
محمد بسيرويچ هدايت تيم ملي بسكتبال ايران را برعهده گرفت. در حالي كه تيم ملي بسكتبال ۵ ماه سرمربي نداشت فدراسيون پس از هفتهها بحث و بررسي تصميم نهايي خود را گرفت و سرمربي پيشين تيم ملي اسلووني را به ايران آورد و قرارداد همكاري امضا كرد. بسيرويچ سهشنبه شب به ايران آمد و پس از مذاكرات نهايي روز چهارشنبه به همراه محمود مشحون به كميته ملي المپيك رفت و قراردادش را به ثبت رساند. محمد بسيرويچ بلافاصله به كشورش بازگشت تا پس از تعطيلات نوروز به ايران بازگردد و بازيهاي پليآف ليگ برتر را زير نظر بگيرد.
سرمربي اسلوونيايي تيم ملي ايران مسلمان است و اين همان مسئلهاي است كه مسئولان فدراسيون را براي به خدمت گرفتن او ترغيب كرد. اين در حالي است كه بسيرويچ كارنامه نسبتاً درخشاني نيز در اين سالها براي خود دست و پا كرده است. سرمربي ۵۱ ساله در سال ۲۰۰۱ به عنوان دستيار در تيم ملي كشورش انتخاب شد و پس از آن نيز طي سالهاي ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ سرمربيگري تيم ملي جوانان اسلووني را برعهده داشت و جوانان اين كشور را به عنوان نايب قهرماني اروپا رساند. پس از آن بسيرويچ همان تيم را در مسابقات جهاني هدايت كرد و به مقام هفتمي دست يافت. ساشا و وجاويچ گارد رأس پيكرز و نيوجرسي از جمله شاگردان سرشناس اين مربي هستند. با وجود آنكه سرمربي جديد تيم ملي تاكنون با هيچ كدام از تيمهاي آسيايي همكاري نداشته اما از بازيكنان ايراني تا حدودي شناخت دارد.
در جريان مسابقات جهاني ۲۰۱۰ تركيه تيم ملي ايران با اسلووني همگروه بود و اسلوونياييها تحت هدايت بسيرويچ موفق به شكست تيم ما شدند. به غير از ايران، برزيل، كرواسي، استراليا و تونس ديگر تيمهايي بودند كه به شاگردان اين مربي باختند. اسلووني در اين مسابقات به مقام هشتم جهان رسيد.
سنت شكني بسكتبال
با گذشت ۳۳ سال از پيروزي انقلاب اسلامي تيم ملي بسكتبال كشورمان بارها سرمربي خارجي روي نيمكت خود داشته اما اين براي نخستين بار است كه يك مربي خارجي مسلمان براي هدايت اين تيم به ايران ميآيد. از سوي ديگر اينكه از ۹ سال پيش تاكنون كه مشحون رياست اين فدراسيون را برعهده داشته همواره سرمربيان صربستاني به ايران آمدهاند. ترايكوويچ، ترومن و ماتيچ از جمله اين مربيان هستند. اما پس از ناكامي ايران در جام ملتهاي آسيا ۲۰۱۱ و سقوط به رده پنجم قاره كهن گويا مسئولان فدراسيون تصميم گرفتند سنت شكني كنند و اين بار سكان تيم ملي را به يك مربي اسلوونيايي بسپارند.
رئيس فدراسيون بسكتبال كه در ماههاي اخير به محرمانه ماندن مذاكرات با گزينههاي مختلف تأكيد داشت پس از قطعي شدن حضور بسيرويچ گفت: «قبلاً هم گفته بودم اجازه نميدهيم قبل از نهايي شدن آغاز همكاري با يك مربي خارجي كسي مربي مورد نظر را بشناسد. پس از اينكه تمامي روزمهها را بررسي كرديم با اين مربي اهل اسلووني به توافق رسيديم. بسيرويچ هم اكنون به كشورش بازگشته و قرار است ۲۰ فروردين ۹۱ به ايران بازگردد و كارش را شروع كند.» محمود مشحون به كارنامه درخشان اين مربي اشاره كرده است: «تيم ملي كشور بسيرويچ هشتم جهان شد. گفته بودم. هدف من يكي از مربياني است كه در جام جهاني نتيجه خوبي با تيمش گرفته. با توجه به اينكه بسكتبال ايران به تفكري جديد نياز داشت علاقه داشتيم يك مربي بزرگ بسكتبال ايران را همراهي كند.
از جمله مواردي كه در قرارداد محمد بسيرويچ مطرح شده همكاري او با تمام تيمهاي بسكتبال كشورمان است. مشحون با اشاره به اين بند قرارداد او گفت: «با اين شرايط اين مربي اروپايي تمامي تيمهاي ملي را زير نظر ميگيرد. البته اين به آن معناست كه اين مربي روي نيمكت تيمهاي ملي جوانان و نوجوانان بنشيند.»
آشنايي با فرهنگ ايراني و مسلمان بودن بسيرويچ از جمله نكات مثبتي است كه رئيس فدراسيون را راضي به عقد قرارداد با او كرد: «اين سرمربي اروپايي با فرهنگ ايران آشناست. يكي، دو ويژگي بسيار مهم دارد كه اولي مسلمان بودنش است. او به خوبي با زندگي ايرانيان آشناست و به دليل اعتقاداتي كه دارد ميتواند خيلي سريع با ايرانيها رابطه نزديك برقرار كند، ويژگي ديگر اعتبار ورزشي اوست. يك مربي بزرگ نميخواهد نتايج كوچك بگيرد و به همين دليل اين سرمربي با آمدن به ايران دنبال اهداف بزرگي است. يكي از شاخصههايي كه فدراسيون به دنبال آن بود روابط خوب بينالمللي مربياش است كه خوشبختانه بسيرويچ اين ويژگي را دارد.»
با وجود آنكه گزينه جديد تيم ملي بسكتبال روزمهكاري خوبي دارد اما او هيچ قولي به رئيس و مسئولان فدراسيون بسكتبالمان نداده است: «انتظاراتمان فراتر از قهرماني آسياست. ما اين عنوان را پيش از اين با مربيان صربستاني كه در اختيار داشتيم به دست آورديم. الان ميخواهيم سرمربي جديد علاوه بر تكرار دوباره اين عنوان بسكتبال ايران را به جايگاههاي بالاتر هم برساند. البته او هيچ قول و ضمانتي مبني بر دستيابي به عنوان و مقامي نداده. هر چند اين كار ويژگي مربيان بزرگ نيست. كسي كه چنين قول و قرارهايي را بگذارد در واقع حرفي براي گفتن ندارد.»