کد خبر: 459761
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
چرايي اين عمل صرفاً از منظر سياسي قابل بررسي و تحليل نيست، چرا كه منظر سياسي يكي از اين مناظر اين پيوند است. پيوند از منظر سياسي نقطه عطف اين مسئله است اما همه آن چيز ديگري است. براي پاسخ به چرايي اين پيوند بايد به دو سؤال اساسي پاسخ گفت؛ اشتراك سياسي اپوزيسيون و اصحاب فتنه با حكومت آل‌سعود چيست؟ آيا مي‌توان بين آنان پيوند اعتقادي و اصولي نيز برقرار كرد؟ به زعم نگارنده وجه اشتراك اين جماعت با آل سعود بيشتر در بعد اعتقادي است، چرا كه در بعد سياسي وجه اشتراك صرفاً نبود نظام جمهوري اسلامي ايران است. وجه سومي نيز براي ماجرا متصور است و آن طمع اپوزيسيون به جيب‌هاي پرپول آل سعود است كه آن را هم بايد از منظر سياسي تحليل كرد. در بعد سياسي مخالفان نظام، خصوصاً اصلاح‌طلبان ديروز و اصحاب فتنه امروز، چه گفتماني داشته‌اند؟ علت مخالفت آنان با نظام چيست؟ غور در گفتمان آنان نشان مي‌دهد كه عناصري همچون‌: انتخابات آزاد، تكثرگرايي، دموكراسي‌خواهي، جمهوري‌خواهي، تساهل و تسامح، تحمل مخالف، جامعه مدني، نفي اقتدارگرايي، حذف روحيه پدرسالارانه و... شاكله اصلي گفتمان آنان است. اگر عناصر مذكور گفتمان واقعي آنان است، چه اشتراكي بين اين جماعت و آل سعود وجود دارد؟ آيا آل سعود انتخابات آزاد برگزار مي‌كند؟ تكثرگرايي و چند صدايي را ترويج مي‌كند؟ تساهل و تسامح سياسي- مذهبي دارد؟ دنبال پياده‌سازي دموكراسي است؟ از اينجا مي‌توان فهميد كه شعارهاي ديروز اصلاح‌طلبان دروغ‌هايي بزرگ بيش نيست، چرا كه جمهوري مدعايي خويش را در انتخابات ۱۳۸۸ نيز به چالش طلبيدند. بنابر اين تناقض مذكور در پرونده امثال مهاجراني و حتي نوري‌زاده ثبت است كه شعارهاي شما چه سنخيت و همگرايي‌اي با آل سعود دارد؟ بعد دوم عرصه سياسي اشتراك اين دو، نبود نظام ديني در ايران است كه در اين صورت آل سعود به مثابه ارباب و آل فتنه به مثابه رعيتي كه حقوق خوبي هم دريافت مي‌كند، بايد تلقي شوند. اما آنچه بايد در اين بين مورد توجه قرار گيرد وجه مشترك اعتقادي آل فتنه و آل سعود است. وهابيت حاكم در سعودي خود را «پاكدينان»‌و «اصلاح‌گرايان ديني» مي‌دانند كه درصدد حذف خرافات و اسلام تاريخي از اسلام ذاتي هستند. به اصلاح‌طلبان برگرديد. هاشم آغاجري هم گروه عطاءالله مهاجراني در دانشگاه تربيت مدرس، در سخنراني سال ۱۳۸۱ خود (خانه معلم همدان)، پروتستانتيسم ديني را طرح مي‌كند و با جعل واژه‌ها به «اومانيزم الهي» مي‌رسد. تقليد را عملي ميمون‌وار مي‌داند و عطاءالله مهاجراني در هنگام اخذ رأي اعتماد از مجلس پنجم خود را اهل «تساهل و تسامح» معرفي مي‌كند. اين دو واژه از خصايص اصلي ليبراليسم و سكولاريسم و به تعبير سروش در راستاي ايدئولوژي‌زدايي از قدرت به كار گرفته مي‌شوند. سخنان سروش درباره عاشورا، سخنان هاشم آغاجري و محسن كديور درباره اسلام تاريخي، در امتداد امسال تقي‌زاده‌ها و كسروي‌هاست. كسروي «شيعه‌گري»‌را مي‌نوشت و خود را «پاكدين» معرفي مي‌كرد. اكنون مي‌توان به صورت جدي پيوند بين پروتستانتيسم ديني اصلاح‌طلبان با «پاكدينان»‌ آل سعود را به نظاره نشست.
