کد خبر: 457574
تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۰
نگاهي به ساخت سريال‌هايي كه زندگي شهدا در آن به تصوير كشيده مي‌شوند در گفت وگوی «جوان» با حنانه و ويدا شهشهاني

مائده سادات ميرفندرسكي | سريال «جاودانگي» كه چندي پيش از رسانه ملي پخش شد، از آن دست سريال‌هايي بود كه زندگي يك شهيد جاودانه «شهيد محمد جواد تندگويان» را به تصوير مي كشيد. البته خيلي‌ها در اين مورد نوك پيكان انتقادشان را به اين سمت مي‌برند كه «جاودانگي» قصه زندگي شهيد تندگويان نبوده بلكه تماماً زندگي هدي (دختر ايشان) را به تصوير كشيده است. البته اين انتقاد تا حدودي نا بجاست، چرا كه بسياري از قسمت‌هاي اين مجموعه دستخوش سانسور و حذف شده است! حنانه شهشهاني كه متولد سا ل۱۳۶۷ و دانشجوي بازيگري و طراحي لباس در ايالات متحده امريكاست، در اين مجموعه در نقش جواني هدي تندگويان به ايفاي نقش پرداخت. او كه تا به حال در فيلم‌ها و سريال‌هاي بسياري حضور داشته اولين حضور پررنگش در حيطه تصوير را تجربه كرد. ويدا شهشهاني همان گوينده، مجري و‌ بازيگر راديو است كه سال‌هاي سال در اين حيطه حضور داشته و البته دارد. به بهانه حضور حنانه در نقش هدي و ناگفته‌هايش در اين باره گفت‌وگويي را با او و مادر گرانقدرش ترتيب داديم.

آنطور كه شنيدم، شما و حنانه هر دو از كودكي پا به حيطه هنر گذاشتيد؟
ويدا شهشهاني: بله من نيز مثل حنانه از كودكي كارم را شروع كردم. در خانواده ما بر عكس خانواده حنانه هيچ يك از بستگان در كارهاي هنري حضور نداشتند و از همان ابتدا علاقه خودم بود كه من را به سمت هنر كشاند كه در ادامه خانواده در اين زمينه كمك‌هاي شايان توجهي به من كردند. در واقع در هنرستان موسيقي درس مي‌خواندم و ساز تخصصي‌ام نيز پيانو بود. يك روز از تالار وحدت براي انتخاب چند نفر از دانش‌آموزان براي شركت در يك نمايش به مدرسه ما آمدند و من نيز به همراه چند نفر ديگر قبول شدم و در نمايشي به نام شاهزاده كوچولو در نقش «گل سرخ» بازي كردم.
و شما حنانه خانم چطور وارد اين حيطه شديد؟
من در سن چهار سالگي بازيگري را با حضور در سريال «شليك نهايي»‌آقاي «داريوش فرهنگ» آغاز كردم. بعد از آن در سريال «صداي صنوبر» (شاهپور قريب) و بعد در فيلم سينمايي «غنچه‌هاي باغ پرديس» كه به كارگرداني مادرم بود، نقش دختر خانم آتنه فقيه نصيري را ايفا كردم. در سن ۱۱ سالگي به يادگيري موسيقي مشغول شدم و براي ادامه تحصيل به ارمنستان رفتم. پانزده ساله بودم كه به ايران برگشتم و كار خود را دوباره شروع كردم.
خانم شهشهاني قبلاً گفتيد كه خانواده حنانه، خانواده‌اي هنري‌اند؟
ويدا شهشهاني: بله، غير از من و حنانه كه در راديو تلويزيون، فعاليت داريم، پدر حنانه نيز به نويسندگي مشغول هستند و برادر كوچك‌تر حنانه (دانيال)، بيشتر در زمينه موسيقي فعاليت مي‌كند و شعر هم مي‌گويد.
