
حساسيت انتخابات اسفندماه براي جريان اصولگرا به مراتب بيشتر از دورههاي گذشته است؛ چراكه در انتخابات اخير در كنار اصلاحطلبان دستهاي به مقابله با اصولگرايي برخاستهاند كه از قدرت و استطاعت مالي خيرهكنندهاي برخوردارند و تصميم دارند به شكلي هماهنگ و هدفمند با جريان مطرود اصلاحات كرسيهاي مجلس را در اختيار گيرند. اگرچه تاكتيكهاي اين دو جريان متفاوت اما هدف آنها يكي است و آن به حداقل رساندن حضور نمايندگان اصولگرا در مجلس نهم است. آنچه كار اصولگرايان را براي مقابله و خنثي كردن توطئههاي اين دو جريان مشكل كرده به وحدت نرسيدن گروههاي مختلف اصولگرايي حدود سه روز مانده به برگزاري انتخابات است.پرويز سروري، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي هم معتقد است دو جريان انحرافي و اصلاحات برنامهريزيهاي مشترك و گستردهاي را براي شكست اصولگرايان طراحي كردهاند كه در صورت تعلل و سهلانگاري اصولگراها لطمات جبرانناپذيري را بر پيكره انقلاب، نظام و خود جريان اصولگرا وارد خواهد كرد كه جلوگيري از آن در سالهاي بعد به حداقل ممكن ميرسد.
انتخابات روز جمعه ۱۲ اسفند چرا داراي اهميت و جايگاه خاص است و چگونه ميتوان از بستر آن براي رشد و اعتلاي نظام استفاده كرد؟
انتخابات در كشور ما هميشه داراي اهميت و حساسيت خاصي بوده است از اين نظركه انقلاب اسلامي ايران يك انقلاب مردممحور است و نظام سياسي كشور برپايه مردم شكل ميگيرد. اقتصاد و همه عرصههاي ديگر كشور مبتني بر حضور مردم قوام و دوام ميگيرد به همين دليل انتخابات رياست جمهوري سال ۸۸ و فتنه همان سال از حساسيت ويژهاي برخوردار است. چرا كه دشمنان انقلاب اسلامي و نظام سلطه پس از آنكه تمام تلاش خود را به كار گرفتند تا نظام مقدس جمهوري اسلامي را در آن سال براندازي يا تضعيف كنند و موفق نشدند امروز با توجه به شرايط ويژه منطقه در پي مخدوش كردن الگوي انقلاب اسلامي ايران هستند. آنها در سال ۸۸ به اهداف خود نرسيدند و امروز در پي آن هستند كه به شكل ديگري و با توجه به شرايط انتخابات نهم مجلس به اهداف بر زمين مانده خود برسند. دشمنان داخلي با همراني نظام سلطه تلاش زيادي را انجام دادهاند كه به شكلي بازتوليد فتنه ۸۸ را براي كشور و انتخابات امسال رقم بزنند و با تبليغات، عمليات رواني، فشار رسانهاي و تهديدها و تحريمها همه فشارها و تأثيرات را به حد اعلا و نهايت خود برسانند. هر چند كه اين ترفندها در انتخابات سالهاي گذشته هم لحاظ شده است اما امروز به شكل گستردهتر و مدرنتري انجام ميشود. آنها به دنبال اين هستند كه به جامعه بينالمللي اين القا را صورت بدهند كه تحريمها بر ملت ايران اثر گذاشته و مردم را از انقلاب خودشان و همچنين مسئولين نظام جمهوري اسلامي ايران رويگردان كرده، پس زمينه براي تحريم و فشارها و تهديدات آنها باز به خطا رفت و ملت ما با بصيرت و آگاهي مناسب يك بار ديگر عهد و وفاداري خود را به امام (ره) و آرمانهاي آن بزرگوار و مقام معظم رهبري به اثبات رساندند و با حضوري يكپارچه نگذاشتند دشمن به اهداف و مقاصد خود برسد، در انتخابات اخير هم به همين گونه عمل خواهد كرد. دشمن گلوگاه حساسي به نام مجلس نهم را براي خودش انتخاب كرده است تا بتواند انقلاب را با انتخابات به زمين بزند. همان چيزي كه رهبر معظم انقلاب فرمودند مبني بر اينكه انتخابات در كشور ما هميشه اهميتآفرين و مبتني بر همگرايي وحدت ملي و منافع ملي كشور بوده است و امروز عدهاي ميخواهند انتخابات را عليه انقلاب سازماندهي بكنند. انقلابي كه افتخارش مردمسالاري ديني است و تجلي مردمسالاري مانند هميشه در انتخابات شكل خواهد گرفت.
