
علاوه براينكه يكي از اهداف جريانهاي مخالف اصولگرايان هم استفاده از تاكتيك «موتور روشن، چراغ خاموش» در آوردگاه انتخابات همين موضوع بوده كه تا حدودي هم برآورده شده است. زد و خورد دو جبهه متحد و اصولگرايي در برخي سايتها كار را به هتاكي و افترا رسانده است و اين با نزديك شدن به روز ۱۲ اسفندماه قطعاً رشد فزايندهاي خواهد گرفت و اين قرابت هوشمندي بيشتر اصولگرايان را ميطلبد. اسماعيل كوثري، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه در گفتوگو با «جوان» ضمن تقبيح دانستن تخريب اصولگرايان به دست هم، ميزان موفقيت اين جريان را در انتخابات بالا ميداند.
چرا بهرغم كش و قوسهاي فراوان ائتلاف يا همگرايي در جريان اصولگرايي صورت نپذيرفت؟
بله، بهرغم تمام تلاشها و رايزنيها كه بين جريان اصولگرايي و به صورت مشخص بين جبهه متحد اصولگرايي و جبهه پايداري صورت گرفت همگرايي و يكدستي قابل ملاحظهاي در اين بين صورت نگرفت. در اين بين هر تشكل و گروهي احساس ميكند كه موضع و حرف خودش صحيح و درست است لذا بر مواضع خود اصرار و پافشاري ميكند و بر همين اساس گذشت و ديگر خواهي لازم در اين مقوله جلوهگر نميشود. يكپارچگي و وحدت براساس گذشت و تعديل مواضع شخصيتها و گروههاي مختلف صورت ميگيرد و اگر اين خصيصه را نداشته باشيم نبايد انتظار داشته باشيم كه اتفاق آرا در اين جريان صورت بگيرد. عامل ديگري كه باعث شد جريان اصولگرايي به وحدت لازم نرسد اين نكته بود كه اصولگرايان مسائل اصلي را تا حدودي ناديده ميگيرند و به جاي آن مسائل فرعي را مينشانند. به فرموده رهبر معظم انقلاب بايد ما جاي اصلي و فرعي را هيچگاه عوض نكنيم كه اين آسيبزاست. البته گروههاي منسوب به جريان اصولگرايي هيچ تفاوت و اختلاف نظري در مورد اصول ندارد و تمام مباني و اصول و اهداف آنها يكي است اما متأسفانه فرعيات را مهمتر از آن چيزي كه هست بها ميدهند. همين ويژگي هم باعث آن شده كه در دل جريان اصولگرايي وحدت لازم صورت نگيرد.
دو ليست شدن اصولگراها به نفع اين جريان هست يا به ضرر؟
از يك طرف كه نگاه ميكنيم اين به نفع جريان اصولگرايي و حتي نظام هست و از طرف ديگر برخي جاها هم ميتواند به ضرر اين جريان باشد. از نگاه اول چون اصلاحطلبان در انتخابات شركت نكردهاند و فضاي مرسوم ادوار گذشته نيست ما ميتوانيم با حفظ شرايط و اصول رقابتي را در جريان اصولگرايي به وجود بياوريم. اين تاكتيك ميتواند باعث گرم شدن تنور انتخابات شود و حضور پرشورتري را در انتخابات خواهيم داشت. هر چند بايد عرض كنم بسياري از كانديداهاي اصلاحطلبان شركت كردهاند و تأييد صلاحيت هم شدهاند و به صورت ظاهري در انتخابات شركت نكردهاند چرا كه در جامعه پايگاهي نداشتهاند و تصميم داشتهاند مشاركت مردمي را به حداقل ممكن برسانند. از طرف ديگر جريان انحراف و فتنه در كمين نشستهاند تا مجلس نهم را از دست اصولگرايان بيرون بياورند و به شكلي عمل كنند كه اصولگرايان سرشان به خودشان گرم شود تا آنها بتوانند با فراغ بال بيشتري عمل كنند و به اهداف خود برسند. اصولگرايان هم با توجه به ترفندهاي دو جريان فتنه و انحراف بايد طوري عمل بكنند كه ضمن مشاركت حداكثري مردم در انتخابات، مجلس اصولگراي