دلخوش
چند روزيه از شكايت وينگادا ميگذره. از اونجايي كه باشگاههاي ايراني هميشه تو جريان اين جور شكايتها كم آوردن شكي نداريم كه پرسپوليس اين دفعه هم از پس فيفا و شاكياش برنمياد. منتها آقايون نميخوان واقعيت رو قبول كنن. مخصوصاً رويانيان كه خيلي رفته تو حس. آقاي مديرعامل اينقدر سرش به كارهاي جانبي گرمه كه يادش رفته كلي قرض داره: «دلم خوش بود كه پول بچهها رو دادم. تازه چند نفر ديگه هم كشف شدن.» تازه واردي سردار و از خيلي چيزها خبر نداري، ما بهتون ميگيم به غير از وينگادا پرسپوليس به بازيكنا و مربيان ۲۰ سال پيشش هم بدهكاره.

آزاد باش
اون موقع كه رئيس سازمان ليگ بود يه جور ديگه ژست ميگرفت ولي حالا كه نامزد رياست شده ادعاي روشنفكري داره. عزيز محمدي واسه كفاشيان بدجوري شاخ شده و ميخواد هر جور شده رأي همه رو به دست بياره. همهمون يادمونه كه همين آقا جلو دوربينهاي تلويزيوني چه جوري سينه سپر ميكرد واسه منشور اخلاقي. اما عزيز محمدي هم تو جو انتخابات بدجوري غرق شده: «ما به قيافه بازيكنا كاري نداريم!» نداشته باش تا انتخابات بگذره. واي به حال فوتبال بيدر و پيكري كه شما رئيس دو آتيشهاش بشي و واسه همه آزادباش اعلام كني.

بپا لو نري!
هوا خيلي گرم بود، همه آستين كوتاه پوشيده بودن الا ايراني تازهوارد. اشكان دژاگه كه انگاري قبل از اومدنش حسابي توجيه شده در اولين روز تمرين با تيم ملي لباس آستين بلند پوشيده بود تا خالكوبيهاي متعددش از چشم عكاسان و خبرنگاران پنهون بمونه منتها ديگه واسه گردنش نتونست كاري بكنه، مجبور بود يقه اسكي بپوشه كه اونم سر تمرين نميشه. همين بازيكن كه همه از منشوري نبودنش حرف ميزنن ادعاي وطنپرستي هم داره. منتها ما هنوز ارتباط اسم كشور آلمان روي يكي از دستاش رو با عشق به ايران رو نميگيريم. اگه شما گرفتيد حتماً به ما هم بگيد.