اولويت دشمنان در هر انتخالاتي كاهش مشاركت مردمي است با توجه به اينكه چهار روز به برگزاري انتخابات نهم مجلس مانده تحقق هدف كنوني دشمن تا چه ميزان محتمل است؟
در چند روز آينده يعني جمعه ۱۲ اسفند اين هدف دشمن مانند هميشه پاسخ جدي خواهد گرفت. آن هم از طرف مردم اما بنده فكر ميكنم كه نظام سلطه و دشمنان روي دو خط تلاش كردهاند.
خط اول آنها كاهش حضور مردم در ۲۲ بهمن امسال بود و آنها در اين جهت تمام ابزار رسانهاي و ظرفيتهاي خودشان را به كار گرفتند كه مردم را از آمدن به خيابانها منع كنند تا حداقل مشاركت و اين جشن ملي را شاهد باشيم. مردم كشورمان به خوبي نشان دادند كه چه قصدي براي انتخابات جمعه اخير دارند. آنها قصد دارند كه يك بارديگر استقامت و پايداري و حضور خودشان را در حد اعلا به رخ دشمن بكشند و بار ديگر نشان بدهند در كنار آنكه با مشكلات زيادي دست و پنجه نرم ميكنند اما هرگز انقلاب را تنها نميگذارند و پاي انقلاب و نظام و رهبري خود استوارتر از گذشته ايستادهاند. بنده اطمينان كامل دارم كه مردم با حضوري پرشور و گسترده در سراسر كشور پاسخ مناسبي به تلاشهاي مذبوحانه دشمن خواهند داد.
تعدد ليست در جريان اصولگرايي اولين بار است به اين شكل صورت گرفته آيا اين چند دسته شدن به نفع جريان اصولگرا است و چرا چنين فضايي ايجاد شده است؟
بنده قطعاً اين اقدام را اقدام مباركي نميدانم. اين اقدام آثار بسيار جدي بر شرايط سياسي اصولگرايان در حال و آينده خواهد داشت. ضعفي كه به واسطه اين چند دستگي در حال ايجاد شدن است در آينده تبديل به ايجاد شكاف و عميق بين اصولگرايان خواهد شد. يعني وقتي كه اختلاف در بالا شكل ميگيرد اين اختلاف در پايين به خصومت، پرخاشگري و تقابل بين نيروهاي انقلاب خواهد انجاميد. به علاوه اينكه فلسفهاي كه براي رقابت درون خانوادگي بين اصولگرايان عنوان ميشود فلسفهاي است كه به عقيده بنده مبتني بر مقدمات درستي نيست. مثلاً عنوان ميشود كه رقابت درون گفتماني موجب افزايش مشاركتي ميشود كه آقا از مردم و مسئولان و نخبگان مطالبه كرده است. بنده اعتقاد دارم آن چيزي كه موجب افزايش مشاركت مردمي و حضور حداكثري مردم در پاي صندوقهاي رأي ميشود رقابت بين دو گفتمان متفاوت است يعني اگر دو گفتمان و چند گفتمان متفاوت در مقابل هم قرار بگيرند (مثل اصولگرايي و اصلاحطلبي) موجب افزايش مشاركت مردم در انتخابات خواهند شد و حتي آراي خفته و سرگردان مردم را هم جذب خواهد كرد. اما برعكس اگر رقابت درون گفتماني ايجاد شود صرفاً منجر به تقسيم آراي آن جبهه يا جريان و گفتمان خواهد شد. نيروهاي ما نيروهاي اصولگرايي هستند كه تحت هر شرايطي شركت در انتخابات را واجب ميدانند. طبيعتاً آنها در انتخابات شركت ميكنند و اگر يك سبد باشد آراي آنها در يك سبد ريخته خواهد شد، اگر ۱۰ سبد باشد آراي آنها در ۱۰ سبد ريخته خواهد شد و اگر ۳۰ سبد باشد آراي آنها پراكنده خواهد شد و در ۳۰ سبد ريخته ميشود و اين موجب ميشود جريانهاي مخالف گفتمان اصولگرايي به راحتي به آراي لازم برسند و به كرسيهاي مجلس دست پيدا كنند. اين گونه عمل كردن (چند دستگي اصولگرايان) باعث ميشود جريانهاي مخالف اين گفتمان منسجم عمل كرده و آراي لازم را از مردم بگيرند و ائتلاف قوي و مؤثري در مجلس شكل بگيرد. به همين دليل بنده فكر ميكنم رقابت درون گفتماني اولاً باعث مشاركت حداكثري نخواهد شد ثانياً موجب تقسيم سبد آراي اصولگرايان خواهد شد ثالثاً موجب اختلاف نظر و شكاف در بين نيروهاي اصولگرا خصوصاً در دامنه خواهد شد. بايد جلوي اين روند آشفته و پراكنده موجود را گرفت و ما تلاش ميكنيم تا جايي كه ممكن است فرايند وحدت را بيشتر در بين جريان اصولگرايان جاري و ساري كنيم.