ديگري شكل بدهند كه در آن گزينههاي غير اصولگرايي در حداقل ممكن باشند. اين تفكر اصولگرايي است كه ميتواند گفتمان امام و رهبري را كه همان گفتمان اصيل انقلاب است به جلو پيش ببرد. گفتمان جريان اصلاحات و انحرافي اگر بر جامعه حاكم بشود براي نظام و جامعه بسيار خطرناك است. عملكرد اين دو جريان نشان داده است كه به محض ورود به جايگاههاي ويژهاي مثل مجلس از هيچ كوششي عليه آرمانهاي حضرت امام و نظام اسلامي دريغ نميكنند. اصولگرايان بايد كار را به جايي برسانند كه جز اندوه و افسوس براي اين جريان راه و حاصلي نباشد. تمام جريان اصولگرايي بايد با حفظ اصول و مباني در جهت تثبيت گفتمان اصولگرايي و حفظ مجلس اصولگرا قدم بردارند. اين جز با تفكر، هوشمندي و همدلي حاصل نميشود.
شما طرفدار كدام نظريه هستيد؛ رقابت سالم اصولگرايي يا همگرايي در دل اين جريان؟
من معتقد بودم كه بايد دوستان از هر دو طرف مينشستند كنار هم و هر مشكل و اختلاف نظري بوده را آنجا حل ميكردند. اما حالا كه اين موضوع صورت نگرفته و ما شاهد رقابت در دل جريان اصولگرايي هستيم بايد تا حد امكان اشتراكات دو ليست جبهه متحد و جبهه پايداري را به حد اعلام ميرسانديم تا حداكثر اشتراك لازم را در دو ليست ببينيم. اما حالا كه اين هم صورت نگرفته است بايد با حفظ اخلاق انتخاباتي و اصولي و مباني حاكم بر جريان اصولگرايي خود را اثبات كنيم و به تخريب و بدگويي ديگران نپردازيم. در اين مرحله بايد همه چيز را به مردم بسپاريم چون آنها هستند كه بهترين را انتخاب خواهند كرد. به لطف خدا مردم ما با بصيرت و آگاهياي كه دارند و اين را در مقاطع حساس هم نشان دادهاند ميتوانند بهترين و شايستهترين فرد را انتخاب كنند. مردم كه در بسياري از مواقع از مسئولان هم بهتر بودهاند و جلوتر حركت كردهاند ليستي و افرادي را انتخاب ميكنند كه انشاءالله منجر به شكلگيري مجلس نهم قوي و صالحي به نام اصولگرايي باشيم. البته بايد گفت اگر افراد كانديدا پراكنده انتخاب شوند قطعاً جريان اصولگرايي ضرر خواهد كرد. مردم بايد طوري انتخاب بكنند كه هم بهترينها را انتخاب كنند هم افراد مشترك و نزديك به هم را انتخاب كنند. البته اين موضوع در تهران است،در استانها و شهرستانها هم حتماً نمايندگان جريان اصولگرايي كه هم در گذشته خود و اصولگرايي خود را اثبات كردهاند و هم در حال و آينده نسبت به عملكرد آنها يقين وجود دارد انتخاب خواهند شد. نمايندگاني بايد در سراسر كشور انتخاب شوند كه منافع ملي و مردمي را بر منافع شخصي و گروهي اولويت ميدهند. همانطور كه ما در هشت سال دفاع مقدس نگذاشتيم دشمن به اهداف خود برسد و حتي يك وجب از خاك ما را به دست آورد الان هم كه در شرايط انتخاب هستيم نبايد اجازه دهيم دشمن به اهداف و نيات خود برسد و اين جز با حضور حداكثري و همبستگي و همدلي و انتخاب شايستهترين افراد به دست نميآيد. البته آنچه بنده يقين دارم اين است كه مردم قطعاً به بهترين شكل ممكن عمل خواهند كرد و آنطور كه انتظار ميرود شكست ديگري را به دشمن تحميل خواهند كرد. بايد نكتهاي عرض كنم و آن اين است كه كاش با همگرايي لازم تكليف مردم را معين ميكرديم و آنها را دچار آشفتگي و سردرگمي نسبت به ليستها نميكرديم.
