
مثلاً مقدمه
عبارت زيبايي مثل «هيچكس تنها نيست» مثل گوشت قرباني افتاده دست اپراتور تلفن همراه اول و مثل همه عبارتهايي از اين دست كه يك طرف آن گره ميخورد به تداعيكننده آن، معنياش را از دست داده است.
خانه، داخلي، شب
شب در خانهات نشستهاي و تلويزيون همراه اول را تبليغ ميكند، «هيچكس تنها نيست» به اين فكر ميكني كه آيا اين عبارت يك ضد تبليغ اساسي براي همراه اول نيست، وقتي امروز نتوانستهاي دو دقيقه بدون آنكه تلفن همراهت بازي دربياورد، با شخص آن طرف خط صحبت كني، آن هم وسط پايتخت، چسبيده به برج ميلاد، وقتي دور و برت بيشتر از آدم، دكلهاي مخابراتي ميبيني.
ميداني اگر به عصبانيت مجال بيشتري دهي، ممكن است كار دستت دهد، پس شبكه را عوض ميكني.
تمرين واگويه يا گفتوگوهاي تنهايي
امروز بارها مجبور شدهاي براي اينكه بتواني ارتباط بگيري به پشتبام بروي ، جالب است كه پشتبام هم قطع و وصل شدن صدا ادامه دارد.
همان پشتبام ايدهاي به ذهنت رسيده، تجسم كردهاي آدمي را كه از فرط استيصال از يكي از دكلهاي مخابراتي بالا رفته و خودش را با طناب محكم به دكل بسته بلكه بتواند با خيال راحت چند دقيقه يا ثانيهاي صداي آن سوي تلفن را بشنود و پاسخ دهد.
قرار بود تلفن همراه پديدهاي فراتر از يك اسباببازي يا ژست مدرن بودن باشد، اما انصافاً گاهي ضعف وحشتناك مهمترين اپراتور تلفن همراه كشور در ارائه سادهترين و پيشپاافتادهترين خدمات، تلفن همراه را به وسيلهاي اعصاب خردكن تبديل ميكند.
به اين فكر ميكني كه چه ميشد اپراتور تلفن همراه به جاي آنكه زرق و برق جوايزش را روي بيلبوردها و تيزرهاي تلويزيوني به رخ مخاطبان بكشد كيفيت آنتندهي- ابتداييترين خدمت يك اپراتور تلفن همراه- شبكهاش را كمي بالا ميبرد، تنوع خدماترساني پيشكش!
اين موقعيت را در ذهنتان مجسم كنيد، از قديم گفتهاند، «العارف يكفيه بالاشاره» خودتان تا آخرش را ميخوانيد. فكر ميكنيد مردم چه قضاوتي درباره سلامت عقلي شما خواهند داشت. اگر يك روز بلند شويد برويد دادستاني، كلانتري، سازمان تعزيرات، سازمان حمايت از مصرفكنندگان،سازمان استاندارد و قس علي هذا بگوييد در حسرت يك ارتباط دو دقيقهاي با تلفن همراه هستم كه هم طرف مقابل دقيقاً بفهمد من چه گفتم و هم من، بعد هم اضافه كنيد كه من از اپراتور تلفن همراه شكايت دارم.
بگوييد شكايت دارم چون از يك دقيقه مكالمهاي كه اپراتور تلفن همراه پولش را تمام و كمال از من دريافت كرده، ۲۰ ثانيهاش مفهوم نبوده و قطع و وصل شده، بگوييد اصلاً من يك ارتباط كاري خيلي مهم داشتهام اما همين قطع و وصل شدنها اجازه نداده اين ارتباط شكل بگيرد، بگوييد من ميخواهم خسارتم را از اپراتور همراه اول كه صبح تا شب ميگويد، «هيچكس تنها نيست» بگيرم، ببينيد چطور به شما نگاه ميكنند.
يك سؤال: چرا مردم حاضرند بابت صحبتهايشان با تلفن همراه پول پرداخت كنند؟
جواب: براي اينكه اين صحبتها حداقل از نظر آنها مهم است اگرچه شايد از نظر اپراتور تلفن همراه مهم نباشد و حتي با قطع و وصل شدن و حذف نيمي از مكالمه در قطع و وصلها به جايي برنخورد.
راستي! فراموش كردم بگويم.
يك نكته مهم! اين چيزي را كه ميگويم فراموش كنيد و به روي مبارك اپراتور تلفن همراه اول هم نياوريد، اما به اين فكر كنيد كه وقتي امكان يك ارتباط باكيفيت وجود ندارد شما مجبور هستيد يك جمله را چهار بار تكرار كنيد كه طرف مقابل آخر سر متوجه شود چه گفتهايد، ايضاً طرف مقابل هم همين كار را انجام دهد، در نتيجه مكالمهاي كه ميتوانست در يك دقيقه تمام شود، چهار دقيقه كش آمده است.
اينجا هم خدمت ناقصي به شما ارائه شده و هم بابت همين خدمت ناقص چهار برابر از شما پول گرفتهاند. خوش باشيد.