با توجه به سابقه طولاني‌اي در اين حيطه بخصوص راديو داريد، دوست نداشتيد كه حنانه كار حرفه‌اي شما را دنبال كند؟
ويدا شهشهاني: حنانه هميشه مي‌گويد كه كاركردن در راديو، كار سختي است و هميشه راديو را از سينما و تلويزيون سخت‌تر مي‌داند.
حنانه: من به كار تصويري بيشتر از راديو علاقه‌مند هستم. راديو برايم جذاب است ولي به هر حال سختي‌هاي خاص خودش را دارد و من از همان ابتدا ترجيح مي‌دادم كه روي كار تصوير تمركز كنم.
خانم شهشهاني فعاليت در راديو و حرفه صدا را با چه كارهايي آغاز كرديد؟
ويدا شهشهاني: در آن زمان كودك بودم و زياد در خاطرم نيست. راديو را با برنامه خردسالان خانم وكيلي آغاز كردم و در همان زمان در برنامه‌هاي «بچه‌هاي انقلاب» و «صبح جمعه با شما» فعاليت داشتم. در چندين قسمت از برنامه «داستان شب» با صدرالدين شجره همكاري كردم. «ساداكو» و «لك لك‌ها بر بام» (كه با خانم ثريا قاسمي كار كردم) جزو كارهاي بسيار خوبم بودند و همين‌طور رفته رفته در راديو ماندگار شدم.
چه فاكتوري در راديو شما را جذب خود كرده بود؟
ويدا شهشهاني: صميمت و در حقيقت گرم بودن اين رسانه مرا جذب كرد. البته ناگفته نماند كه اوايل ورودم به راديو خيلي كوچك بودم ولي با گذر زمان كه بزرگ‌تر شدم،‌همان گرم بودن اين رسانه براي حضور بيشتر كمكم مي‌كرد و هميشه گفته‌ام و مي‌گويم كه راديو، خانه دوم من است كه دوستانم در جواب مي‌گويند شما كه تمام وقتت را در راديو مشغول هستي بايد بگويي راديو خانه اولم است!
حنانه شما جذاب‌ترين فاكتور در بازيگري را چه مي‌دانيد؟
بازيگري را دوست دارم، چرا كه به واسطه آن مي‌توانم زندگي و احساسات انسان‌هاي ديگر را تجربه كنم و اين مقوله به من حس خوبي مي‌دهد. ضمن اينكه نقش و زندگي‌اي كه واقعي هم نيست، مي‌تواند نكات جديدتري را به من ياد دهد كه در زندگي شخصي خودم نيز تأثير داشته باشد. در ادامه فكر مي‌كنم چون از كودكي اين حرفه را شروع كردم و اينكه خانواده‌ام نيز همه‌ در اين حيطه اشتغال دارند، طور ديگري با آن عجين شده‌ام.
گاهي اوقات فكر مي‌كنم كه غير از بازيگري نمي‌توانم كار ديگري انجام دهم، بهتر است بگويم در اصل من كار مادرم را دنبال كردم.
همانطور كه حنانه اشاره كرد، در كودكي در فيلمي كه شما كارگرداني آن را عهده‌دار بوديد، بازي كرده است. در حال حاضر قصد ساختن اثري را نداريد كه حنانه هم در آن حضور داشته باشد؟
ويدا شهشهاني: خيلي دوست دارم ولي هنوز شرايطش ايجاد نشده، البته قرار بود كه در يك سريال كار كنم كه هنوز قطعي نشده است.
حنانه در مورد كارهايت چقدر با مادر مشورت كرده و از تجربياتشان بهره مي‌بريد؟
هميشه در مورد كارهايم با ايشان مشورت مي‌كنم، چون فكر نمي‌كنم كسي بهتر از ويدا شهشهاني آن هم با سابقه سي‌ساله‌اش در اين حرفه پيدا كنم و هميشه از ايشان به خاطر تمام مهرباني‌ها و محبت‌هايش كه هيچ وقت نمي‌توانم جبرانشان كنم، قدرداني مي‌كنم.
