دوستی دارم که با ساماندهی بازار طلا از خوشحالی به من زنگ زده و گفت که ۴۰۰ هزار تومان به نفعش شده آن هم فقط برای خرید یک سرویس طلای ارزان !
حالا دیگر مردم قدر آرامش بازار را بهتر میدانند، اما سؤال اساسی این است که چطور بازاری که لحظه به لحظه روند صعودی خود را بعد از یک اظهار نظر آغاز کرد و چند ماه درگیر این التهاب بود ناگهان طی دو روز آرام شد.
رئيسجمهور دو روز پیش در حالی که بازار طلا و ارز سقوط کرده بود، بعد از مدتها سکوت و تأخیر در اعلام نرخ سود تسهیلات ناگهان زبان گشود و انگشت اتهام را به سوی رقیبان و دلالان نشانه رفت. پیش از این نیز منتقدان همین کار را با نزدیکان و مسئولان دولتی کرده بودند.
پس دست پنهان بازار که در تعادل عرضه و تقاضا در تئوری آدام اسمیت نقش ایفا میکند از آستین چه گروه یا اشخاصی بیرون آمد و چه
کسانی عامل این گرانیها بودند؟ پاسخ به این سؤال میتواند با بررسی هزینه فایده قابل استنتاج باشد. اگر منافع اقتصادی این التهاب را بیشتر از منافع سیاسی در آن ببینیم، بیشک رسانههای داخلی سودی برای خود متصور نبودند، الا بازتاب نگرانیهای مردم که متضرر شدن از کاهش قدرت پول ملی آنها را آزار میداد.
در این بین کسانی که نقدینگیهایشان طی هفت سال گذشته افزایشی چند برابری داشته و بدهیهایشان به سیستم بانکی از مرز ۵۰ هزار میلیارد تومان گذشته، قادر بودند در کسوت دلال بازی و سوداگری به دنبال سود باشند و در این میان سرمایههای خرد جامعه را نیز به حرکت واداشته بودند.
اما بازار سکه و طلا مانند هر بازاری یک سوی «تقاضا» و سوی دیگری به نام «عرضه» دارد که تقریباً در این بازار عرضه دردست دولت است و دولت بزرگترین عرضه کننده ارز وسکه است. سود حاصل از پیش فروش و عرضه میلیونها سکه وفروش مقادیر زیادی دلار به نفع کیست؟ در خوشبینانهترین حالت این پروژه نقشی در جمعآوری نقدینگی نداشته است؟
شاید از همین رو است که بازار ملتهب و غیر معقول سکه وارز ناگهان و دفعتاً (!) مثل آب خوردن سامان مییابد و لابد در آستانه انتخابات مجلس و همزمان با افزایش قیمت یارانهها به ۶۰ هزار تومان به یک دستاورد و موفقیت بدل میشود.
اما این روش همانند تخلف موسوم به ۳ هزار میلیاردی بانکها با خود سؤالاتی را در ذهن مردم حک خواهد کرد که عوامل التهاب بازر طلا و سکه چه کسانی بودند یا حاصل چه سیاستی بودند و آیا این عملیات ضربتی موفق برای کنترل و کاهش قیمتهای ارز و سکه چرا یک ماه پیش آغاز نشد؟
و آیا این قدرت مانور در بازار سکه وارز در بازگشت قیمتهای دیگر بازارهای کشور که متأثر از این تعلل گرانی عمومی را به همراه داشته نیز به منصه ظهور خواهد رسید؟
باید بترسیم از تبعات چنین تصمیماتی که آخرش مقصر اصلی را رسانهای یا خبرگزاری معرفی میکنیم و بترسیم از روزی که مردم اعتماد خود رابه وعدههایی که گفته بودیم: «تورم را تک رقمی میکنیم» و «سود بانکی را تک رقمی میکنیم» از دست بدهند و خیال کنیم که فقط با مانورهای تبلیغاتی و افزایش یارانه نقدی میتوان اقتصاد را پویا كنيم و مردم را همراه خود نگه داریم!