پس شما معتقديد اختلاف كنوني در صورتي كه ادامه پيدا كند به شكاف نيروهاي انقلاب و حتي پس از انتخابات مجلس منجر خواهد شد و يكدلي و همگرايي نيروهاي اصولگرا را از بين خواهد برد؟
رقابت بين گفتماني است كه مؤثر است و پديدهاي كه امروز اصولگرايان با آن مواجه هستند ضررهاي زيادي را متوجه اين جريان ميكند.
بهرغم تأكيدات مقام معظم رهبري مبني بر رعايت اخلاق اسلامي و انتخاباتي، متأسفانه شاهديم جريانها و نيروهاي اصولگرا به تخريب و بدگويي يكديگر مشغولند، دلايل اين برخوردهاي عاري از اخلاق را چه ميدانيد؟
بنده فكر ميكنم علت اين كار فاصله گرفتن همه ما از ارزشهاي حاكم بر انقلاب اسلامي است.
در حكومت اسلامي و ارزشهاي پديد آمده از آن شاهديم كه رقابت انتخاباتي رسيدن به قدرت نيست بلكه براي انجام تكليف است، براي خدمت به مردم و حكومت اسلامي است، عرصه عرصه عبادت است و نبايد در عرصه عبادت گناه كرد. ما در اين عرصه بايد به معرفي خودمان بپردازيم، به معرفي ليست و جبهه خود بپردازيم، در پي اثبات خودمان باشيم نه تخريب ديگران. تخريب رقيب يك اقدام غيراخلاقي و غيرقانوني و گناه است و نميشود با دستمال كثيف نوشت كه پاكيزگي را رعايت كنيد. ما الان با لجن مينويسيم كه پاكيزگي امر مقبولي است و اين براي جامعه قابل پذيرش نيست. من فكر ميكنم تنها راه رسيدن به يك اخلاق انتخاباتي رعايت ارزشها و فاصله گرفتن از تخريب و تخطئه ديگران است. ما بايد اين روحيه را از خودمان دور كنيم كه «بايد به هر وسيله و حيلتي پيروز و برنده انتخابات شويم.» با نابودي ذخاير انقلاب و تخريب دلسوزان و آگاهان جامعه، با ايجاد خصومت و عداوت و دشمني بين رقبا نبايد به هدف رسيد. اين نقطه بسيار نگرانكنندهاي است كه بايد گروههاي سياسي و رقباي انتخاباتي بيشتر به آن توجه كنند.