برخي از افراد جريان اصولگرايي اظهار ميكنند كه ارائه دو ليست مستقل و متنوع قدرت انتخاب بيشتري به مردم ميدهد و دست آنها را براي انتخاب افراد بازتر ميكند، شما هم به اين نظريه معتقديد؟
ارائه يك ليست واحد و يكدست محدوديتي براي مردم به وجود نميآورد. خب بزرگان و دوستان بايد طبق اصول و معيارهاي مشخص انقلاب و نظام افرادي را مشخص و به مردم معرفي ميكردند. همانطور كه عرض كردم مردم با عقل و فهم و درايت مانند هميشه بهترينها را انتخاب خواهند كرد و مجموع ليست ۳۰ نفره تهران افراد معتقد و متخصص و كارداني خواهند شد.
اشتراكات دو ليست جبهه متحد و جبهه پايداري در استان تهران حداقل ممكن بود، آيا اين روند در شهرستانها و استانهاي ديگر هم تحقق مييابد يا بر خلاف ليستهاي تهران شاهد حداكثر اشتراك كانديدا در اين دو جبهه خواهيم بود؟
بايد عرض كنم اشتراكات افراد و كانديدا در دو ليست جبهه متحد و جبهه پايداري در استانها و شهرستانها قطعاً بيشتر از اين خواهد بود. ولي هميشه تهران شرايط حساس و ويژهاي داشته است نسبت به ساير شهرها و استانها. در ادوار گذشته اصولگرايان به صورت يكپارچهتر و هماهنگتر وارد عرصه ميشدند اما در اين دوره اينگونه نبوده ولي قطعاً در شهرستانها و استانها وضع فرق خواهد داشت.
ميشود كانديداهاي مشترك جبهه متحد و جبهه پايداري را به صورت درصدي گفت؟
در هفتههاي گذشته سعي و تلاش تمام جريان اصولگرايي اين بود كه اشتراكات بالاي هشتاد درصد باشد و همه براي اين كار تلاش كردند، اما به مرور اين هدف به صورت كامل محقق نشد.
اگرچه در تهران حدود ۲۰ درصد از اشتراك را در دو ليست شاهد هستيم اما در شهرستانها و مراكز استانها اين به بيش از ۶۰ درصد ميرسد. يعني جريان اصولگرايي در كشور بيش از ۶۰ درصد از گزينههايش مشترك است.
