«حسابي باربي شدهايها!»؛ بيرون آمدن همين يك جمله از دهان زنان و دختران جواني كه «سراب باربي شدن» به هدف نهايي زندگيشان بدل شده كافي است تا دستمان بيايد «عروسكهاي باربي» فقط يك اسباببازي براي جذابتر شدن دنياي كودكي بچهها نيست، بلكه اين عروسك ابزار يك «فرهنگ» است، الگويي مادي و ابزاري از «زن امروزي» براي تمامي زنان و دختران جهان. پس نابجا نيست اگر بخواهيم اين فرهنگ ضد فرهنگ خودي را حذف كنيم.
باربي «سبك زندگي» جديدي را القا ميكند؛ مصرفگرايي، تجملات و حاكميت نگاه ماترياليستي هدف نهايي حكومت باربيهاست. براي تحقق چنين موضوعي بهترين زمان سرمايهگذاري دوران كودكي است. عروسك به واسطه برقراري رابطه عاطفي در شكل دهي به الگوي ذهني دختر بچهها نقش مهمي دارد. اندام باربي، پوشش و آرايش، نژاد، فرم چهره، كيف و كفشها و لباسهاي متنوع و پرزرق و برقي كه در بستهبنديهاي عروسك باربي و در بازيهاي رايانهاي آن طراحي شده، سبب ميشود تا كودكان ما با شيوه زندگي باربي زندگي كنند و با تفكرات اين «اسطوره» بلند قد و لاغر اندام بزرگ شوند. بدون شك تمام اين ادلههاي محكم دست به دست هم داده و موجب شدهاند تا پليس در برخورد با فروشندگان اين عروسك ها، به ممنوعيت نمادين ورود اين اسباب بازيهاي هدفمند، رنگي از عينيت بزند، چراكه تاكنون به رغم ممنوعيت واردات، اين عروسكهاي مغاير با فرهنگ ايراني به طور وسيعي به صورت قاچاقي وارد كشور ميشدند و با حكومت بر دنياي كودكي بچههاي ايراني، مسير نگاه و تفكر آينده آنها را نيز تعيين ميكردند.
ممنوعيت و برخورد با فروش عروسكهاي باربي اگرچه در ايران به تازگي آغاز شده، اما كشور عربستان از سال ۲۰۰۳ به دليل تطابق نداشتن با فرهنگ و انديشههاي اسلام، فروش اين اسباببازي را غير قانوني اعلام كرده بود. در ايران نيز از سال ۷۵عروسكهاي «دارا و سارا» طراحي و عرضه شدند تا به عنوان جايگزيني براي باربي عمل كنند، اما طراحي ضعيف و قيمت بالاي اين محصول هرگز نتوانست در بازار رقابت، باربي را كنار بزند.
برخورد با فروشندگان عروسك باربي شايد گامي باشد براي مبارزه با فرهنگي كه از طريق اين ابزار به شكلي عميقتر از آنچه فكرش را بكنيم در بين نسل چهارم و پنجم انقلاب در حال نهادينه شدن است. با اين وجود اما قرار است در دنياي بازيهاي كودكانه فرزندان ايران زمين، كدام عروسك جايگزين را معرفي كنيم تا قدرت رقابت با باربيهايي را داشته باشد كه سالهاست بر ذهن كودكان حكمفرمايي ميكنند؟ دارا و ساراي چينيالاصل پس از ۱۵ سال اثبات كردهاند در اين رقابت قدرت قد علم كردن در برابر باربي را ندارند.
بيترديد پايان باربي در صورتي رقم ميخورد كه ما بتوانيم اسباب بازيهايي با قدرت ارائه فرهنگ و سبك زندگي اصيل ايراني را آنچنان جذاب طراحي و عرضه كنيم كه آرام آرام بتوانند اين رقيب قدرتمند را از دنياي كودكانمان خارج كنند. در غير اين صورت بايد «اسطوره شدن» باربي را چشم انتظار باشيم و در آشفته بازار اسباب بازيها و بازيهاي رايانهاي كه بخش عمدهشان به شكل قاچاق وارد ميشود، باربي همچنان جايگاه ويژه خود را خواهد داشت، حتي اگر از ويترين اسباب بازيفروشيها به پشت دخلهايشان برود و مخفيانه فروخته شود.