کد خبر: 457926
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۰
غلامرضا مسكني | به گزارش «جوان‌آنلاين»، یکی از نجات‌یافتگان کشتی قاچاق انسان که ۷۵مسافر ایرانی را از اندونزی به استرالیا می‌برد، به همراه مادر دختر ۲۱ ساله‌ای که جانش را در این سانحه از دست داده است با حضور در شعبه سوم دادیاری دادسرای جنایی مقابل قاضی آقایی از قاچاقچیان انسان شکایت کردند .
مریم علیزاده ۳۷ ساله که در این سانحه دو فرزند نوجوانش به نام‌های مهدیه و مهدی علیمرادی ۱۳ و ۹ ساله مقابل چشمانش در آب‌های اندونزی به کام مرگ رفتند، با چشمانی اشکبار به قاضی آقایی گفت: دو سال پیش با مرگ شوهرم من به همراه دو فرزندم تنها شدیم. تمام دغدغه‌ام این بود که آنها را چگونه خوشبخت کنم. چندی پیش به پیشنهاد خانواده یکی از اقوام، تمام زندگی‌ام را فروختم تا برای ادامه تحصیل فرزندانم در کشور استرالیا اقامت بگیرم. همزمان با انجام تدارکات سفر از طریق خانواده‌ای که قبلاً دخترشان را به صورت قاچاق به استراليا فرستاده بودند با مردی به نام نورالدین که در کار قاچاق انسان بود در میدان شوش آشنا شدم. وی برای انتقال من و دو فرزندم ۱۱ هزار و ۵۰۰ دلاردرخواست کرد تا مقدمات سفر ما را مهیا کند. بعد از چند هفته سرگردانی سرانجام دوشنبه ۱۱ مهرماه به مقصد دوبی پرواز کردیم و از آنجا با کمی تأخیر به جاکارتا پایتخت اندونزی رسیدیم. وی ادامه داد: در اندونزی مردی به نام حمید به سفارش نورالدین ما را به محله‌ای به نام «بگور تامان سفری » برد. آنجا ما را به همراه ۲۰ ایرانی دیگر در خانه‌اي ویلایی که امکانات زیادی نداشت، اسکان دادند. بعد از ۲۸ روز اقامت در آن مکان ما را به هتلی منتقل کردند که قرار بود سحرگاه روز بعد حرکت کنیم. نیمه های شب۱۰آبان ماه قاچاقچیان انسان، ما و بقيه مسافران ایرانی هتل را كه ۷۵ نفر بودیم، به‌وسیله چند ون به ساحل دریا انتقال دادند و بعد با پنج قایق ما را به لنج فرسوده و کوچکی در نزدیکی ساحل برای حرکت به سوی کشور استراليا رساندند. لنج به قدری فرسوده و کوچک بود که ظرفیت ۲۰ نفر را داشت نه ۷۵ مسافر را، به همین خاطر مسافران اعتراض کردند که ناخدای لنج این موضوع را از طریق بی سیم با رابط قاچاقچیان در میان گذاشت و در آخر جواب داد کسانی که می‌خواهند برگردند باید تا ساحل شنا کنند. ما به شدت ترسیده بودیم، اما لنج درساعت ۲ نیمه شب به سوی استرالیا حرکت کرد، لحظات نخست حرکت به دلیل تعادل نداشتن لنج آب به داخل آن نفوذ کرد اما ناخدا به حرکت خود ادامه می‌داد.
وی در حالی که گریه می‌کرد با کلمات بریده بریده ادامه داد: حدود نیم ساعت از حرکت ما نگذشته بود که لنج با کج شدن به این طرف و آن طرف دلهره و وحشت را به جان مسافران انداخت. همه دست به دعا برداشته بودیم، دخترم مهدیه و پسرم مهدی که روبه‌روی من نشسته بودند از ترس دست‌های مرا محکم در دستان خود می‌فشردند. آب تمام سطح لنج را خیس کرده بود که ناگهان موج کوتاهی آمد و تمام امید ما را با خود به زیر آب اقیانوس برد. همه با داد و فریاد کمک می‌خواستند، اما هیچ کس نبود که به داد ما برسد.لحظات غمناک و وحشتناکی را در دل تاریکی سپری می‌کردیم. عده‌ای به لنج شکسته آویزان بودند و عده‌ای هم با موج ها به زیر آب می‌رفتند.
صدای دختر و پسرم را می‌شنیدم که از من کمک می‌خواستند، اما موج ها فاصله ما را از یکدیگر بیشتر می‌کردند. فریاد می‌زدم و از فرزندانم می‌خواستم تا خود را به تکه های چوب لنج برسانند و در برابر آب دریا مقاومت کنند. صدای آنها را تا ساعاتی بعد می‌شنیدم که با گریه حال من را می‌پرسیدند. چند ساعتی گذشت هیچ کس به کمک ما نیامد و من دیگر برای همیشه صدای آنها را نشنیدم. مقابل چشمانم زن میانسالی را دیدم که با یک دستش دختر دو ساله‌اش سوگند را نگه داشته بود و با دست دیگر برای نجات به یک ساک مسافرتی آویزان شده بود، اما غافل از آن بود که سوگند در آغوشش جان باخته است. ساعت ۸ صبح مرد ماهیگیری با قایق کوچکی به ما نزدیک شد و تعدادی از ما را نجات داد، اما خبری از امداد‌رسانی مسئولان کشور اندونزی نبود. من یک هفته در بیمارستان بودم که متوجه شدم از ۷۵ مسافر تنها ۴۷ نفر نجات یافتند و ۲۸ مسافرجان خود را از دست دادند که ۲۰ نفر از آنها جسدشان در گرداب ناپدید شده بود و فقط هشت جسد کشف شد.
وی ادامه داد: اگر گارد ساحلی و نیروهای امداد‌گر هلال احمر مستقر در ساحل برای نجات جان مسافران به موقع اقدام می‌کردند اکنون فرزندان من زنده بودند. مسئولان کشور اندونزی نه تنها هیچ کمکی نکردند، بلکه برای تحویل اجساد برای هر نفر ۵ میلیون تومان تقاضا کردند که ما مجبور به پرداخت آن شدیم. وی در پایان گفت: من بعد از پایان مراسم عزاداری فرزندانم به دادسرا آمدم تا از قاچاقچیان انسان که فرزندان ما را به خاطر طمع ورزی به کشتن دادند، شکایت کنم چون اگر لنج با ظرفیت ۲۰ نفر را ۷۵ نفر سوار نمی کردند این اتفاق نمی افتاد.
در این جلسه فاطمه ۴۸ ساله مادر دختری به نام بهاره ۲۱ ساله به قاضی گفت: دختر من لیسانس گرافیک داشت که برای ادامه تحصیل در استراليا مبلغ ۱۲ هزاردلار به قاچاقچی پرداخت کردیم تا به سلامت او را به استراليا برساند، اما بعد از مدتی ازطریق دوستانمان متوجه شدیم كه دهم آبان ماه این لنج بر اثر سوار کردن بیش از حد ظرفیت واژگون شده و دختر دانشجوی من جان خود را از دست داده است. به همین خاطر از مرد قاچاقچی شکایت دارم. قاضی آقایی بعد از طرح شکایت این دو زن پرونده را برای شناسایی و دستگیری قاچاقچیان انسان به پایگاه پنجم پلیس امنیت ارسال کرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار