سارا خوشجمال فكري تابوي نرفتن بانوان تكواندوكار به المپيك را شكست. اين بار هم سوسن حاجيپور اجازه نداد خلأ حضور بانوان اين رشته در لندن حس شود. مليپوش مازندراني با هر زحمتي بود تمرينات مشقتبار سرمربي بداخلاق كرهاي را تحمل كرد. آنقدر تحمل كرد تا بالاخره در مسابقات گزينشي تايلند به حقش رسيد و تنها سهميه المپيك تكواندوي بانوان و دومين سهميه تاريخ تكواندوي ايران را به دست آورد. حاجيپور تا مردادماه سال ۹۱ فرصت دارد تا خودش را براي مبارزه با برترينهاي دنيا در وزن دوم المپيك آماده كند، مخصوصاً براي رقابت با اروپاييها و كرهايهاي هميشه مدعي. حاجيپور گام اول را با موفقيت طي كرده، منتها گام بعدي كه همان حضور موفق در المپيك است، بسيار مهمتر از اولي است. بايد تا شروع رقابتهاي تكواندو در دهكده المپيك لندن صبر كرد و ديد چانگ كه به لطف كسب اين سهميه قراردادش تمديد شد ميتواند پديدهاي خوش آتيه را به دنيا معرفي كند يا نه.
از ديگر ابتكارات فدراسيون تكواندو دو پاره كردن تيم ملي است. با توجه به در پيش بودن مسابقات قهرماني آسيا (ارديبهشت ۹۰) و المپيك لندن مسئولان فدراسيون تصميم گرفتند هدايت المپينها را به عسگري بسپارند و هدايت مليپوشان اعزامي به قهرماني آسيا را به بيژن مغانلو، دستيار سابق مهماندوست!
مشغله زياد عسگري و حساسيتهاي پيش رو از جمله دلايلي است كه براي اين تصميم عنوان شده، حال آنكه اين طرح پيش از اين در كاراته امتحانش را پس داده و معلوم شده وجود دو سرمربي مصداق وجود دو آشپز در يك آشپزخانه است، با اين وجود اميدواريم تكواندو با توجه به پتانسيل بالا و مليپوشان مستعد و عنوانداري كه در اختيار دارد، اين بار هم از دو آزمايش سخت پيش رو سربلند بيرون آيد و ثابت كند با ساير رشتههاي رزمي سري از هم سواست.
شكي نيست كه همه اعضاي تيم ملي تا به امروز براي بالا بردن نام ايران و به اهتزاز درآوردن پرچم سه رنگ كشورمان از جان مايه گذاشتهاند، به ويژه مليپوشان باتعصب كه بارها و بارها بهرغم مصدوميتهاي شديد دست از مبارزه نكشيدهاند، با كارشكني و ناداوريهاي كرهايها ساختهاند و بالاتر از چشم باداميها قهرمان جهان شدهاند اما باز هم مسئولان ارشد ورزش كشور به فوتبال عشق ميورزند و هر چه در اختيار دارند به پاي فوتباليستهاي پولكي ميريزند. تبعيضها گاهي به حدي غيرقابل تحمل ميشود كه يوسف كرمي ساكت هم لب به انتقاد ميگشاد و از محقق نشدن وعدهها گلايه ميكند.
ديگر وقت آن رسيده كه وزارت ورزش و آقاي وزير و همه آنها كه از دور و نزديك دستي بر آتش دارند، دست از فوتبال سراسر حاشيه و آلوده بكشند و نيم نگاهي به تلاشهاي ساير مدالآوران از جمله تكواندوكاران بيندازند. فوتبال ايران ۴۰ سال است كه در حسرت المپيك مانده اما همين تكواندو تنها طلاي ايران در المپيك ۲۰۰۸ را به ارمغان آورد و اين دوره نيز دو شانس طلا دارد. قطعاً پرداخت پاداشهاي ناچيز اردونشينان و شارژ روحي اميدهاي مدال راه دوري نميرود و تكواندوكاران سختكوش خيلي زود با كسب نشانهاي رنگارنگ دينشان را ادا ميكنند.