برخي از افراد زماني كه در ليست جبهه متحد اصولگرايي قرار نگرفتند به ائتلاف جديدي به نام صداي ملت دست زدند، ميزان موفقيت اين گروه را با توجه به عملكرد آنها در فتنه ۸۸ چطور ارزيابي ميكنيد؟
بنده فكر ميكنم بايد اول ريشه اين تعدد ليستها را بررسي كنيم. بنده فكر ميكنم دوستان خوب ما در جبهه پايداري بناي چنين حركتي را پايهگذاري كردند و اصل وحدت را مخدوش كردند. اگر برخي دوستان ما به فرآيند وحدت، گردن گذاشتند، اين مديريت وحدت ضربه نميخورد و به اين منجر نميشد كه عده و گروههاي ديگر هم دست به ارائه ليست جديد بزنند. اين افراد كه امروز به اسم منتقدين و... دست به ارائه ليست تازه ميزنند اين را تكليف خود ابراز ميكنند در صورتي كه واقعاً تكليف اصولگرايانه چيز ديگري را براي آنها ترسيم ميكند. برخي دوستان اقدامات خلاف قاعدهاي را صورت دادند، برخي دوستان تمايل شديد داشتند به هر شكل ممكن در جبهه متحد اصولگرايي حضور داشته باشند و به طور طبيعي اصول جبهه متحد را پذيرفته بودند و با توجه به اين موضوع زماني كه در ليست ۳۰ نفره قرار نگرفتند دست به ائتلاف تازهاي زدند. اين حركت آنها به اين معنا نيست كه اصول حاكم بر جبهه متحد اصول قابل اعتنا و مقبولي نيست و اين بشود كه ما اصول ديگري را جايگزين كنيم. حركت اين دوستان حركتي پارادوكسي است يعني مبتني بر تضاد و تناقض و اگر ما تا چند هفته قبل پذيرفته بوديم كه جبهه متحد كاملترين است و اصول حاكم بر آن را جامع بدانيم چرا بايد به ارائه ليست مستقل دست بزنيم و فرايند ديگري را ايجاد بكنيم؟ اگر ما اصول و مباني جبهه متحد اصولگرايي را قبول داريم چرا بايد به ليست مستقلي دست بزنيم و ليست اصولگرايان را تضعيف كنيم؟ بنده احساس ميكنم كه اين اقدام گروه صداي ملت اقدام مقبولي نيست. به علاوه اينكه دوستاني اين اقدام را انجام ميدهند كه در سابقه خودشان تلاش كردهاند كه سابقه درخشاني از حفظ ارزشها و گردن نهادن بر اصول حاكم بر ارزشها را نشان بدهند.
شما تا چه حد معتقديد كه دو جريان انحرافي و فتنه با تاكتيكهاي پيچيده و طراحيهاي مدون در پي تحميل شكست انتخاباتي به اصولگرايان هستند با توجه به اينكه عدهاي معتقدند «پروژه فتنه و انحرافهراسي» در دستور كار قرار گرفته است تا اصولگرايان با مردودين فتنه ائتلاف كنند؟
بنده معتقدم اين تلاش و كوششها حقيقي بوده است. اين دو گروه به دنبال اين هستند كه در مجلس نهم واقعاً يك حضور قدرتمند داشته باشند و به همين دليل حاضر شدند سرمايهگذاري گزافي هم انجام بدهند. به همين دليل هدف مشترك جريان انحرافي و اصلاحطلبان و جريان فتنه اصولگرايان هستند. اگر اين گروهها بتوانند حد نصابي را در مجلس نهم به دست بياورند (كه به نظر ميرسد به دست خواهند آورد) آن ظرفيت به صورت فراكسيون مشترك (يا علني يا به صورت پنهاني) تجميع آرا را هم در پي خواهد داشت تا مقابله با جريان اصولگرايي را مورد توجه قرار دهند. هم جريان اصلاحطلب هم جريان انحرافي و فتنه با تمام قدرت به دنبال اين هستند كه جاپاهاي محكمي در مجلس نهم داشته باشند. من احساس ميكنم هنوز جريان انحرافي با استراتژي «ورود در حوزههاي يك نماينده و دو نماينده» و شناسايي كانديداهايي كه ظرفيتهاي مناسبي براي رأيآوري دارند به كار خود ادامه ميدهد. اين جريان با افرادي كه داراي رأيآوري بالايي هستند وارد معامله ميشوند و سعي دارند آنها را وامدار خود كنند. جريان انحرافي براي ايجاد فراكسيون قوي در مجلس نهم سرمايهگذاري سنگيني را متقبل شدهاند چرا كه نتوانستند مهرههاي خودشان را از فيلتر شوراي نگهبان عبور دهند. استراتژي سوم اين جريان اين است كه پس از شكلگيري مجلس نهم با ايجاد جاذبههاي قدرت و ثروت يارگيري بكنند از ميان كانديداهايي كه رأي لازم را كسب كردهاند. پس جريان انحرافي جريان بسيار فعال و پرتحركي است براي قطع حضور اصولگرايان در مجلس نهم.
