
تابستان ۲۰۱۰ زندگي براي فرناند تورس ايدهآل به نظر ميرسيد، جام جهاني در دستانش بود و شال ليورپول را با افتخار به گردن ميانداخت و انگار مهاجم تيم ملي اسپانيا همه چيز داشت: به بالاترين قله افتخار در فوتبال ملي رسيده بود و سمبل باشگاهش بود كه آن روزها ميگفتند: «ليورپول اسپانيايي.»
تورس حتي قبل از اينكه با گلهايش به قهرمان آنفيلد تبديل شود، با بستن بازوبندي كه شعارمعروف ليورپوليها (شما هرگز تنها نخواهيد ماند) رويش حك شده بود، به عنوان كاپيتان اتلتيكومادريد در دل هواداران سرسخت شهر بندري انگليس جا باز كرده بود، اما وقتي ليورپول يكشنبه گذشته اولين جام قهرماني خود در شش سال گذشته را به دست آورد و در ورزشگاه ويمبلي جام قهرماني اتحاديه را با شكست كارديف بالاي سر برد، ال نينو بايد آنجا بود و با بقيه در جشن شركت ميكرد.
اما نبود و وقتي اسامي تيم ملي اسپانيا براي بازي تداركاتي با ونزوئلا در شهر مالاگا اعلام شد باز هم او نبود.
ژانويه ۲۰۱۱ بود كه با ۵۰ ميليون پوند به چلسي آمد و با آنكه در اين يكسال و خردهاي فقط پنج گل زده بود گويا حمايت بيحساب و كتاب ويسنته دل بوسكه مربي تيم ملي اسپانيا را دارد. خيلي نگذشته از موقعي كه مربي سابق رئال مادريد گفت تيمي كه به اوكراين و لهستان ميبرد، همانهايي هستند كه در جام جهاني بودند اما نظر هدايت كننده متولد سالامانكا عوض شده و او ميخواهد ديگر بازيكناني كه اميدوار به حضور در جام ملتهاي اروپا هستند را هم به نوايي برساند و اين يعني تورس در تيم ملي كشورش جايي ندارد.
بنابراين ۱۸ ماه بعد از قهرماني در آفريقاي جنوبي و يك سال پس از پشت پا زدن به عشق ليورپول، تورس تنها مانده و شعار قرمزها ديگر همراهش نيست. اين بازيكن ۲۷ ساله در رده باشگاهي و ملي روزهاي بسيارسختي را سپري ميكند و سؤال اينجاست كه آيا براي شماره ۹ مشهور تيم ملي اسپانيا راه برگشتي وجود دارد؟
دل بوسكه، كاردان، مدير و مانند يك پدر براي تيم خودش است و در را براي مهاجم تحت فشار باز نگه داشته: «تورس هنوز وقت دارد كه خودش را به شرايط ايدهآل برساند» زمان زيادي تا شروع جام ملتهاي اروپا باقي نمانده اما از آن كمتر، نشانههاي بازگشت جادويي اين بازيكن به اوج و رسيدن به تورنمنت باشكوه تابستاني است.
شروع فصل اميدواركننده بود: تورس در تركيب آبيهاي لندن جا افتاده بود و حتي گل هم ميزد. بازي او در باخت يك- ۳ مقابل منچستريونايتد تحسين برانگيز بود هرچند يك موقعيت استثنايي را خراب كرد. او همچنين در بازي با سوانسي كه تيمش يك- ۴ برنده شد هم گل زد هم اخراج شد و دو گل ديگر هم در پيروزي ماه اكتبر برابر گنك بلژيك به ثمر رساند. اما بعد از ۵ ماه او نتوانسته به چهارگلش چيزي اضافه كند و در مجموع براي چلسي فقط ۵ گل زده يعني هرگل او براي آبيها ۱۰ ميليون پوند آب خورده! اين آمار را مقايسه كنيد با ۸۱ گلي كه در ۱۴۲ بازي براي ليورپول زد- از جمله ۳۳ گلي كه در نخستين فصل حضورش در تركيب قرمزها به ثمر رساند- و بازگويي اين اعداد و ارقام براي خودش و باشگاهش رنجآور است اما شايد همه اينها تقصير تورس نباشد. استمفوردبريج خانه ايده آلي براي او نيست. تيم اين ورزشگاه مشكلات زيادي در خط مياني دارد و برنامه كارياش چندان متناسب با تواناييهاي مهاجم اسپانيايي نيست. مشكل ديگر بازي صبورانه و مبتني بر پاسكاري تيم ملي با نقاط قوت فرناندو همخواني ندارد چون ستاره سابق اتلتيكومادريد بيشتر بر بازي سرعتي و متكي به ضدحملات احساس راحتي ميكند و اين همان چيزي است كه ليورپول زمان رافائل بنيتس با آن منطبق بود.
مايكل رابينسون مهاجم سابق ليورپول كه حالا مفسر محبوبي در اسپانيا محسوب ميشود، درباره تورس ميگويد: «در سال قبل از جام جهاني مصدوميت شديدي براي او پيش آمد و فكر كرد كه وقتش فرا رسيده كه كار و بازي در يك جاي ديگر را تجربه كند و به همين خاطر چلسي را انتخاب كرد اما شايد به خاطر شيوه بازي اين تيم، بهترين تصميم را نگرفت. در ليورپول، توپ را به زمين خودي ميبردند و آن موقع جرارد يا هر كس ديگري كافي بود تورس را در فضاي مناسب ببيند و آن موقع وقت هنرنمايي همراه با سرعت او بود.»
تورس هنوز ميتواند سلاح مخربي در خط حمله اسپانيا باشد؛ همو بود كه با حركتي سريع در فينال يورو ۲۰۰۸ ينس لمن را مغلوب و مقهور تكنيك و ديد خوبش كرد. اما بعد از ۴ سال و در يك تورنمنت قارهاي ديگر، درباره حضور او ترديدهاي جدي وجود دارد. اعتماد به نفسش پايين آمده، نيمكت نشين شده و حتي وقتي بازي ميكند هم آمار چشمگيري ندارد و در كل وضعيت خوبي در چلسي ندارد.
در تيم ملي اسپانيا و بازي دوستانه چهارشنبه شب برابر ونزوئلا روبرتو سولدادو كه در غياب تورس ناآماده و داويد وياي مصدوم فرصت خودنمايي يافته بود، سه گل زد و لا فوريا روخا با پنج گل تيم حاضر در نيمه نهايي كوپاآمه ريكا را در هم كوبيد. دل بوسكه همچنين علاقه خاصي به فرناندو يورنته مهاجم اتلتيك بيلبائو دارد. با توجه به تواناييهاي هوايي و زميني اين بازيكن ضمن اينكه سسك فابرگاس، داويد سيلوا و هم تيمي تورس در چلسي، خوان ماتا هم ميتوانند در كارهاي هجومي تيم نقش مؤثري ايفا كنند همانگونه كه در رده باشگاهي اين كار را ميكنند. علاوه بر آن دست دل بوسكه در خط مياني بينهايت باز است و به همين خاطر براي اولين بار از سال ۲۰۰۶ تورس جايي در تركيب تيم ملي كشورش ندارد چون فقط دو يا سه مهاجم صرف تيم ملي اسپانيا را در سفر به جام ملتها همراهي ميكنند. شايد تنها راه او بازگشتن به فرمي باشد كه قبل از مصدوميت زانو پيش از جام جهاني در آن به سر ميبرد. او حالا عشق ليورپوليها را از دست داده، در چلسي به جايي نرسيده و در تيم ملي مهجور مانده، راه بازگشت تورس دور و ناهموار است.