ناكام مدعي
سال ۹۰ كه آغاز شد فدراسيون جودو در بوق و كرنا كرد كه قرار است جودوكارانمان در ميادين بينالمللي گل بكارند. براي ثابت كردن اين ادعا حتي جيرولاما را هم از ايتاليا به ايران كشاندند و قرارداد امضا كردند تا خودشان را براي گرفتن سهميه المپيك لندن مصممتر از قبل نشان دهند. جيرو كه سرمربي تيم ملي ايران شد، عليرضا اميني رئيس فدراسيون و حاج يوسفزاده دو دوست گرمابه و گلستان اميني مديريت تيمهاي ملي را بر عهده گرفتند.
هر چند شوراي برون مرزي براي جلوگيري از به هدر رفتن پول بيتالمال اجازه بسياري از سفرهاي خارجي و حضور در چند تورنمنت بينالمللي را به فدراسيون ناكام جودو نداد اما شاگردان سرمربي ايتاليايي كه به دليل عدم پشتوانهسازي مناسب و به موقع سالهاست كسي جرئت تغيير آنها را ندارد در همان چند تورنمنتي هم كه اعزام شدند نيز به توفيقي دست نيافتند. در برههاي حتي جيرو آنقدر نااميد شده بود كه بيمحابا خط قرمز دور اسم آرش ميراسماعيلي كشيد، همان آرشي كه با اخراج محترمانه سرمربي ايتاليايي حال داعيه رياست فدراسيون را دارد.مخلص كلام اينكه يك سال ديگر هم گذشت و دوستداران جودو در حسرت يك موفقيت درست و حسابي ماندند. هر چه منتظر مانديم تا وزارت ورزش كه راه تغيير مديران فدراسيونها را خوب پيدا كرده فكري هم به حال رشته مدالآور جودو كند، خبري نشد.
تا اينكه بالاخره عباسي هم فهميد اميني را بركنار و رستگار را سرپرست فدراسيون جودو كند بهتر است. البته اين اتفاق خيلي دير افتاد، ديرتر از آنكه انتظار داشته باشيم سرپرست جديد در عرض اين مدت كوتاه جودو را كنفيكون كند. منتها همين تغيير موجب شد تا خون تازهاي به رگهاي جودو در ايران تزريق شود. رستگار كه خود از اهالي جودو محسوب ميشود در اولين گام عنان تيمهاي ملي را به دست آرش ميراسماعيلي سپرد تا هر تصميمي كه به زعم او درست است، گرفته شود. از ديگر تغييرات ميتوان به حذف پست سرمربيگري تيمملي بزرگسالان اشاره كرد و اينكه جودو هم راه كاراته را در پيش گرفت و براي هر وزن يك مربي انتخاب كرد. اين در حالي است كه مربيان همگي بايد زير نظر آرش كار كنند و به او گزارش دهند.
مديران جديد براي آنكه ديگر مجبور نشوند ناز رودكي را بكشند يك مربي اختصاصي هم براي او برگزيدند. اما اصل مطلب اينجاست كه حتي رستگار سرپرست تازه وارد فدراسيون نيز اميدي به المپيك لندن ندارد و در تلاش است تا جودوكاران در مسابقات قهرماني آسيا (ارديبهشت ۹۱) نتايج قابل قبولي بگيرند تا پرونده مديريتي او در همين ابتداي راه درخشان باشد. چندماه ديگر مشعل المپيك ۲۰۱۲ روشن ميشود و ما همچنان دلخوش به تك سهميه سنگين وزنمان در جودو هستيم. شايد دست آخر خارجيها دلشان به حال ما بسوزد و براي آنكه در تاتامي لندن رودكي احساس تنهايي نكند يك وايلدكارتي برايمان جور كنند.