حسن كوشا | مهاجراني كه در دوره اول اصلاحات وزير فرهنگ و ارشاد بود زماني كه براي استيضاح به مجلس رفت، در پاسخ به نمايندگان سؤالكننده عنوان كرد كه چون شير خر خورده وزير ارشاد شده است. اين سخن آن روزها بازتاب فراواني در جامعه داشت، اما حالا با گذشت مدتها از اين سخن تاريخي مهاجراني، خاتمي با يادآوري آن شير خر خوردن مهاجراني را دليلي براي مرزبندي اصلاحطلبان داخلي و اپوزيسيون خارجي قلمداد كرده است. خاتمي كه حسابي از دست حركت وزير سابق خود براي رفتن به اجلاس الجنادريه و ايجاد يك آبروريزي تازه براي اصلاحطلبان شاكي است در جلسه اصلاحطلبان گفته «پس از حرمت شكني افراطيون در عاشوراي ۸۸، سفر مهاجراني به جشنواره الجنادريه بزرگترين ضربه به اصلاحطلبان بود. وي با عصبانيت گفته مهاجراني اثبات كرد كه در كودكي شير خر خورده است. »
آبروريزي كه اصلاحطلبان را هوشيار كرد
خبر شركت عطاءالله مهاجراني در اجلاس الجنادريه عربستان آن هم دوشادوش ساير اپوزيسيون خارجنشين و از همه مهمتر دريافت مبلغ ۱۸ ميليون دلار كمك از پادشاه سعودي براي اقدام عليه ايران بازتاب فراواني در داخل كشور داشت و باعث شد اصلاحطلباني كه در آستانه انتخابات به دنبال جذب رأي عمومي با چراغ خاموش بودند، يك بار ديگر زير سؤال بروند و عملاً سبد رأي خود را از دست رفته ببينند. اين در حالي است كه جامعه اصلاحطلبي كه تلاش ميكرد از انتخابات پيش رو به عنوان فرصتي براي بازگشت خود به نظام استفاده كند، بار ديگر با چالشي روبهرو شده و عملاً تمام رشتههاي خود را پنبه ببيند. از اين رو خاتمي كوشيد از اين طريق ضمن جدا كردن حساب اصلاحطلبان داخلي با اپوزيسيون خارجي، اجازه تخريب پايگاه اصلاحطلبان در داخل را ندهد. اما در پس اين اعتراض واقعيتي نهفته است و آن اعتراف خاتمي به ارتباط ميان اپوزيسيون داخل و اصلاحطلبان است، چراكه اگر همانند آنچه كه قبلاً اصلاحطلبان به آن اذعان ميكردند ارتباطي ميان اپوزيسيون خارجي و اصلاحطلبان داخلي نبوده، خاتمي نبايد چندان نگران اين موضوع ميشد و اقدام به خطكشي جديد ميان داخل و خارج ميكرد. بنابراين مشخص است كه حركت مهاجراني براي حضور در اجلاس الجنادريه در عربستان آن هم به نام اصلاحات، بسيار براي خاتمي و اطرافيانش گران تمام شده است.
اپوزيسيون چرا به دنبال عربستان رفت؟
اما شايد سؤالي كه در اين ميان مطرح ميشود، اين باشد كه چرا اپوزيسيون به دنبال عربستان سعودي رفته و حتي از آنها كمك دريافت كرده است.
ماجرايي كه در فتنه ۸۸ نيز تكرار شد و برخي از سران جريان اصلاحات به ملاقات پادشاه عربستان و بحرين كه امروز دستشان به خون شيعيان بحرين آلوده است، رفتند و آن هنگام نيز با دريافت مبالغي از آل سعود و آل خليفه سعي كردند تا هيزم آتش فتنه را بيش از پيش كنند.
