
اين که چرا برنامه حسين قريب براي رياست فدراسيون فوتبال ديرتر از دو گزينه ديگر نوشته و ارائه شد، عجيب نيست. يک نفر اول صف قرار ميگيرد و يکي ديگر در آخر صف. اما چند نکته در مورد اين برنامه مكتوب وجود دارد که در نوع خود جلب توجه ميکند.
اولين مورد، نوعي اصطلاح تازه وارد به ادبيات فارسي را در ذهن متبلور ميکند. چيزي مانند «کپي، پيس»! برنامهاي که حسين قريب براي رياست چهار ساله خود ارائه کرده، چيزي متفاوت از آنچه از سوي عزيزمحمدي و کفاشيان نگاشته شده بود نيست. در حقيقت قريب نوعي زيرکي به خرج داده. اويي که امروز بيش از شش سال از زندگي مديريتي خود را دور از فوتبال سپري کرده است، پس از ورود به فوتبال، به واسطه ناآشنايي با عناصر فوتبال و برنامه ريزيهاي لازم، منتظر نوشته شدن برنامههاي دو کانديداتور ديگر مانده است. سپس با کمک مشاورهاي خود، در مدتي کوتاه خلاصه و چکيدهاي از دو برنامهاي که پيشتر توسط کفاشيان و عزيزمحمدي ارائه شده بود را در اختيار رسانهها قرار داده است. اين فقط يک ادعاي خشک و خالي يا اتهامي براي دور کردن گزينه دولت از آراي انتخاباتي نيست، برنامه ارائه شده از سوي قريب تمامي اجزاي برنامهريزي عزيزمحمدي در برگزاري بازيهاي داخلي و برون مرزي را در خود جاي داده و فقط اندکي در ادبيات نوشتاري آن تغييراتي به وجود آمده است. از سويي ديگر تمامي مواردي که کفاشيان در مورد امور بينالملل، آمادهسازي تيمهاي ملي و زيرساختها در برنامه خود گنجانده بود را ميتوان در برنامه قريب ديد.
دومين مورد، به شکسته شدن سکوتي برميگردد که گزينه کاملاً دولتي انتخابات فدراسيون فوتبال در پيش گرفته بود. قريب، سکوت خود را شکسته و البته ادعا کرده است که از حمايت دولت و وزارت ورزش از خود نه تنها ناراحت نيست که اين حمايت را نوعي افتخار براي خود ميداند. مردي که خود را تحليلگر مسائل اقتصادي روز دنيا معرفي ميکند و همين چندي قبل در مصاحبهاي مفصل با يکي از ماهنامههاي سياسي، تحليلي جامع در مورد قيام وال استريت داشت و آن را نشأت گرفته از دخالتهاي مستقيم دولت امريکا و دستهاي فراوان سياسيون در تمامي عرصههاي اقتصادي و فرهنگي امريکا دانسته بود، حالا نه تنها از اين که عنصر و اهرم دخالت دولت در فدراسيون وارد شده پشيمان نيست که اين را نوعي افتخار براي خود ميداند! او به صراحت اعتراف ميکند که حمايت وزارتخانه را افتخار خود ميداند و البته براي اين حمايت هم استدلال مشخصي دارد. قريب ادعا ميکند که حتماً وزارتخانه از برنامههاي جامع او قانع شده تا حامياش شود. اما کدام برنامه؟ همان برنامهاي که از روي دست کفاشيان و عزيزمحمدي کپي زده شده است؟ قريب تا قبل از اين کپي زني کجا بود؟ هرگز مقابل رسانهها حاضر نميشد و درست همان روزي که برنامه خود را در اختيار سايتهاي خبري گذاشت سکوت خود را شکست؟! آيا غير از اين است که قريب نگران سؤال و جوابها در مورد انتخابات بود؟!
سومين ابهام اين جا شکل ميگيرد که برنامه قريب، هيچ تفاوتي با برنامه ارائه شده از سوي عزيزمحمدي و کفاشيان ندارد و البته تا روز پنجشنبه هم خبري از اين برنامه نبود. اما حدود ۸ روز قبل، مديران باشگاههاي مس ادعا کردند گزينه اصلح خود را انتخاب کردهاند. آنها قريب را رئيس آينده فدراسيون فوتبال دانستند و حتي مدعي شدند که به زودي با ساير مديران باشگاهي نيز به سود او لابي خواهند کرد. همين مردان از برنامههاي قريب به عنوان برگ برنده او حرف زدند! اما کدام برنامه؟ برنامهاي که هنوز توسط عزيزمحمدي و کفاشيان نوشته نشده بود تا قريب آن را به نام خود ارائه دهد؟!
همين معادلههاست که در آستانه رسيدن به انتخابات، نگرانيها را براي چگونگي برگزاري انتخابات بالاتر ميبرد. فوتبال ايران قرار است چگونه اداره شود؟ با برنامهاي که مرداني ديگر نوشتهاند و البته از سوي گزينه وزارت ورزش ارائه شده؟ اگر همان برنامهها جامع است، چرا خود کفاشيان و عزيزمحمدي که لااقل نشان نمايندگان مستقل را روي پيشاني خود ميبينند رياست را ادامه ندهند؟!