«احداث بزرگترين اورژانس بيماران قلبي خاورميانه در...»، «در رشته... در منطقه اول شديم»، «بزرگترين ساعت عقربهاي جهان در ايران ساخته و نصب شد»، «افتتاح اولين مركز درماني در منطقه»، «اولين مركز تخصصي ... خاورميانه در ايران راهاندازي شد». «ساخت بزرگترين و مجهزترين بيمارستان خصوصي در ايران».
خبرها و رويدادهايي از اين دست هر از گاهي از سوي برخي مراكز خبري به نقل از مسئولان بخشها و دستگاههاي مختلف اعلام ميشود.
برخي از اين گونه اخبار در يك نگاه واقعبينانه در ذهن مخاطب علامت سؤالهاي بيشماري را ايجاد ميكند. آيا واقعاً اين اولين بار است كه اين رويداد و يا پديده در منطقه و كشور و يا در خاورميانه و يا حتي در جهان اتفاق افتاده است؟
فارغ از اخبار واقعي كه نشان از پيشرفت و موفقيت علمي و تخصصي كشور دارد و از سوي برخي از مؤسسات و دستگاههاي متولي و يا مسئولان بر اساس يافتههاي علمي و آماري مطالعاتي و پژوهشي اعلام ميشود، اعلام اين گونه صفتهاي برتر و برترين، در حالي كه كوچكترين بررسي و رصد تحقيقي و علمي صورت نگرفته است، نه تنها جامعه هدف را مورد هجوم قرار ميدهد، بلكه به حيثيت و جايگاه حوزه علمي، پژوهشي نيز ضربهاي جبران ناپذير وارد ميسازد. به گونهاي كه اعتماد دستاندركاران و صاحبان تخصص اين حوزهها را از بين ميبرد و از سوي ديگر دانسته و نادانسته به اعتماد عمومي نيز لطمه وارد ميسازد.
در يك نگاه جامع ميتوان دريافت كه به دليل فقدان نظارت و ارزيابي اين گونه موارد، همچنان در حال تكرار و افزايش است.
اگر فردي بخواهد در يكي از اين موارد مطلبي را جمعآوري و يا تحقيقي انجام دهد، با انبوهي از اطلاعات كه بزرگنمايي شده است روبهرو ميشود و ميماند كه كدام صحيح و واقعي و كدام غيرواقعي است.
شاخصها و معيارهاي اندازهگيري به صورت كمي اعلام ميشود، ولي مبناي دقيق علمي و تحقيقي آنها نامشخص باقي ميماند.
متولي و يا دستگاه مرتبطي وجود ندارد تا قبل از اعلام، اين گونه موارد، موضوع مورد بررسي قرار گيرد. اين امر سبب ميشود تا اگر رويدادي به صورت واقعي هم اعلام شود، ماهيت آن زير سؤال برود؛ گاه در برخي از اين موارد كه در ابتدا به آن اشاره رفت، مبهمگويي به منظور اهميت دادن و بزرگنمايي صورت ميگيرد. مانند اينكه «بزرگترين ساعت عقربهاي جهان در ايران ساخته شد و يا افتتاح بزرگترين مركز آب درماني در منطقه»؛ منظور از منطقه، آيا محل سكونت، شهر، استان، كشور و يا بخشي از كشورهاي جهان و يا در كل جهان است؟! به واقع با جستوجو در سايتهاي جستوجوگر ميتوان ديد كه بزرگترين ساعت عقربهاي جهان در يكي از كشورهاي منطقه و بزرگترين مركز آب در چندين كشور ديگر افتتاح شد و مورد بهرهبرداري قرار گرفت.
به واقع كمك گرفتن از اين گونه صفتها براي بزرگنمايي به امري نمادين تبديل شده است؛ از كوچكترين رويداد گرفته تا بزرگترين رخدادها را شامل ميشود.
تكرار اين گونه مسائل كه در جايگاه خود بسيار حساس و با اهميت است، اگر مورد بيتوجهي قرار گيرد، همانند آبي است كه اگر ريخته شود ديگر قابل جمعآوري نخواهد بود.
و در اينجا اين سؤال همچنان بيپاسخ ميماند كه با كدام خطكش و با چه كيفيت و كميتي اين يافتههاي مقايسهاي اندازهگيري شود و پس از تأييد نهايي به اطلاع عموم برسد.