پس شما معتقديد جبهه انحرافي پس از آنكه نتوانست مهرههاي درجه يك خود را از فيلتر شوراي نگهبان عبور دهد در پي ورود مهرههاي درجه دوم خود به عرصه انتخابات و پيروزي در اين آوردگاه است؟
بله اين هم بسيار خطرناك است. مهرههايي هستند كه در برنامهريزي ابتدايي اين جريان در ليست قرار نگرفتند اما به واسطه ظرفيت بالاي رأيآوري توانستند نظر اين جريان را جلب كنند به همين دليل مورد توجه اين جريان قرار گرفتند. بنده خودم نمونههايي را سراغ دارم كه جريان انحرافي به دنبال كسب نظر آنها برآمده است و پيشنهادات خيرهكننده را هم به آنها دادهاند. البته اين جريان صرفاً به مهرههاي درجه دوم هم تكيه نميكنند و علاوه بر مهرههاي درجه ۲ به ظرفيتهاي موجود برخي گزينهها هم توجه خاصي دارند.
اطلاعاتي داريد كه به صورت مشخص نشان دهد جريان انحرافي پيشنهادات مالي به برخي از كانديداها داده تا آنها را وامدار خود كند؟
يكي دو مورد را بنده مستقيماً در جريان آن هستم كه به من گزارش شده كه جريان انحرافي به آنها پيشنهادات اغواكننده داده است. البته اين گزينهها پيشنهادات جريان انحرافي را نپذيرفتهاند، اما واسطههاي اين جريان مراجعاتي به اين افراد داشتهاند. يكي از آنها نماينده ولي فقيه در يكي از استانهاي كشور بود كه به خود بنده گفت، قبل از ماه مبارك رمضان به من مراجعه كردهاند و ۶۰۰ ميليون تومان اعتبار را براي فعاليتهاي انتخاباتي پيشنهاد دادهاند و زماني كه از آنها سؤال كردم اين مبلغ و سرمايهگذاري را در قبال چه كاري هزينه ميكنيد و از من چه انتظاري داريد، اظهار كردهاند كه فقط شما وارد مجلس ميشويد و در مجلس با ما همراه و يكدل ميشويد و غير از آنچه ما ميگوييم عمل نميكنيد.
فصل مشترك جريان فتنه و انحراف چيست؟
فصل مشترك اين جريانها اصولگرايي است. اين جريان تمام امكانات خود را بسيج كردهاند براي اينكه جريان اصولگرايي را تخريب كنند و اجازه ندهند كه اينها در عرصه مقابله با فساد و انحراف و فتنه گامهاي اساسي بردارند و آنها را در مجلس هم كمرنگ كنند.
ميتوان گفت كه جريانهاي مخالف گفتمان اصولگرايي تا امروز به برخي از اهداف خود رسيدهاند؟
من فكر ميكنم در برخي از قسمتها اين جريانها به اهداف خود رسيدهاند. اما در وارد كردن گزينههاي درجه اول و سفيد خود به واسطه اقدام هوشمندانه شوراي نگهبان ناكام ماندهاند. آنها در استراتژي اول خود كه ورود مهرههاي اصلي به عرصه انتخابات بود ناكام ماندند. اما در استراتژي دوم احساس ميشود كه آنها گامهايي را محكم برداشتهاند و استراتژي سوم آنها هم كه «تطميع انتخاب شدگان مجلس نهم است» استراتژي خطرناكي است. البته رقابت عدهاي از اصلاحطلبان كه عملكرد بدي نداشتهاند را يك رقابت سالم و مشروع تفسير ميكنيم و اعتراض ما به كساني است كه در مقابل نظام ايستادند و با رويكرد براندازانه و ساختارشكنانه و تلاش كردند از قانون و فصلالخطابها عبور كنند و خودشان را مساوي با قانون بدانند. طبيعتاً طيفهايي كه از نظام عبور كردند و به تخريب ظرفيتهاي نظام مبادرت كردند و رفتار ساختارشكنانه در پيش گرفتند يا با فتنهگران همراهي كردند طيفهاي مقبولي نيستند اما گروهي كه همراهي نكردند يا اگر همراهي كردند خيلي زود اظهار ندامت كردهاند و خودشان را در چهارچوب نظام تعريف ميكنند، اينها قطعاً از نظر ما گروههاي داخل نظام تعريف ميشوند. اما اصلاحطلباني كه هنوز با جريان فتنه همراهي و حمايت ميكنند جزو فتنهگران هستند و در داخل نظام قابل تعريف نيستند.