رد عقايد شيعه و خرافي دانستن آن، وجه مشترك اين پيوند است. به نخبگان به اصطلاح اصلاح طلب در ايران نگاه كنيد. آيا تاكنون آنان در عزاي حسين‌(ع) ديده شده‌اند؟! آيا غير از دعاي كميل به سراغ دعاهاي ديگر شيعه و معارف اهل بيت مي‌روند؟ باور كنيد در اصلاح‌گري ديني، فتنه و آل سعود به يك تقاطع رسيده‌اند، البته جريان انحراف نيز مستمسك خوبي براي آل سعود توليد كرد. طرح «مكتب ايراني»‌باعث شد كه آنان مدعاي گذشته خود را كه به جاي شيعه از واژه «صفويه» استفاده مي‌كردند تكرار كنند و مكتب ايراني را همتراز شيعه بدانند و طرح آن از درون حاكميت را اعتراف به من درآوردي‌بودن شيعه و چيزي خاص ايرانيان بدانند. بنابراين همانگونه كه انسان‌هاي نامدار و بزرگي همانند اقبال لاهوري نهضت وهابيت در سعودي را «نهضتي اصلاحي» مي‌پنداشت(رجوع شود به كتاب نهضت‌هاي اسلامي در صد ساله اخير شهيد مطهري بخش مربوط به اقبال لاهوري)، اصلاح‌طلبان ايراني نيز وهابيت را ديني پيراسته شده و خالص مي‌دانند. در غير اين صورت چه لزومي داردكه دموكراسي خواهان و سكولارها و پروتستانتيسم‌ها به آل سعود گرايش پيدا كنند. در اينجا بايد از مخالفان نظام خواست كه حداقل ايراني بودن خود را به فروش نگذاريد. لااقل پدري امريكا را كه پذيرفته‌ايد حفظ نماييد. امريكا ارزش دشمن بودن براي نظام را دارد. آل سعود چه چيزي به مسير سياسي شما اضافه مي‌كند؟ بنابراين نمي‌توان بين شاخص‌هاي توسعه سياسي مورد ادعاي اصلاح‌طلبان و آل سعود وجه مشتركي پيدا كرد، مگر اينكه شعارهاي آنان را دروغين بدانيم.
اما پيوند اعتقادي اين دو - كه قبلاً غير سيستماتيك و امروز به صورت سيستماتيك انجام مي‌شود - را بايد به آنان تبريك گفت. اين سقوط آزاد موجب شناخت ملت ما ‌خواهد شد. شايد در كشور ما كساني باشند كه از امريكا مدينه فاضله‌اي براي خود متصور باشند، اما هيچ كس را نمي‌توان يافت كه آرمان و آرزوي خود را در پيوند با آل سعود بداند و اين سقوط مضاعف نيز منشأ بيداري ديگري براي ملت ما خواهد بود كه اصلاح‌طلبان ايراني و اصلاح‌طلبان سعودي، نه در اصلاح سياسي كه در اصلاح ديني واقعاً وجوه مشترك دارند و در آينده نيز بايد در سايه پول‌هاي سعودي مخالفت با ولايت فقيه، زيارت قبور ائمه، دعاي توسل، قرباني، نذر، عزاداري و... را ببينيم. اگر آل سعود پول‌ها را با دستور و اشاره امريكايي‌ها داده باشند بايد اشتراك را در نبود نظام جمهوري اسلامي جست‌وجو كرد، اما اگر به اراده خود اعطا كرده باشند بايد پيوند را در حوزه اصلاح‌گري ديني جست‌وجو كرد. اكنون وظيفه رسانه‌هاي معتقد به انقلاب و نظام است كه سابقه شركت ايرانيان در«الجنادريه» را احصا و رسانه‌اي نمايند. اگر زيبا‌كلام در سال ۱۳۸۲ در آن شركت كرده است از آن روز تا امروز چه كساني شركت كرده‌اند؟ به نظر مي‌رسد از زمان مصطلح شدن گفتمان اصلاحات اين تعامل مشترك وجود داشته است اما حزب الله از زوم بر روي آن غافل بوده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار