
۶۴، عدد درصد مشاركت مردم ايران در انتخاباتي است كه غربي ها، جنبش سبزيها و ليدرهاي داخلي و خارجيشان و انواع و اقسام گروهكهاي ضدانقلاب از ماهها قبل مردم را به عدم شركت در آن دعوت ميكردند؛ انتخاباتي كه آن سوي آبيها و سمپادهاي داخليشان، خواب تحريم آن را ديده بودند و آنقدر هم به موفقيت اين تحريم و قبولش از سوي مردم ايمان داشتند، كه هيچ ابايي از بيان اين به اصطلاح استراتژي تحريمشان نداشتند. صبح و شام در بوق و كرنا، فرياد تحريم انتخابات سر ميدادند و همزمان با اين آب در هاون كوبيدنها، بحث تحريم نفتي ايران و حتي تهديد به حمله نظامي هم به ميان آمد تا كامل كننده خوابي باشد كه براي جمهوري اسلامي ديده بودند؛ خواب جدايي مردم از نظام! آن هم در اين اولين انتخابات پس از فتنه ۸۸...
و البته ۶۴ درصد عدد مشاركت مردم در انتخاباتي است كه از مدتها قبل، يعني از همان زمان كه در ميانه فتنه ۸۸ و وسط شلوغيهاي اردوكشي خياباني فتنهگران بوديم، رهبرمان مشاركت مردم را در آن پيش بيني كردند و البته كه اگر اين رقم ۶۴ درصدي قرار باشد مدعايي داشته باشد، فقط و فقط مردم و شخص رهبري جمهوري اسلامي ميتوانند مدعي آن باشند...
۶۴ درصد عدد وفاداري مردم به نظام و رهبري و انقلاب است و اين، يعني كه در اين غوغاي تهديد و تحريم و شانتاژهاي هزاران رسانه ضد جمهوري اسلامي، مردم ايران اسلامي آنچه را رهبرشان از آنها خواست و آنچه را بر مبناي بصيرت و تعهد هميشگي شان از آنها توقع ميرفت، به نمايش گذاشتند.
حالا ديگر چشمها از صندوقهاي رأي و از مردمي كه تا همين ساعات آخر جمعه شب، همه متوجه آنان بودند كه ببينند چه ميكنند، به سوي كساني برگشته است كه نامشان از صندوقهاي رأي بيرون آمده است. بار مسئوليت، از اينجاي قضيه به بعد، ديگر بر دوش نمايندههاي مجلس نهم است. نمايندههايي كه از چند ماه ديگر قرار است اولين مجلس دهه پيشرفت و عدالت را افتتاح كنند.
مجلس اخلاقگرا و بيمباحثات جناحي شايد براي آنكه اولين بايدهاي مجلس نهم را دريابيم، لازم است به پنج نفري كه در اين انتخابات بيشترين رأي را آوردهاند، نگاهي بيندازيم: آقايان حدادعادل، مرندي، ابوترابي، آقاتهراني، ميركاظمي. ويژگي مشترك اين آدمها اخلاق گرايي و دوري كردن از مباحثات بينتيجه جناحي است.
شايد اولين دليل انتخاب توسط مردم هم همين باشد. تعارف كه نداريم؛ مردم از بگومگوهاي جناحي سياست زده خسته شدهاند؛ از كينهتوزيها، از تلاش براي ضايع كردن رقيب، از رقابتهاي درون گروهي، از تهمت زدنها و افشاگريهاي جاهطلبانه، از بحثهاي بيسود و بيجهت در خانه ملت؛ نهايت كلام آنكه مردم از سياست بازي خسته شدهاند. آنها نمايندگاني را ميخواهند كه دل به كار دهند. نمايندگاني كه اخلاق و اخلاص و تقواي سياسي سرلوحه نمايندگي شان باشد. البته كه آنها نمايندگاني ميخواهند كه از شائبه هر نوع رانتخواري و زدوبند سياسي- اقتصادي به دور باشند.
زنگ هشدار براي مجلس نهم بار مسئوليتي كه امروز بر دوش نمايندگان ملت گذاشته شده است، كمتر از نقش مردم در انتخابات نيست. مردم با حضور در انتخابات حرف اول و آخر را در مقابل دشمنان زدند و با هر راي خود، تيري به سمت دشمن شليك كردند. اكنون نوبت نمايندگان مردم است تا با پاسخگويي و خدمتگزاري براي مردم، راه انقلاب را ادامه دهند و بار امانتي كه بر دوش آنان گذاشته شده است را به سلامت به مقصد نهايي برسانند. مجلس هشتم اگرچه با تصويب طرحها و لوايحي، گامهاي بلندي را در خدمتگزاري برداشت اما حواشي دروني آن گاهي اوقات، خدمات مجلس را به حاشيه ميبرد و تحتالشعاع قرار ميداد. اينك مجلس نهم روي كار است، با فرصتي چهار ساله. مجلسي كه اكثر آن را اصولگرايان تشكيل دادهاند و با يكدستي كه داخل پارلمان به وجود آمده است، اميد مردم و مطالبه ملت چندين برابر شده است. زيرا راي به اصولگرايان در اين انتخابات بيدليل نبود و مردم بر اساس يك شناخت راي خود را به نفع اين طيف داخل صندوق ريختند؛ شناختي بر اساس خدمت، خدمتي بر اساس اخلاص و اخلاصي كه تنها جلبكننده رضايت خداوند باشد. نه براي جلب رضايت چند نفر كه به دايره قدرت و ثروت چسبيدهاند. مردم مجلسي ميخواهند كه عطر خدمتگزاري در آن پراكنده باشد، خدمتگزاري براي مردم و رضايت خداوند، نه براي برنامههاي چندساله قدرت در آينده. يكي از مهمترين پيامهاي انتخاب اصولگرايان براي مجلس نهم توسط مردم، همين بود كه مردم با طرد اصلاحطلبان تندرو و مهرههاي سفيد جريان فتنه و انحرافي، به نوعي انزجار خود را از دايره قدرتطلبان اعلام كردند. قدرتطلباني كه به محض ورود به مجلس، كرسيهاي سبز رنگ پارلمان را به مانند سكوي پرش خود به سمت مقام و مرتبهاي بالاتر ميديدند. مردم تكليف خود را در انتخابات نهم مجلس به درستي انجام دادند، اينك وقت آن است كه زنگ هشدار مجلس براي نمايندگان به صدا درآيد كه زمان، زمان خدمتگزاري است؛ زمان تصويب طرحها و لوايح كارآمد براي آينده است؛ و زمان پيشرفت و توسعه روزافزون عدالت بر اساس چشمانداز ۲۰ ساله، در دهه پيشرفت و عدالت است.