
امير كوشا
هر كسي را در ساختمان فدراسيون فوتبال ببينيد، يك سؤال از شما ميپرسد: «گزينه تكليفي وزارت كيست؟!» و بعد شروع ميكند به گمانهزني و پيشبيني و بازگويي شنيدهها.
طبقه اوليهاي فدراسيون فوتبال در مورد رويانيان حرف ميزنند. يكي ميگويد كه شنيده از او برنامه خواستهاند. يكي ديگر ميگويد كه بعد از توافق با دنيزلي براي مربيگري پرسپوليس به اين قطعيت رسيده كه ميتواند فوتبال را اداره كند. يكي ديگر از لابلاي بريده جرايد يك مصاحبه تازه از مديرعامل پرسپوليس بيرون ميكشد و حرفهاي تازه او را ميخواند: «وقتي مردم برنامههاي مرا ديدند و خواندند و فهميدند كه چه اهدافي در پرسپوليس دارم، از من خواستند كه به فدراسيون بروم. چون برنامههايم آن قدر كامل است كه تماميت فوتبال را دربرميگيرد!» البته كسي نميداند كه مردم، كجا و چگونه با برنامههاي مديرعامل تازه وارد و سوختي آشنا شدهاند كه از او درخواست حضور در رأس فدراسيون فوتبال را كردهاند.
طبقه دوم، خبرهاي ديگري است. از رايزني با ساور و سجادي حرف ميزنند. يكي ميگويد كه ساور بين نمايندگي مجلس و فدراسيون يكي را انتخاب ميكند و ديگري ادعا ميكند كه اگر سازمان در مورد شخص خاصي به قطعيت نرسد، دومين دونده هم رئيس فدراسيون فوتبال خواهد شد. يعني سجادي! همان گزينهاي كه دولت وقتي ميخواست اولين وزير ورزش را معرفي كند، او را جلو انداخت تا به شكلي، سپر بلايي شود برابر تمام هجمههاي نمايندگاني كه خود را مكلف به مخالفت بيچون و چرا برابر وزير پيشنهادي ميديدند. آن روز مهم نبود چه كسي از سوي رئيس دولت به عنوان وزير پيشنهاد شده! مهم اين بود كه به واسطه نامهاي كه دكتر احمدينژاد نوشته بود، با وزير پيشنهادي مخالفت شود. آيا اين بار هم قرار است سجادي سپر بلا شود؟ تكليفي شود؟ جاي كسي را بگيرد كه روزي روزگاري رئيس و سرپرست و مديرش بود؟
طبقه سوم، اسم مصطفي هاشميطبا را ميآورند. ميگويند از سوي وزارتخانه با او تماس گرفتهاند و گفتهاند كه آيا رئيس فدراسيون ميشوي؟ او هم گفته براي رياست بر اين فوتبال ۲ميليارد تومان در سال دستمزد ميخواهد... ناقابل! رئيس كنوني و پيشين فدراسيون در مجموع يك ريال هم درآمدي از حقوق فدراسيون نداشتهاند! در همين طبقه ميگويند از سوي وزارتخانه با چند نفر ديگر هم تماس برقرار شده. مثلاً با حبيب كاشاني! هماني كه ردپايش هنوز در اين پرسپوليس محسوس و مشهود است. ميگويند يكي در وزارتخانه تلفن را برميدارد و زنگ ميزند و حتي نميپرسد كه آيا تو حاضري از طرف ما و با حمايت ما رئيس شوي؟ يك راست ميرود سر نقطه آخر و ميگويد كه آيا رئيس ميشوي؟! يعني انتخاباتي نيست؟ يعني آن مجمع نهايي، آن حاضراني كه بايد رأي بدهند و رئيس را انتخاب كنند، بيكارهاند؟! در طبقه چهارم، همه حرف از يكي ميزنند: «علي سعيدلو» استدلال هم منطقي است. استدلالي دال بر اين مدعا كه سعيدلو ميتوانست گزينه اول و اصلي دولت براي تصدي پست وزارت ورزش و جوانان باشد اما خودش بيميلي نشان داد، تا فدراسيون را به چنگ آورد. فدراسيون، جاي دو شغلهها نبود. پس نبايد هم وزير ورزش ميشد و هم رئيس فدراسيون. بين اين دو هم، فدراسيون را انتخاب كرده! البته اينها هم يك مشت گمانهزني است.
اما چند صدمتر بالاتر، جايي كه ساختمان شيك وزارت ورزش و جوانان بنا شده، اتفاقات جالبي ميافتد. وزير و معاونان، به دنبال كسي يا شايد هم كساني ميگردند كه با عنوان نماينده وزارتخانه و براي به دست آوردن دل وزير عزيز، با مرداني خارج از مجموعه فدراسيون و وزارتخانه تماس ميگيرند و آنها را براي حضور در انتخابات تحريك ميكنند. شخص وزير در جريان نيست. او به گزينههاي شخصياش فكر ميكند و در حقيقت اين مسئله را در بعدي متفاوت از آنچه در ساير اتاقها پيش ميرود حركت ميدهند. معادله وزير براي انتخاب گزينه وزارتخانه، ربطي به آنچه در گزينههاي كارمندان وزارتخانه ديده ميشود ندارد. وزير معادلههايي دارد كاملاً سياسي، اما كارمندان بالارتبه ورزش، گزينههايي دارند با گرايشهايي ورزشي.
حالا گزينه وزارتخانه كيست؟! هاشميطبا با درخواست دو ميلياردياش؟ ساور كه يك دل را در مجلس دارد و يك دل در فوتبال؟ حبيب كاشاني كه لااقل ديگر در جمع محبوبان اين وزارتخانه نيست؟ سجادي كه خود را مبدل به مهره سوخته ورزش كرده؟ شايد هم گزينههايي كه هنوز خبر تماس از سوي سازمان را به بيرون لو ندادهاند؟!
نكته بارز اين است كه هنوز وزارتخانه در مورد رئيسي كه بايد از سوي آنها در انتخابات شركت كند به يك جمعبندي نهايي نرسيده. اين كه امروز رويانيان خود را به صورت غيرمستقيم كانديداي وزارت معرفي ميكند، خود نشانهاي است از تمايل او براي گرايش بيشتر دولتمردان به سوي وي! اگر مذاكرات جنبهاي نهايي پيدا ميكرد، امروز مديرعامل سوختي باشگاه، خود را مكلف ميدانست خيلي صريحتر در مورد برنامههايش براي فوتبال و حمايتهاي احتمالي دولت در صورت رياست حرف بزند. وزارت هنوز به گزينه دلخواه نرسيده ... آيا بهتر نيست كه وزارتخانه به كلي دور گزينه خود را خط بكشد و فوتبال را لااقل براي همين چهار سال نهايي رها كند؟ شايد حتي اگر وزير هم بخواهد، كارمندان وزارت رضا ندهند!