چندي پيش سريال «جاودانگي» هر شب از تلويزيون پخش مي‌شد. حنانه! شما در اين مجموعه در نقش جواني و بزرگسالي دختر شهيد تندگويان (هدي تندگويان) ظاهر شديد. چطور شد كه به اين پروژه دعوت شديد؟
روز اولي كه به دفتر آقاي جعفري رفتم، ايشان و آقاي فلاح با يكديگر صحبت كردند و همان روز فيلمنامه را به من دادند تا بخوانم و پس از اينكه تمام فيلمنامه را خواندم، پيشنهاد ايفاي نقش هدي را به من سپردند. از آن روز به بعد هر روز براي جلسات دورخواني و تمرين ديالوگ‌هايمان به دفتر مي‌رفتم تا كار را شروع كنيم.
بعد از خواندن فيلمنامه چه حسي داشتيد؟ منظورم اين است كه وقتي براي اولين بار متوجه شديد كه دختر يك شهيد گرانقدر، به نوعي با روح پدرش در ارتباط بوده و در بزرگسالي هم از يك‌سري مسائلي كه عامه مردم از آن بي‌خبر بودند،‌ مطلع بوده اولين تصوير و واكنشي كه در ذهنتان بوجود آمد چه بود؟
فيلمنامه خيلي برايم جالب و جذاب بود. اما من بيشتر با ديد يك بازيگر به اين نقش نگاه مي‌كردم، نه زندگي شخصي هدي.
كار با آقاي منصور فلاح چطور بود؟
خيلي خوب بود. ايشان كارگردان كار بلدي است كه دقيقاً مي‌داند چه مي‌خواهد. ايشان خيلي روان و راحت كار را ضبط مي‌كردند و همين مسئله در اوايل چون همكاري اول من با ايشان بود باعث تعجبم شده بود ولي وقتي سريال پخش شد واقعاً به كار بلدي‌شان مطمئن شدم و خيلي كار با ايشان برايم لذت‌بخش و شيرين شد.
گويا قسمت‌هاي زيادي از اين مجموعه به دلايلي حذف شده است؟
بله، اصلاً انتظار نداشتم كه سريال اينطور تمام شود. خيلي از قسمت‌ها حذف شده بودند. مخصوصاً قسمت‌هايي كه مربوط به خود شهيد تندگويان و شكنجه‌هايشان قبل از دوران اسارت بود. اين سريال قرار بود در ۲۵ قسمت پخش شود ولي نمي‌دانم كه چطوري تبديل شد به ۱۴ قسمت! و بايد بگويم كه خيلي بي معني تمام شد و من همچنان منتظر قسمت‌هاي بعد آن بودم! در ادامه بايد اضافه كنم كه خيلي متأسفم كه بازي زيباي «متين اوجاني» در اين سريال خراب شد. خيلي اميد‌وار بودم كه بازي خوب ايشان را در نقش شهيد تند‌گويان ببينيم كه نشد!
خانم شهشهاني، شما نيز اين سريال را حتماً به واسطه‌ حضور دخترتان دنبال مي‌كرديد.نظرتان در مورد سريال چه بود؟
ويدا شهشهاني: بله، درست است تا حدودي به خاطر حضور دخترم در نقش هدي، اين مجموعه را دنبال مي‌كردم و در كل بايد بگويم كه خط داستان را دوست داشتم. خيلي روي متن اين مجموعه كار شده بود ولي متأسفانه همانطور كه حنانه به آن اشاره كرد، نفهميدم كه به چه دليل بعضي سكانس‌ها و قسمت‌هايش حذف شد!
خيلي از مردم، دوست دارند بدانند، روايتي كه در قالب اين مجموعه ديدند، عين حقيقت زندگي شهيد تندگويان بوده است يا نه ؟
حنانه: تا آنجايي كه من مطلعم، بسياري از قسمت‌هاي مربوط به زندگي خود شهيد تندگويان، حقيقت دارد. ولي در مورد شخصيت هدي نمي‌‌دانم كه آيا هدي واقعي دقيقاً همان هدي‌‌اي بود كه به تصوير كشيده شد يا نه؟ چون در جريان تمامي ريزه‌كاري‌هاي داستان نبودم، نمي‌توانم در اين باره اظهار‌نظري داشته باشم.
در كل تا الان بازتاب اين كار را در بين مخاطبان چطور ديديد؟
متأسفانه به دليل اينكه به خاطر تحصيلم بعد از پايان تصوير برداري به امريكا رفتم و در كل زياد به ايران نمي‌آيم، نتوانستم آنطور كه بايد بازتاب كار را در ايران ببينم ولي اميد‌وارم كه خوب بوده باشد و مردم عزيزم اين سريال را دوست داشته باشند.
انتقادي كه خيلي‌ها به اين سريال دارند، همان شخصيت هدي است... حتي از گوشه و كنار شنيدم كه خانواده شهيد تند‌گويان از پخش اين سريال ناراضي بودند و حتي هدي تندگويان نيز مدتي است به تلفن‌هايش پاسخ نمي‌دهد! شما از اين جريانات اطلاع داشتيد؟
نه متأسفانه به همان دليلي كه گفتم، تا حدودي از اخبار ايران بي‌خبرم و نمي‌دانم كه هدي تندگويان چه كار هايي كرده. متأسفانه من زياد هدي را نمي‌شناختم، اما بعد از شروع كار با ايشان ملاقات داشتم و به دليل درگير بودنم سر ضبط، زياد با هدي عزيز در ارتباط نبودم. ولي در همان چند ملاقاتي كه با هم داشتيم، بسيار دوستشان داشتم.
در كل براي ايفاي نقش هدي، چقدر با او در ارتباط بوديد؟
همانطور كه گفتم زياد نتوانستم ايشان را بشناسم، به دليل اينكه زياد نمي‌ديدم‌شان و هم اينكه نمي‌خواستم كه از هدي فيلمنامه دور شوم. به هر حال هدي واقعي و هدي فيلمنامه تا حدودي با يكديگر تفاوت داشتند و نمي‌خواستم با ديدن و ارتباط زياد با ايشان، نقشم تغيير كند و اين رابطه طوري نزديك و صميمي شود كه به كل از هدي فيلمنامه دور شوم. چون به طور كل فيلمنامه برايم خيلي با اهميت تر بود و سعي مي‌كردم دقيقاً همان چيزي كه در فيلمنامه هست و به من سپرده شده را ايفا‌گر شوم.
دقيقاً مشكل منتقدان همين جاست. به عقيده من وقتي كه كار‌گرداني خود را موظف مي‌كند كه قصه زندگي يك انسان بزرگ را بسازد، ديگر در اين حين خيال‌پردازي معني‌اي نبايد داشته باشد!
حنانه:اينكه مي‌گوييد دست كارگردان نيست! همين موضوع است كه الان باعث شده نه شما هدي را كاملاً شناخته‌ايد و نه اينكه خانواده شهيد تند‌گويان از به تصوير كشيدن زندگي شهيد‌شان رضايت دارند!
و اين مقوله كه شما به آن پرداختيد به عهده فيلمنامه‌نويس كار است كه البته آقاي طب نوري با هدي در ارتباط بودند.
پس اگر اينطور است كه نبايد خانواده شهيد‌تند‌گويان، از پخش سريال ناراضي باشند!
نمي‌دانم، فقط مطمئنم قبل از اينكه شروع به ساختن كار كنيم، فيلمنامه داستان را هم خوانده و كاملاً در جريانش بودند. شايد اين كار واقعاً براي جذاب‌تر شدن مجموعه صورت گرفته است.
ولي حنانه! خودت قبول داري كه نبايد اين اغراق شكل مي‌گرفت؟
اين كار همانطور كه گفتم براي جذابيت سريال نزد مخاطب بود. اما اگر خيلي از قسمت‌هاي متين اوجاني حذف نمي‌شد و تمامي اتفاق‌ها در كنار هم شكل مي‌گرفتند، شايد تخيلات هدي اين قدر به چشم نمي‌آمد و البته جذاب‌تر هم مي‌شد. چون تمامي سكانس‌ها در كنار هم يك سريال و كليت آن را مي‌سازد و اگر چندين سكانس از يك سريال حذف شود، قطعاً به كليت آن لطمه خواهد زد.
هدي تندگويان واقعاً با روح پدرش در ارتباط بوده است؟‌
همانطور كه گفتم، من به خاطر اينكه از شخصيتي كه در فيلمنامه خوانده بودم، دور نشوم و فكر‌هاي ديگري در موردش نكنم، نمي‌خواستم از زندگي واقعي هدي خبر‌دار شوم. به همين خاطر در همان دوبار ملاقاتي كه با ايشان داشتم، فقط سعي كردم حالت‌هاي رفتاري و صحبت كردن او را بيشتر ببينم و از او هيچ سؤال شخصي يا راجع به فيلمنامه را نپرسيدم، چون معتقدم زماني كه فيلمنامه نوشته مي‌شود، ديگر تمام شده و اگر قرار باشد كه هر فردي در رابطه با تغيير كردن فيلمنامه يا نقشش نظري دهد، همه چيز خراب خواهد شد و بايد تغييرات كلي‌اي صورت بگيرد.
غير از عدم تمايل خودتان به ديدن و ارتباط داشتن با هدي، به چه دليل نمي‌توانستيد يكديگر را ببينيد؟
ما مدام سر ضبط بوديم و هدي به دليل مشغله‌اش زياد سر فيلمبرداري‌ها نمي‌آمد.
از نظر ظاهري به هدي شباهت داشتيد؟
نه فكر نمي‌كنم، شايد با گريم سريال، معصوميت چهره‌هايمان شبيه هم شده بود.
فكر مي‌كنيد خصوصيات اخلاقي حنانه تا چه ميزان با هدي يكي بود؟‌
شايد جالب باشد بگويم كه شخصيت حنانه با هدي كاملاً با هم در تضاد بودند. من خيلي پر سر و صدا و شيطون و پرجنب و جوشم اما هدي قصه بسيار آرام بود و همين از بزرگترين تفاوت‌هاي اخلاقي ما دو نفر بود.
دوست داشتيد كه الان با هدي ارتباط داشته باشيد؟‌
بله، دوست داشتم كه بدانم چقدر از ايفاي نقشم رضايت داشته و اينكه اين سريال چه تأثيراتي در زندگي شخصي‌اش داشته است.
به نكته خوبي اشاره كرديد، اين نقش در زندگي شخصي شما هم تأثير‌گذار بوده است؟
من هميشه از نقش‌هايم، نكته‌هاي فراواني ياد مي‌گيرم و قطعاً از خصلت‌هاي خوب هدي خيلي مسائل را ياد گرفتم.
در كل چقدر با نقش‌هايتان درگير مي‌شويد؟‌
هميشه سر فيلمبرداري‌هايم سعي مي‌كنم، شخصيتم بسيار نزديك به كاراكتر داستان باشد. براي همين هميشه در طول مدت زماني كه مشغول ايفاي نقشي هستم كمتر از ساير مدت‌ها با دوستان و اطرافيانم در ارتباط هستم.
حنانه، با بازيگر نقش كودكي هدي (عرفان سادات سراي سرور) براي هماهنگ كردن نوع بازي‌هايتان در ارتباط بوديد؟
به دليل اينكه بيشتر سكانس‌هاي ما دو نفر، جدا از هم ضبط مي‌شد، خيلي همديگر را نمي‌ديديم.
قطعاً در بازيگري مادرتان الگوي بسيار خوبي برايتان هستند و ظرايفي كه اشاره كرديد را از ايشان به يادگار داريد؟‌
بله، فكر مي‌كنم كه همه اينها تجربياتي است كه يك بازيگر با گذر زمان به آن مي‌رسد و قطعاً از تجربيات مادرم هم مي‌تواند باشد.