پولهايي كه قرار بود در انتخابات هزينه شود تا حكومتي در ايران روي كار بيايد كه اهداف ايالات متحده در داخل ايران را پيگيري كند و اگر كانال انتخابات معبري براي موفقيت فتنهگران نباشد، اين پولها در فاز فتنه و تأمين هزينههاي به خيابان كشاندن مردم براي سرنگوني حكومت مورد استفاده قرار گيرد. ماجرايي كه نه تنها منابع امنيتي در گزارشهاي مختلف خود به آن اشاره كردند بلكه توسط آيتالله جنتي نيز در خطبههاي نماز جمعه تهران مطرح و باعث خشم دريافتكنندگان پول شد.
واقعيت اين است كه ايران و عربستان رقابت ديرينهاي در منطقه خاورميانه با يكديگر دارند و عربستان همواره تمام تلاش خود را به كار ميگيرد كه از هر طريق ممكن ايران را به حاشيه براند و اين حريف منطقهاي را زمين گير كند. بنابراين اپوزيسيون با درك اين موضوع و علم به دست و دلبازي سعوديها با در اختيار داشتن دلارهاي نفتي به سراغ سعوديها رفتند و البته از آن طرف سعوديهاي نيز استقبال بسيار خوبي از اپوزيسيون كردهاند. در همين ارتباط سعوديها با دعوت از برخي سران اپوزيسيون خارج كشور كه مدعي روشنفكري هستند و حالا جيرهخوار آل ارتجاع شدهاند، خواستار افزايش تحركات آنان در داخل ايران شدهاند و حمايت صريح خود را از اپوزيسيون اعلام كردهاند.
آنها در اين ارتباط كمكهاي مالي نيز تقديم سران اپوزيسيون كرده و از آنها خواستهاند تا با افزايش تحركات خود، نظام جمهوري اسلامي را درگير چالشي جديد بكنند، البته سعوديها تنها به همين موضوع اكتفا نكرده و شبكه تلويزيوني خود به نام العربيه را نيز وارد اين گود كردهاند و خواستار پوشش دهي كامل تحركات اپوزيسيون ايراني توسط اين شبكه شدهاند؛ شبكهاي وهابي كه هزينههاي بسيار زيادي به سفارش حاكمان عرب منطقه صرف تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران كرده بود. تمامي اينها در حالي است كه شيوخ سعودي پيش از اين نيز سابقه حمايت از رهبران اپوزيسيون ايران را در پرونده خود داشتهاند؛ حمايتهايي كه بخشي از آن نيز توسط منابع امنيتي داخل كشور افشا شده و در آن به رفت و آمد عربستانيها با برخي سران فتنه اشاره شده است.
علاوه بر اين گفتن اين موضوع خالي از لطف نيست كه در طول وقايع پس از انتخابات نيز، شاهد فعاليت چشمگير سعوديها در حمايت لجستيكي از فتنهگران بوديم.
اما در پس اين ماجرا، واقعيتي كه امروز به شدت عربستانيها را عصباني كرده است، الهام پذيري انقلابهاي منطقه از انقلاب اسلامي ايران است. موضوعي كه همگان به صراحت به آن اشاره دارند. هم اكنون پس از سقوط حكام ديكتاتور در كشورهاي اسلامي تونس، مصر و ليبي و همچنين لرزش تخت ديگر حاكمان عرب در بحرين و يمن و رسيدن موج بيداري اسلامي به مرزهاي عربستان، حكام اين كشور تلاش ميكنند تا از طريق درگيرسازي جمهوري اسلامي با چالشي تازه، عملاً از نقش ايران در اين تحولات بكاهند و بيداري اسلامي را پشت وقايع ايران پنهان كنند. از اين رو آنها در تلاشند با حمايت مالي و رسانهاي از برخي مهرههاي سوخته اپوزيسيون به زعم خود جمهوري اسلامي ايران را از درون دچار چالش سازند تا از اين فرصت ايجاد شده، سرنوشتي تازه براي كشورهايي نظير لبنان و سوريه رقم بزنند؛ سرنوشتي كه بيشك تأمينكننده امنيت رژيم صهيونيستي خواهد بود.