
بحث انتقال تيمها، بار ديگر از سر گرفته شده است. انتقالي که براي اهالي فوتبال، با خاطرات خوشي همراه نيست. بحثي که از اولين سال حرفهاي شدن فوتبال استارت خورد و در ليگ هفتم، بيشترين فعاليت را داشت و امروز به کابوسي براي تيمها تبديل شده است. کابوسي که انتهاي آن، که البته خيلي هم دور نيست، ميتواند به نابودي تيمها و حتي محو آن از صفحه خاطرات فوتبال دوستان بينجامد. با اين وجود، هنوز به رغم تجربيات ناکام مختلف در اين راستا، بحث انتقال تيمها به شهرهاي مختلف، کماکان ادامه دارد و مسئولان خيال بستن اين پرونده بيثمر را ندارند. پروندهاي که از نتايج پر بار آن ميتوان به نابودي پاس و پيکان اشاره کرد. تيمهايي که با شعار زنده کردن فوتبال در شهرهاي ديگر آواره شدند و بعد از گذشت چند سال، نه تنها موفقيتي را به دنبال نداشتند، که از اينجا رانده و از آنجا مانده شدند.
اين تيمها همواره بعد از انتقال، به فرزنداني تبديل شدند که سايه پدر را بالاي سر خود نميديدند، چرا که نه حمايت شهرهايي را که از آن کوچ کردهاند را دارند و نه حمايت شهري را که تازه بدان وارد شدهاند. البته روزهاي اول، اين مهمان ناخوانده وتازه وارد، براي شهر جديد جذابيت دارد اما اين جذابيت خيلي زود از بين ميرود. چرا که آنها همچون فرزندان ناتني هستند که تنها براي انجام بازي به شهر جديد ميروند و نه بازيکن بومي از شهر جديد خود که به نام آن سند خوردهاند ميگيرند و نه حتي در آن تمرين ميکنند و همين دو مسئله کافي است تا جذابيت اين مهمان تازه وارد، خيلي زود از بين برود و به چشم مهمان ناخوانده ديده شود.
بعد از سايپا، پاس، راه آهن، صبا و پيکان، فصل قبل نوبت به نفت تهران رسيده بود تا تنش بابت انتقال بلرزد. غير فوتباليها اين بار تصميم به زنده کردن فوتبال در اراک داشتند. در حالي که اراک خود چند تيم فوتبال دارد که به دليل عدم توجه و حمايت، هرگز نتوانسته خودي نشان دهد، مسئولان اما براي کم کردن تراکم پايتخت، تصميم به انتقال نفت گرفتند. اما اراکيها که اول کار، از اين انتقال به شدت استقبال کرده بودند، به محض آنکه مطلع شدند، خرج و مخارج نفت به گردن خودشان ميافتد، عقب کشيدند تا اين تيم، در تهران به کارش ادامه دهد و نفت توانست در اولين سال حضورش در تهران، خوش درخشيده و به پديده اين فصل ليگ برتر تبديل شود و حالا فركي و شاگردانش در هفتههاي پاياني ليگ دوباره مورد توجه قرار گرفتهاند و گويا اين بار بايد سر از شيراز يا جنوب در بياورند.
اين روزها، بحث انتقالهاي ديگري نيز به گوش ميرسد. در حالي که هنوز ليگ يازدهم به پايان نرسيده و تکليف تيمهاي صعود کننده و سقوط کننده روشن نشده است، شنيده ميشود مشهديها در تکاپوي خريد امتياز يک تيم ليگ برتري هستند. از طرفي گفته ميشود در صورت صعود دو تيم از بندرعباس از ليگ دسته اول به ليگ برتر، امتياز يکي از آنها (شهرداري) به مشهد واگذار ميشود اما برخي خبرها هم حکايت از انتقال امتياز راهآهن به مشهد دارد و در صورتي كه ابومسلم موفق به صعود نشود مسئولان اين استان در نظر دارند امتياز يك تيم ليگ برتري را بخرند و گويا رايزنيها با سهامداران راه آهن هم صورت گرفته و ميشود اين امر را قطعي دانست. اين در حالي است که استان خراسان، دو تيم ريشهدار و قديمي دارد که از هواداران بيشماري نيز برخوردار است. پيام و ابومسلم، دو تيم قديمي و پرطرفدار خراسان هستند که طي چند سال اخير، به واسطه بيتوجهي مسئولان و افتادن به دست افراد غير فوتبالي، از ليگ برتر دور ماندهاند. اما مسئولان به جاي آنکه بستر بازگشت دوباره ابومسلم و پيام را به سطح اول فوتبال ايران مهيا کنند، در پي خريد امتياز تيمي ديگر هستند که بيشک به سرنوشت تيمهايي چون پاس در همدان، و پيکان در قزوين مواجه ميشود.
از طرفي ديگر گفته ميشود بحث انتقال يک تيم از بندرعباس به مازندران نيز همچنان مطرح است و اگر دو تيم از بندرعباس به ليگ برتر صعود کند، يکي از آنها بايد راهي مازندران شود تا اين استان هم نمايندهاي در ليگ برتر داشته باشد.
اين انتقالها اما انتقاد اهل فن را هم به دنبال دارد چرا که تجربه ثابت کرده به دست آوردن بيزحمت هر چيز، باعث از دست رفتن آن ميشود. بسياري از مربيان و بازيکناني که قرباني انتقال اين تيمها در طول چند سال اخير شدهاند، متفق القول معتقدند اگر تيمهاي شهرستاني براي رسيدن به ليگ برتر حمايت شوند و اين پروسه را قانوني و مرحله به مرحله طي کنند، نه تنها موفق تر ميشوند و ميتوانند جاي خود را در بين تيمهاي ليگ برتري حفظ کنند، که حمايت مردم آن شهر و استان را هم دارند. در حالي که بعد از انتقال از يک استان به استان ديگر، با توجه به عدم بومي بودن تيم و بازيکنان آن و حتي گاه برگزاري تمرينات اين تيمها در شهري ديگر، تيم انتقال يافته خيلي زود جايگاهي را که در بدو ورود به شهر جديد پيدا کرده بود را از دست ميدهد و از بين رفتن همين حمايت کمکم، شرايط ناکاميهاي تيم انتقال يافته را که همواره از ابتداي کار حمايتهاي استاني را هم برخلاف شعارهاي ابتدايي نداشته، خيلي زود راه نابودي را در پيش ميگيرند.
اين پروسه تقريباً از اولين سال حرفهاي شدن ليگ برتر دنبال شده است و همواره جز ناکامي، نتيجهاي ديگر نداشته است. با اين وجود اما مسئولان همچنان به ادامه دادن اين راه که پايان آن از همان ابتدا مشخص است، اصرار دارند!