مثل مجلس در نظام جمهوري اسلامي ايران مثل بولدوزري است كه ميتواند جاده كشور را صاف و هموار نمايد، كاركرد سلبي اين بولدوزر قدرت تخريب آن است كه نمونهاش را در مجلس ششم تجربه كرديم.
در محافل و مجالس اين سؤال پرسيده ميشود كه مجلس كارآمد چه ويژگيهايي دارد؟ براي پاسخ به اين مهم بايد ويژگيهاي مجلس را در دو دسته كلي تقسيم كرد، اول ويژگيهايي كه در حين شكلگيري آن لازم و ضروري است و دوم كارآمدي آن در عرصه عمل و محتوي است. ذيلاً اين خصايص توأمان آورده خواهند شد.
۱- وجود فراكسيون قدرتمند:
هر مجلسي اگر داراي يك جناح قاطع و قدرتمند نباشد نميتواند تصميم بگيرد و نميتواند ايدهها را به قانون تبديل نمايد. فرض كنيد مجلس از سه فراكسيون ۹۰ نفري تشكيل شده باشد، چه موقع ميتواند موضع رسمي يا ايده خود را به قانون و طرح تبديل كند. مجلسي كه فراكسيون اكثريت آن از ۱۸۰ نفر كمتر باشد، نميتواند آنچه را مطلوب ميداند به ميدان آورد. لذا تمركز و تجمع رأي بر يك طيف فكري لازم و ضروري است.
۲- مرزبندي مشخص با دولت:
دولت بايد مجلس را به عنوان يك ديدهبان آماده و مشرف بر خود ببيند. اگر مجلسي شكل گيرد كه نمايندگان آن به جهت عاطفي يا به واسطه وامداري متعلق به دولت حاكم باشند، رخت نظارت از تن به در خواهد كرد. مجلسي ميتواند ناظر باشد كه ضمن درك شرايط سخت دولت، مداح و مدافع دولت نباشد. دولتها به صورت طبيعي تلاش ميكنند مجلسي همسو شكل گيرد، همسويي امري است و همپوشي امر ديگري است. به همين دليل است كه مفهوم وكيلالدوله براي نمايندگان وابسته به دولتها استفاده ميشود و به همين دليل است كه مدرس در تاريخ ماندگار است. فاصله بين دولت و مجلس در زماني كه دولت تماميتخواه يا قانونگريز باشد، ضروريتر است.
۳- عدم وامداري انتخاب شوندگان به اصحاب قدرت و ثروت:
وقتي اصحاب قدرت و ثروت هزينههاي انتخاباتي يك نماينده را تأمين ميكنند،قصد قربت نكردهاند، در واقع اصحاب قدرت و ثروت قرار است ماحصل آن را در فرداي انتخابات ببينند، به همين دليل است كه درآمد نمايندگي و حقوق نمايندگي را به عنوان دو مقوله از هم تفكيك ميكنند. نماينده راهيافته به مجلس قانونگذاري پذيرفته است كه همواره پاسخگوي مطالبات اصحاب قدرت و ثروت باشد. لذا بديهي است نمايندهاي كه به دنبال رهايي از شرمندگي دوستان است از جهت ذهني و رواني آمادگي و وقت پيگيري وظيفه قانونگذاري را از دست داده است.
۴- تبعيت از سياستهاي كلي نظام: ولايتپذيري در حوزه كارگزاران نظام اسلامي از معبر سياستهاي كلي نظام ميگذرد، سياستهاي كلي نظام طبق قانون اساسي در حيطه رهبري است. وقتي مجلس شكل ميگيرد به اولين نكتهاي كه در قانونگذاري بايد توجه كند مسير و جهت كلي كشور است. سياستهاي كلي در اصل ۴۴، سياستهاي كلي در سياست خارجي، آموزش عالي، علم و فناوري، تأمين اجتماعي و... مواردي است كه جغرافياي مانور مجلس را روشن ميكند. حال اگر كساني وارد مجلس شوند كه علاقهمند به مسير ديگري باشند چه انرژي و چه منابعي از كشور تلف خواهد شد؟
۵- نگاه ملي و جهاني: نمايندهاي كه جغرافيا و شعاع نگاه او به شهرستان مربوطه است، در دام عوامگرايي و ايضاً عوامفريبي گرفتار آمده است و به دنبال آب و نان، برق و مجوز... شهروندان خويش است و در سايه اين رفتار نگاهي هم به چهار سال بعد دارد. بنابراين فكر و اراده او در خدمت اعتلاي كشور قرار نميگيرد و ايران را به صورت يكپارچه نميبيند و اين چنين مسائل كلان و راهبردي كشور مغفول ميماند و...
۶- شناسايي خلأهاي قانوني كشور: بسياري از تخلفات و جرمهاي انجام شده در كشور به واسطه بازدارنده نبودن قوانين، خلأ قانون يا ناكارآمدي آنان است. مسئله قاچاق كالا يكي از مصاديق برجسته آن است. بنابراين لازم است مجلس كميسيوني براي شناسايي خلأ قانوني در كشور ايجاد نمايد و همه منفذها و مجراهاي سوءاستفاده را ببندد.
۷- تعهد در عين تخصص: مجلس خوبها و مخلصين و انقلابيون شرط لازم است اما شرط كافي نيست. نمايندگي مجلس امروزه امري تخصصي است. بنابراين «گفتمان تخصص و تعهد» بايد مجدداً به عرصه كشور بازگردد و نمايندگان ديندار و كاردان بر كرسيهاي مجلس تكيه بزنند. تخصص بدون تعهد نيز باعث تشكيل مجلسي مانند مجالس غربي خواهد شد. لذا همانگونه كه قانون انتخابات به كيفيت و صلاحيتهاي جوهري توجه دارد بايد به كارآمدي و حداقل تخصص در يك حوزه مشخص نيز توجه داشته باشد.
۸ - حساسيت نسبت به استكبار جهاني: اگر مجلس برآيند اعتبار ملي و عصاره ملت است بايد همتراز ملت و تمام قامت در مقابل زيادهخواهي و عربدهكشي استكبار بايستد. مجلس هشتم بهرغم نقدهاي جدي كه متوجه آن است در اين خصيصه نمره قابل قبولي دارد و اين فر آيند بايد استمرار يابد. حساسيت و اعلام مواضع مجلس به عنوان ترجمان اراده ملت بايد آئينگي خود را به رخ بكشد.
۹- وقتگذاري: نماينده بايد حداكثر وقت خود را صرف حضور در كميسيونها و صحن مجلس كند. برخي نمايندگان حداقل اوقات خود را در مجلس حضور دارند و اداره به اداره به دنبال كارچاقكني و چانهزني و تهديد و ارعاب هستند. اگر مجلس فعلي ميزان حضور نمايندگانش در مجلس را منتشر كند به تصميم مجدد مردم براي انتخاب آنان كمك خواهد كرد. نماينده بايد پذيرفته باشد كه شغل اصلي او نمايندگي است. اكنون در كشور پذيرفته شده است كه اشتغال آموزشي بلامانع است. نمايندگاني كه اكنون مدرس دانشگاه ميباشند هم در كلاس درس كمترين بازدهي را دارند و هم در مجلس. خسته سركلاس حاضر ميشوند و خسته در مجلس چرت ميزنند بنابراين بريدن از همه مشاغل ميتواند به كارآمدي مجلس كمك كند.