برآورد شما از ميزان پيروزي اصولگرايان در انتخابات اخير چيست؟
در شهرستانها اطلاعاتم نسبت به احتمال رأيآوري گزينههاي جريان اصولگرايي كامل نيست اما در مورد تهران هر روز كه ميگذرد احساس ميكنم كه رويكرد مردم نسبت به جبهه متحد اصولگرايان رويكرد مثبتتري ميشود. منطق جبهه متحد اصولگرايان كه با حمايت جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز قوام و شكل گرفته و با حضور افراد پرسابقه و سرشناس و انقلابي سازمان يافته باعث شده است آراي بيشتري را به خود جلب كند. رفتارهاي غيراخلاقي گروههايي كه درصدد تخريب جبهه متحد هستند هم تأثير به سزايي داشته است.
برخلاف تصور حداقل اشتراك ممكن بين دو ليست جبهه پايداري و جبهه متحد در تهران صورت گرفت چرا؟
سؤال خوبي است. دوستان به ما ميگفتند كه قصد داريم كار گفتماني انجام دهيم و اگر هم ليستي ارائه دهيم، ليست ما حتماً ۷۰ درصد با ليست جبهه متحد اشتراك خواهد داشت اما الان كه ليستها ارائه شده است ما كمترين اشتراكات را ميبينيم و آن مشتركات هم با فلسفه اشتراكات دو ليست انجام نشده است بلكه بر اساس رأيآوري افراد لحاظ شده است.
افرادي كه رأيآوري بالايي دارند در ليست دوستان ما قرار گرفتهاند افرادي مثل حداد عادل و سردار كوثري ظرفيت رأي بالايي در تهران دارند و طبيعتاً حضور آنها در هر ليستي موجب افزايش آراي آن ليست ميشود.
آخرين نظرسنجيها چه چيزي را نشان ميدهد؟
متأسفانه اطلاعات بنده به دليل درگيريهاي انتخاباتي مثل سخنراني و جلسات كامل نيست. اطلاعاتم بهروز نيست.
با نگاه واقعبينانه ميشود انتظار داشت مجلس اصولگرايي ديگري حتي بهتر از مجلس هشتم شكل بگيرد؟
بنده فكر ميكنم اگر مقداري با صبر و تأمل شخصيتها و نخبگان جريان اصولگرايي وارد بشوند و در همين چند روزه هم بتوانند اقداماتي را براي وحدت صورت بدهند، حتماً ما شاهد يك مجلس بسيار مؤثر خواهيم بود اما اگر با همين فرايند غير وحدت جلو برويم و با ليستهاي متعدد آراي نيروهاي اصولگرايي را تقسيم كنيم، شاهد چند دستگي در مجلس نهم خواهيم بود و اولين نكته آن اين است كه ما شاهد فراكسيوني با حضور اكثر اصولگرايان نخواهيم بود و فراكسيونهاي مختلفي در مجلس نهم شكل خواهد گرفت كه اين به تقسيم ظرفيتهاي اصولگرايان و عدم وصول به يك وحدت واقعي و حركت در جهت عدم انسجام رأي و منطق در آن مجلس خواهد انجاميد. مگر ما در چند روز باقي مانده بتوانيم فرايند وحدت را بهتر مديريت كنيم.
براي اين كار دير نشده است؟
قطعاً دير شده است اما ممكن است اگر نخبگان نتوانند به اين هدف والا دست پيدا كنند خود مردم دست به كار شوند به ليست اصلي اصولگرايان مراجعه بيشتري كنند.