
رويترز ديروز در گزارشي نسبتاً مفصل گسل رقابتي انتخابات مجلس را نه بر اساس دوقطبي «اصلاحطلبان- اصولگرايان» و نه حتي دو قطبي « موافقان با مخالفان احمدي نژاد»، بلكه بر دو قطبي
«رهبري- رئيسجمهوري» تحليل كرد.
رويترز در اين گزارش نوشت: «شكست گسترده حاميان احمدينژاد، احتمالاً اقتدار رئيسجمهور (ايران) را كه به خاطر به چالش كشيدن اقتدار رهبر عالي در سلسله چندين لايهاي حاكميت ايران، زير آتش متحدين رهبري قرار دارد، كاهش خواهد داد. » آسوشيتدپرس در گزارشي جداگانه، همين خط و سمت را ادامه داد، با اين تفاوت كه اين خبرگزاري كه به همراه رويترز، پايه اصلي اخبار مطبوعات« جريان اصلي» در امريكا و اروپا قلمداد ميشود، چشم انداز تاثير انتخابات بر سياست خارجي ايران و به طور خاص رويكرد هستهاي را اينطور توصيف كرده است:« رقباي محمود احمدي نژاد رئيسجمهور آنطور كه به نظر ميرسد در حال كنترل كامل پارلمان ايران بعد از انتخابات هستند، انتخاباتي كه ميتواند مبارزهطلبي هستهاي ايران را تشديد و به روحانيون حاكم راهي مشخص براي تضمين پيروزي بر احمدي نژاد در انتخابات آينده نشان دهد.»
صرف نظر از ژستهاي تبليغاتي، واقعيت اين است كه در آستانه شروع مذاكرات ايران با ۱+۵، انتخابات روز جمعه تاثير قابل توجهي بر رويكرد ايران در گفت و گوهاي آتي خواهد گذاشت. بياييد يك سناريوي فرضي ترسيم كنيم: اگر مشاركت در انتخابات امسال با مشاركتي پايينتر از ۴۵ درصد يا چيزي نزديك به اين رقم ميشد، واقعاً تحليلهاي غربي از انتخابات به چه سمت و سويي پيش ميرفت ؟ كمي جلو برويم و به عنوان يك خبرنگار، جاي خبرنگاران رويترز و آسوشيتدپرس بنشينيم.احتمالاً اين دو خبرگزاري تيترهايي شبيه به اين ميزدند: «مشاركت پايين ايرانيان در انتخابات: آيا بهار عربي در ايران راه معكوس ميرود؟» تفسير اوليه از اين مشاركت پايين اين بود كه سرخوردگي سياسي ايرانيان از نتايج انتخابات سال ۱۳۸۸، باعث كاهش چشمگير حضور آنها در پاي صندوقهاي رأيگيري شده است. با اين حال، چنين تحليلي نتايج خود را بر سياست خارجي ايران نيز ميگذاشت. رويترز احتمالاً مينوشت:« مشاركت پايين در انتخابات روز جمعه ميتواند جاهطلبيهاي هستهاي ايران را در آستانه مذاكرات با ۱+۵ محدود كند.» نتيجه چنين روندي، لزوماً به افزايش آني فشارها بر ايران منتهي نميشد و ديپلماتهاي غربي احتمالاً در گام اول پيش بيني ميكردند كه امكان يك توافق محدود بر سر مسئله هستهاي بين ايران و ۱+۵ وجود دارد، ولي در گامهاي بعدي، سياست خارجي ايران مجبور بود فشارهايي به مراتب گستردهتر از فشارهاي كنوني امريكا و اروپا را تحمل كند.
اگر « سياست خارجي را امتداد سياست داخلي كشورها » قلمداد كنيم، تفسيري كه آسوشيتدپرس از تاثير انتخابات روز جمعه بر پرونده هستهاي ايران ارائه كرده ( صرفنظر از برآيند كلي آن) تا حد زيادي با واقعيتها مطابقت دارد. در غرب، حداقل دولت اوباما در گام اول بعد از انتخابات اميدوار به كاهش چشمگير مشاركت در انتخابات بود و در گام بعدي، توقع داشت در گفتوگوهاي آتي ايران با ۱+۵، يك جناح حاضر در ساختار فعلي حكومت ايران حاضر به مصالحه هستهاي باشد. اين قسمت از تحليل آسوشيتدپرس را يك بار ديگر بخوانيد: «رقباي محمود احمدي نژاد رئيسجمهور، آن طور به نظر ميرسد در حال كنترل كامل پارلمان ايران بعد از انتخابات هستند، انتخاباتي كه ميتواند مبارزه طلبي هستهاي ايران را تشديد...»