در همان حال كه دشمنان بيروني نظام با اقداماتي چون تحريم و تهديد، به دنبال فشار براي شكاف بين مردم و نظام و القاي يأس و نااميدي جهت كاهش مشاركت در انتخابات آينده هستند تا بتوانند زمينه مذاكره يا شكست الگوي مردمسالاري ديني را در شرايط بيداري اسلامي در منطقه فراهم آورند، متأسفانه در داخل كشور هم برخي اشخاص و گروههاي سياسي كه قبل از اين با اعزام افرادي چون مزروعي و امير ارجمند به خارج از كشور، سرپلهاي ارتباطگيري با بيگانگان را زدهاند، راهبرد مشاركت حداقلي را براي واداشتن نظام به چانهزني و كسب امتياز دنبال ميكنند.
اين بخش از مدعيان اصلاحطلبي كه تا پيش از اين در قالب تحريم يا مشاركت مشروط به دنبال تحميل خواستههاي خود بر نظام بودند، ناگهان در آستانه ثبتنامها، عدم حضور اصلاحطلبان را با تابلو اعلام و ثبتنام حاميان خويش را به صورت منفرد و مستقل بلامانع دانستند؛ اقدامي كه گرچه تحريم رسمي به حساب نميآيد، اما نوعي قهر را تداعي ميكند كه به هر صورت مدافعان نظام را نيز از هرگونه موضعگيري باز ميدارد. هرچند اين نوع اقدام براي حفظ پتانسيل اجتماعي براي انتخابات آينده و فرار از هزينه حضور با تابلوي فاقد اعتبار اجتماعي به حساب ميآيد كه قبل از اين هم در انتخابات مجلس هفتم تجربه شده و ليست مورد حمايت آقاي خاتمي شكست سنگيني را متحمل شده است، اما خود نوعي سيگنال به بيگانگان و اعلام وفاداري و همراهي با ضدانقلاب نيز به حساب ميآيد. اقدامي كه از آن بوي خيانت به منافع ملي و مصالح نظام و مردم ميآيد و بر اقتدار متكي بر مقبوليت مردمي نظام به نفع مطامع غيرخوديها چوب حراج ميزند.
اين دسته احزاب و گروههاي سياسي مدعي اصلاحطلبي همراه با ديگر گروههاي چراغ خاموش كه در عين پايينآوردن تابلوهاي حزبي براي سرد كردن فضاي انتخاباتي از اعلام رسمي تحريم خودداري كرده و با تذبذب و دورويي، ظرفيتهاي سياسي خود را براي شكلدهي فراكسيون مرتبط با خويش در مجلس آينده دنبال ميكنند، بعيد است كه از راهبرد «فشار از بيرون- شكاف از درون» غرب و اهداف سياسي سياست تحريم و تهديد در آستانه انتخابات بياطلاع باشند.
در اين ميان طيف ميانهروتر جريان اصلاحطلب كه به صورت رسمي در انتخابات شركت و حتي مقدمات تهيه فهرستهاي انتخاباتي را فراهم آورده در حال فاصله گرفتن از افراطيون همنوا با دشمن است. اين طيف چنانچه از استقلال و اراده كافي برخوردار و تاب پايداري در برابر فشار افراطيها را داشته باشد، ميتواند آراي حاميان احتمالي اصلاحطلبان را به خود اختصاص داده و به تناسب وزن و پايگاه اجتماعي خويش در آينده، به پدرخواندگي احزاب و گروههاي افراطي پايان داده و از رانت قدرت ثبتي آنان در كمپ اصلاحات نجات يابند.
البته چنين پديدهاي مستلزم خارج ساختن تابلوي اصلاحات از دست اشخاص و گروههايي است كه با رقمزدن رسواييهايي چون فتنه تيرماه ۷۸، كنفرانس برلين، تحصن در مجلس ششم و فتنه رنگي در سال ۸۸ و فجايعي چون عبور از آرمانهاي امام(ره) و انقلاب اسلامي، پاره كردن تصاوير حضرت امام، آتش زدن مسجد و اهانت به مقدسات و حرمتشكني در روز عاشورا، سرمايه اجتماعي اصلاحات را بر باد داده و تابلوي اصلاحات را به رنگ و ننگ فتنههاي بزرگ آلوده ساختهاند.
آخر اينكه اين طيف از الان بايد بر دستاوردهاي حضور انتخاباتي خويش مواظبت كرده و اجازه مصادره آن از سوي طيف افراطي و چراغ خاموش را ندهد. يك راه آن ابراز برائت از افراطيون و طيف شترمرغي اصلاحات است كه با سياست تحريم غيراعلامي و حمايت از ثبتنام بدون تابلو قصد دارند منافع تحريم و حضور را همزمان داشته باشند و در عين حال هزينه هيچكدام را پرداخت نكنند. جالب اينكه اين طيف تاكنون به بخش ميانهرو فعلي انگ فرصتطلبي ميزده و از تخريب آنان فروگذاري نميكردهاند.