
از همان ابتداي شروع فصل ميشد حدس زد كه پرويز مظلومي گزينه ايدهآل علي فتحاللهزاده نيست، مدير عاملي كه وقتي تيم را ميبندد مربي را ميخواهد كه به او تضمين قهرماني بدهد، چيزي كه پرويز مظلومي از دادن قول آن ابا داشت و هيچ وقت به طور مستقيم نگفت كه استقلال را قهرمان ميكند.حالا كه چند ماه از شروع ليگ يازدهم گذشته ميتوان بهتر رفتار اول فصل مديرعامل استقلال را تحليل كرد.او در اين مدت نشان داده كه در روزهاي ناكامي ميتواند به راحتي پشت سرمربياش را خالي كند و به گزينههايي فكر كند كه در ذهنش ميپروراند تا جانشين مظلومي را بيابد؛ گزينهاي كه به او قول قهرماني دهد.اين اتفاق در روزهايي كه استقلال نتيجه نميگيرد به وضوح قابل رويت است.
وقتي تيم نتيجه نميگيرد پرويز مظلومي سيبل ميشود و مديرعامل خودش را كنار ميكشد تا انواع و اقسام حاشيههاي اطراف نيمكت استقلال چرخ بخورد.آن وقت است كه فراموش ميشود كه با نگاهي به كارنامه مظلومي ميتوان صبر بيشتري كرد و به او فرصت داد تا بدون هياهو تيمش را از بحران جدا كند.اما اين اتفاق نميافتد تنها چند هفته ناكامي كافي است كه مظلومي با شايعاتي كه مثل نقل و نبات بر سر هوادار آوار ميشود به در خروجي استقلال هدايت شود.در اين شرايط وقتي مظلومي منتظر است تا واكنش قاطعانه فتحاللهزاده را همراهش ببيند، مديرعامل استقلال ترجيح ميدهد سكوت كند و دفاع از مظلومي را به وقتي ديگر بگذارد، وقتي كه فرا ميرسد ديگر انگار مانند نوشداروي بعد از مرگ سهراب ميماند.
حاشيهها و شنيدههايي پر از اسامي مختلف درباره مرد آينده نيمكت استقلال بعد از چند هفته كه تيم نتيجه نگيرد روي خروجي رسانهها ميرود و آرامش را از نيمكت ميگيرد، مظلومي ميماند چطور فكرش را تمركز دهد روي بازيهاي استقلال وقتي ساعت به ساعت خروجي برخي رسانهها ميرود كه جانشينان او به صف شدهاند و منتظرند تا او زمين بخورد و بيايند جاي او را بگيرند. مظلومي هم وقتي سكوت مديرعامل را ميبيند بيشتر از قبل فكرش مشغول حاشيههايي ميشود كه تيمش را گرفته و مديرعامل هم موضعگيري را به فردا وعده ميدهد تا مظلومي بيش از پيش احساس كند كه فقط وقتي ميتواند حمايت باشگاه را پشت خودش داشته باشد كه نتيجه بگيرد.
مانند همان اتفاقي كه قبل از بازي با ذوب افتاد.باخت در دربي و مساوي با سايپا بس بود تا شايعه رفتن مظلومي از استقلال تيتر يك شود. ديگر فراموش ميشود كه او اين تيم را به فينال جام حذفي رسانده و در ليگ هم هر چند صدر جدول را به سپاهان داده اما همچنان مدعي اصلي است.پردهاي روي اينها كشيده ميشود و تنها شكست در دربي و از دست رفتن صدر بزرگ ميشود تا شمارش معكوس براي رفتن مظلومي شروع شود.
چند روز بعد از شكست دربي وقتي بازي با سايپا مساوي ميشود و باز هم تيم نتيجه نميگيرد، مظلومي بيشتر از قبل سست شدن پايههاي حضورش را از گوش اين و آن ميشنود. وقتي بعد از بازي به سالن كنفرانس مطبوعاتي ميرود تصميم ميگيرد به جاي رويارويي با خبرنگاراني كه ميخواهند از او درباره شايعه بركنارياش بپرسند با بهانه سرماخوردگي، سؤال خبرنگاران را به بهتاش فريبا حواله دهد.همچنان علي فتحاللهزاده سكوت كرده است و مظلومي تنها ميان اين حجم از شايعهها به دنبال فرار از بحران است آن هم وقتي كه تنها چند روز بعد قرار است استقلال در پليآف ليگ قهرمانان با ذوب بازي كند.
برد ذوبآهن به موقع بود، يك نتيجه قاطع كه باعث شد تا فشارها از روي نيمكت استقلال برداشته شود و مظلومي كه انگار سرماخوردگياش بهبود پيدا كرده بود برخلاف كنفرانس مطبوعاتي بازي با سايپا اين بار به شنيدههايي كه قبل از اين بازي درباره بركنارياش در شهر پيچيده بود واكنش نشان ميدهد: «متأسفم كه قبل از بازي جانشين من را هم تعيين كرده بودند.» فتحاللهزاده هم بعد از برد استقلال سكوتش را شكست و از مظلومي حمايت كرد؛ حمايتي كه به نظر ميرسيد بايد زودتر از اينها صورت ميگرفت و مديرعامل استقلال در روزهاي بحراني از سرمربي تيمش حمايت ميكرد؛ مربياي كه كارنامه او با استقلال تا اينجاي فصل خوب بوده است.
***
اما چرا فتحاللهزاده آنطور كه بايد و شايد از مظلومي حمايت نميكند؟ جواب اين سؤال ساده است. مظلومي مربي ايدهآل فتحاللهزاده نيست.او از همان ابتداي شروع كارش در استقلال به دنبال اين بود كه امير قلعهنويي را به استقلال برگرداند اما امير درگير سپاهان بود.وقتي ليگ دهم تمام شد دوباره صداي پاي قلعهنويي پشت نيمكت استقلال شنيده شد.با اين وجود نايب قهرماني استقلال با مظلومي، بركناري او توجيهي نداشت و همين بود كه قلعهنويي از نيمكت استقلال دور شد و فتحاللهزاده نتوانست مربي مورد علاقهاش را روي نيمكت آبيها بنشاند.
«مظلومي تا نيم فصل بيشتر فرصت ندارد.» اولتيماتوم جنجالي علي فتحاللهزاده هنوز ليگ يازدهم شروع نشده بود را هنوز هواداران استقلال به ياد دارند؛ اولتيماتومي كه به مظلومي پيغام ميداد او فرصت اشتباه ندارد و با كوچكترين ناكامي بايد غزل خداحافظي را بخواند. همين بود كه با شروع فصل حاميان امير قلعهنويي در باشگاه استقلال دست به كار شدند تا شرايط را براي بازگشت امير مهيا كنند تلاشهايي كه در نهايت به جدايي مجيدي انجاميد و سكوت فتحاللهزاده هم در مقابل اين تلاشها نشان داد كه او هم بيميل نيست كه قلعهنويي را به استقلال برگرداند.با اين شرايط به نظر ميرسد بهتر ميتوان سكوت مديرعامل استقلال را تحليل كرد و درك كرد كه چرا او در برابر شايعاتي كه درباره بركناري مظلومي بعد از چند هفته نتيجه نگرفتن استقلال تيتر رسانهها ميشود دير واكنش نشان ميدهد.