متأسفانه شاهد آن هستيم در روزهاي اخير برخي گروههاي ذيل گفتمان اصولگرايي دست به تخريب و پراكندهگويي عليه ديگر گروههاي اصولگرايي ميزنند؛ اين رويكرد ميتواند آسيبهايي را متوجه جريان اصولگرايي كند يا پيروزي اين جريان را تحتالشعاع قرار دهد؟
متأسفانه همينطور است و بايد انتظار داشته باشيم در روزهاي آتي هم پررنگتر و بدتر هم شود. البته بايد تحركات و نوع فعاليتهاي دشمنان و جريانات مخالف اصولگرايي را هم ناديده نگيريم. آنها تمام توان و وقت خود را در طول ماههاي اخير گذاشتهاند كه رقابت غيراصولي در دل جريان اصولگرايي شكل بگيرد كه بر محور بداخلاقي، توهين و دروغ پراكني بچرخد. اين بسيار آفتزاست. هدف جريانهاي مخالف اين بود كه اولاً اصولگرايان به وحدت لازم نرسند و ليستهاي متعدد و پراكنده را براي انتخابات آماده كنند و از اين فرصت براي ضربه زدن به جريان اصولگرايي استفاده كنند. بهتر است تمام گروههاي اصولگرايي هم حواس خود را جمع كنند و فقط به اثبات خود بپردازند و دست به تخريب و توهين ديگر همفكران خود نزنند. گروههاي اصولگرايي با حفظ اصول و مباني و حفظ اخلاق سياسي بايد به رقابت بپردازند نه آنكه همديگر را متهم به مسائل غير واقع كنند. البته پافشاري روي نقطه نظرات با ادعاي اينكه ما بحقيم و ديگران اشتباه ميكنند امروز يكي از معضلات جريان اصولگرايي به حساب ميآيد. متأسفانه اشكالي كه شما اشاره فرموديد دقيقاً وارد است و به عنوان مسئله آسيبزا در جريان اصولگرايي است كه آنها را از اهداف و مقاصدشان دور ميكند.
برخي افراد كه در گذشته به نام اصولگرايي در مجلس هشتم حضور داشتند به محض آنكه در ليست اصولگرايي متحد يا پايداري قرار نگرفتند دست به تأسيس گروهي زدند و به صورت مستقل قصد حضور در انتخابات را دارند، ميزان موفقيت اين گروههاي نوظهور را چگونه ميبينيد؟
افرادي كه امروز به عنوان منتقدين دولت يا هر اسم ديگري در انتخابات نهم شركت كردهاند اگر واقعاً اين افراد مسير را درست طي ميكردند و پاسخ اعتماد مردم را ميدادند اين كار صورت نميگرفت كه اين افراد در ليست اصولگرايي قرار نگيرند. عملكرد و نوع مواضع اين افراد باعث شد كه جريان اصولگرايي اين افراد را غربال كند و اجازه حضور آنها را در ليست انتخاباتياش ندهد. متأسفانه شخصي مثل آقاي علي مطهري و دوستانشان تهمتهايي را هم به جريان اصولگرايي و جبهه متحد و پايداري ميزند كه مثلاً من تنها حق و باطل را تشخيص ميدهم و ميفهمم و ديگران آلت دست فلان كس هستند. متأسفانه در درون مجلس هم اين افراد همين طور احساس و فكري داشتند. بنده يك بار در مجلس به آقاي مطهري گفتم كه من تأسف ميخورم كه شما فرزند يك انسان متفكر و وارسته هستيد كه حضرت امام (ره) آنگونه از ايشان ياد ميكنند. اين افراد فقط حرف خودشان را مطرح ميكنند كه گوش آنها به هيچ برهان و منطقي بدهكار نيست، در صورتي كه اگر ما در انتخابات دهم رياستجمهوري از آقاي احمدينژاد حمايت كرديم و براي رأي آوري ايشان هر كاري كرديم اما زماني كه ديديم ايشان اندكي راه را اشتباه ميرود و جبهه انحرافي در كنارش شكل گرفته است از ايشان اعلام برائت كرديم و آنگونه به ايشان انتقاد كرديم كه همگان تعجب كردند. اعضاي فراكسيون انقلاب اسلامي كه امروز جبهه پايداري را تشكيل داده تا حد ممكن از ايشان و جبهه انحرافي انتقاد كرد و حتي بنده گفتم اگر انتخابات ديگري شكل بگيرد كه احمدينژاد كانديدا باشد قطعاً به ايشان رأي نميدهيم. اصلاً مشكلي ندارد كه اين افراد ائتلاف و دسته تازهاي شكل بدهند و در انتخابات شركت كنند اما نبايد با ديگران دعوا داشته باشند و همه را متهم به مسائل و موضوعات دروغي بكنند. ميزان موفقيت آنها را هم زياد نميبينم، شايد آقاي مطهري به واسطه نام پدرشان موفقيتهايي داشته باشد و مردم به خاطر اسم ايشان كه منسوب به شهيد بزرگوار هست رأي بدهند اما بايد بگويم به صورت كلي موفقيتي به دست نميآورد.
جبهه ايستادگي هم كه خود را ملزم به حمايت و تبعيت از ۸+۷ ميدانست دست به معرفي ليستي مستقل زده است. نظر شما در اين باره چيست؟
جبهه ايستادگي جلساتي با بزرگان از جمله حضرت آيتالله مهدوي كني داشته است، اما اين گروه يك مقدار دير اعلام موجوديت و بعد از تشكيل ۸+۷ اعلام حضور رسمي كرد و چون ۸+۷ شكل گرفته بود و مراحل خاصي هم پشت سر گذاشته بودند، سخت بود كه اين گروه هم در ۸+۷ ادغام شود. جبهه ايستادگي در ليست خود هم سعي كرده است تعدادي از ليستهاي ديگر اصولگرايي را در آن جا بدهد و بتواند در انتخابات شركت فعال كند.
نام شما در هر دو ليست جبهه پايداري و جبهه متحد اصولگرايي قرار گرفته است، آيا اين مسئله با هماهنگي شما صورت گرفته؟همچنين بفرماييد به كدام يك از اين ليستها تعلق خاطر بيشتري داريد؟
من در مجلس شوراي اسلامي در قالب فراكسيون انقلاب اسلامي با اعضاي جبهه پايداري همكاري صميمي داشتهام و قبل از آنكه جبهه پايداري هم تشكيل شود ما به صورت هماهنگ و فشرده بسياري از همكاريها را انجام ميداديم و الان هم در برخي از جلسات آنها حضور پيدا ميكنم. بنده با هماهنگي برخي از اعضاي جبهه پايداري در جلسات جبهه متحد حضور پيدا كردم و در ليست آنها قرار گرفتم. بنده اعتقاد دارم در نهايت اين دو جبهه يكپارچگي را به دست ميآورند و خيلي هم در اين راه سعي كرديم اما متأسفانه اين مسئله محقق نشد. اين دو جبهه در اصول با هم هيچ مشكلي ندارند و اين را با اطلاعات كامل از دو جبهه عرض ميكنم اما چقدر خوب بود كه مسائل جزئي و فرعي فيمابين هم حل ميشد و با يكپارچگي در انتخابات حضور پيدا ميكردندكه اين به نفع مردم، نظام و جريان اصولگرايي بود.
شما از نظرسنجيهايي كه صورت گرفته است مطلعيد؛ ميزان استقبال به دو جبهه چه چيز را نشان ميدهد؟
نظرسنجيها متفاوت است. يكسري از آنها روي افراد صورت ميگيرد و يكسري ديگر روي جناحها و جبههها صورت پذيرفته است. البته بايد عرض كنم كه دربسياري از مناطق و شهرها جبهه متحد از ميزان مقبوليت بيشتري برخوردار است. البته اين نظرسنجي به حدود ۲۰ روز پيش برميگردد و قطعاً تا الان تغييراتي در آن صورت گرفته است. در آن نظرسنجي جبهه متحد ۳۷ درصد آرا را شامل ميشد و گروههاي ديگر هم در ردههاي بعدي بودند.
تشكيل جبهه پايداري دستاوردهايي را هم به همراه داشته است؟
بله. پايداري روي اصول و مباني هميشه دستاوردهاي مثبتي به همراه دارد. يكي از دستاوردهاي اين جبهه در مدت كوتاه اين بود كه جبهه متحد اصولگرايي ملزم شد كه برخي از مردود شدگان و ساكتين فتنه ۸۸ را از ليست اصولگرايي طرد كند. حساسيت ايجاد كردن جبهه پايداري باعث شد كه افرادي كه عملكرد مناسب و بسا تأسفباري در سال ۸۸ داشتند را از ليست اصولگرايي بيرون بگذارند. البته ما بايد به اين سمت برويم كه مجلس اصولگراي نابي تشكيل بدهيم كه سالم و قوي و پويا باشد و حركت رو به رشد نظام را شتاب بيشتري ببخشد. بايد عرض كنم بيش از بيست نفر از نمايندگان فعلي مجلس رد صلاحيت شدهاند كه خودش نشان ميدهد برخيها شايستگي حضور در جمع نمايندگان ملت را ندارند و در مدتي كه به عنوان وكيل مردم فعاليت كردهاند نتوانستهاند مطلوب و ارزنده در جهت خدمت به خلق قدم بردارند. وضع حال و گذشته افراد بايد مورد بررسي قرار بگيرد چون آينده هيچ كسي معلوم نيست و احتمال دارد هر كس در آينده به انحراف يا انحطاط كشيده شود. همه بايد از خداوند بخواهيم وضع آينده مان هم به مانند فعلمان باشد و طوري عمل كنيم كه مورد قبول خداوند باشد.
كاهش مشاركت مردم از برنامههاي دشمن در انتخابات آتي است؛ اين موضوع چه رابطهاي با چالش امنيتي كه مقام معظم رهبري فرمودهاند دارد؟
كاهش مشاركت مردم سبب ميشود، زماني كه دشمن اين مسئله را مطرح كرده و آن را بسيار بزرگ ميكند، افرادي كه كمي شك و شبهه دارند حرف آنها را تقويت كنند و بگويند كه ميشود. در نتيجه اين چالش به خودي خود به وجود ميآيد و پيچيدهتر ميشود. چرا كه نميخواهند صريح صحبت كنند و نميتوانند بگويند ما در فتنه بوديم لذا اين افراد مردم را فريب ميدهند و به مردم نميگويند كه براي چه منظوري ما مورد قبول قرار نگرفتيم و نميگويند ما برانداز بوديم. دشمنان نظام ما از جمله امريكا و انگليس ديگر نميتوانند كاري براي به چالش كشيدن انتخابات ما انجام دهند چرا كه دستشان براي همه رو شده است، هم امريكا، هم اروپا، هم صهيونيستها و هم اصلاحطلبان و انحرافيون نميتوانند ديگر به اين نظام ضربه بزنند. البته اين مسئله به آن معنا نيست كه خطري از جانب آنها ديگر وجود ندارد، نه، بلكه آنها توطئهها و دسيسههاي خود را انجام ميدهند. اما به لطف خداوند، وجود رهبري حكيم و مردم آگاه، هيچ كاري نميتوانند بكنند.
يكي از سياسيون هفته گذشته از افول جريان اصولگرايي حرف به ميان آورد، شما با اين نظريه موافقيد؟
اصولگرايي مبتني بر يک تفکر و عقيده است و تفکر و عقيده هم به سادگي از بين نميرود، يکي از علتهاي اصلي استحکام تفکر اصولگرايي هم عجين شدن آن با نظام و انقلاب اسلامي است. اگر اصولگرايي به آخر خط خود رسيده باشد بايد بگوييم نظام و انقلاب هم به آخر خط رسيده است يعني چون اين دو با يکديگر پيوند ناگسستني دارند، اصولگرايي زماني به بن بست ميرسد که نظام به بن بست رسيده باشد، در صورتي شواهد و قرائن حکايت از آن دارد که نظام شکوهمند انقلاب اسلامي با صلابت سابق به راه خود ادامه ميدهد. در سالهاي اخير هم به حمايت مردم از نظام جمهوري نيز افزوده شده که کم نشده است؛ نمونه آن را نيز در يوم الله ۲۲ بهمن با حضور حماسي آحاد ملت در راهپيمايي اين روز شاهد بوديم که اين نيز خود مهر تأييدي است که نظام جمهوري اسلامي هنوز زنده و پويا است پس اصولگرايي زنده و پويا است.
اينکه گفته ميشود چون اصولگرايان با يکديگر اختلاف دارند و بر پايه اين اختلاف هم نميتوانند به وحدت برسند تا مثلاً در انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي يک فهرست انتخاباتي ارائه کنند را نميتوان ملاک مناسبي براي به بن بست رسيدن تفکر اصولگرايي قلمداد کرد.
اختلاف ميان اصولگرايان همواره بوده و هست که اين خود نشان از پويايي تفکر اصولگرايي دارد با اين حال اختلافات هيچگاه در اصول نبوده است چرا که اصولگرايان در اصول اوليه که همانا حفظ و تقويت آرمانهاي نظام و انقلاب است با يکديگر هيچگونه اختلافي ندارند. اختلافات ميان اصولگرايان عمدتاً در روشها و شيوههاي دستيابي به اهداف و اصول است که اين نيز طبيعي است و انتظار اينکه بخواهند افراد يک طيف و گروه سياسي در همه زمينهها با يکديگر تفاهم داشته باشند اساساً پذيرفته نيست.
ارائه فهرستهاي متعدد انتخاباتي به معناي شکلگيري جنگ قدرت ميان اصولگرايان نيست. اصولگرايان طيف وسيعي را شامل ميشوند که در اين طيف افراد با تفکرات و عقايد متفاوت در کنار يکديگر به دنبال دستيابي به اهدف و اصول اصلي اصولگرايي هستند و در اين مسير هم با يکديگر رقابت دارند و اين رقابت هم سالم است و در اين بين هم جنگي ميان آنها شکل نگرفته است.
حضور مردم در انتخابات نهم را با توجه به فضاي سياسي حاكم بر كشور چگونه ميبينيد؟
یکی از عوامل مهمی که سبب میشود مردم عزیز ایران مانند گذشته حضور پرشوری در انتخابات داشته باشند، مشاهده ویژگیهای اخلاقی نظیر صداقت و راستگویی ازسوي نامزدهای انتخاباتی است. مردم انتظار دارند که کاندیداهای مجلس با توجه به ظرفیت و توانمندی که دارند، با صداقت کامل به صحنه انتخابات وارد شوند.
برنامه اصلی دشمنان انقلاب ایجاد اختلاف بین آحاد ملت و مسئولین نظام است. مردم و نخبگان جامعه باید با آگاهی کامل از برنامههای دشمنان انقلاب طوری رفتار کنند که نه تنها خفت و خواری را برای مستکبرین عالم به بار آورند بلکه موجبات گسترش و ارسال پیام عزتمندانه نظام اسلامی به سایر کشورهای آزاده را فراهم آورند.
ایجاد فضای سالم رقابتی بین نامزدهای انتخاباتی عامل مهم دیگری در ایجاد نشاط و مشارکت حداکثری مردم در پای صندوقهای رأی است و به نظرم مردم خود بهترین تشخیص را میدهند و مطمئناً حضور پررنگی در انتخابات مجلس خواهند داشت.
مردم با هوشیاری و حضور پرشور خود در انتخابات به دشمنان انقلاب اعلام میدارند که هنوز محکم و با صلابت به دنبال حفظ نظام و دستاوردهای انقلاب اسلامی هستند و تحت هر شرایطی پشتیبان انقلاب هستند و تا تحقق اهداف عالیه انقلاب از هیچ تلاشی دریغ نخواهند کرد.
ایستادگی و قدرتمندی مردم در جهت خنثیسازی توطئههای دشمنان پیام دیگر این حضور به مستکبران عالم است و این حضور نشاندهنده انسجام و یکپارچگی و تبعیت از ولی امر مسلمین است و نتیجه آن ناامیدی دشمنان در همه عرصهها خواهد شد.