خانم شهشهاني، خصلت‌هاي هدي روي حنانه در طول مدت بازي در نقش هدي تندگويان تأثير گذاشته بود؟
خيلي به نقشش فكر مي‌كرد و اين نقش در واقع حنانه را به تأمل و تفكر واداشته بود.
خانم شهشهاني، به عقيده شما روي قصه اين داستان اغراق صورت نگرفته بود؟‌
خيلي از نزديكان و دوستان اين انتقاد را به من مي‌كردند كه اين سريال در حقيقت قصه زندگي‌ هدي است نه زندگي شهيد تندگويان! و من در پاسخ مي‌گفتم كه نقدتان را بايد با نويسنده، كارگردان و كساني كه در رأس اين كار بودند، مطرح كنيد. ولي بله درست مي‌گوييد، در جا‌هايي از داستان‌، اغراق ديده مي‌شد ولي من اين كار را دوست داشتم، شايد حضور حنانه هم در اين امر بي‌دليل نباشد.
حنانه، در حالت كلي فكر مي‌كنيد كه اين سبك قصه‌ها كه بر گرفته از سبك زندگي انسان هاي بزرگ است تا چه ميزان مي‌تواند روي ديدگاه و ذهنيت مردم ما تأثيرگذار باشند؟
فكر مي‌كنم كه زندگي شهيد‌تندگويان بايد به تصوير كشيده مي‌شد تا مردم بهتر و بيشتر ايشان را مي‌شناختند و در كل بايد مردم را با جنس زندگي شهدا آشنا كرد و حداقل كاري كه مي‌شود كرد اين است كه هميشه يادشان را زنده نگه داريم، حال با ساخت فيلم يا سريال‌هايي از اين قبيل.
خانم شهشهاني، نظر شما در اين رابطه چيست؟‌
ويدا شهشهاني: در حال حاضر خيلي از اين دست سريال‌ها ساخته مي‌شود، هم در مورد شهدا و هم انسان‌هايي كه ما به عنوان افراد بزرگ از آنها ياد مي‌كنيم البته اگر بخواهيم درست نگاه كنيم،پرداختن به چنين شخصيت هايي براي آشنايي نسل جوان ما خيلي خوب است. من خودم اين سريال‌ را خيلي دوست داشتم، باز هم تكرار مي‌كنم اين به واسطه‌ آشنايي‌ام با كارگردان و خود حنانه نيست. در كل فكر مي‌كنم كه اگر يادمان باشد كه چنين انسان‌هايي روزي وجود داشته‌اند و اين اتفاق‌ها برايشان افتاده، خيلي خوب است و جوان‌ها بهتر با اين افراد بزرگ آشنا شوند.
حنانه، بعد از بازگشت از ارمنستان، در چه كار‌هايي حضور داشتي؟
در فيلم سينمايي «زاگرس»، تله فيلم «بلند گريه كن» و سريال‌هايي چون «يك مشت پر عقاب»، «كلاه پهلوي»، «ترانه مادري»، «مثل هيچ كس» و فيلم‌هاي «ميم مثل مادر» و «حرفه‌اي‌ها (پوران درخشنده)» حضور داشتم.
خانم شهشهاني، معمولاً افرادي كه حضور پررنگي در راديو و حيطه صدا دارند، در كارنامه كاريشان آثار ماندگاري در دوبله نيز دارند، چرا شما در اين حيطه حضور فعالي نداريد؟
البته چند كار در زمان‌هاي قديم با خدا بيامرز آقايان مهدي آژير و عزت‌الله مقبلي انجام دادم ولي به طور حرفه‌اي هيچ‌گاه اين حيطه را دنبال نكردم. يادم است در همان زمان در آموزش‌هايي كه به ما داده مي‌شد، يكسري احترام‌ها وجود داشت كه در حال حاضر به نسبت قبل كمرنگ‌تر شده است. حال اين بي‌احترامي‌ها در تمام زمينه‌هاي هنري چون: هنر دوبله، سينما، تلويزيون، تئاتر، راديو و... همه‌گير شده است و نمي‌توان اين حيطه‌ها را از يكديگر متمايز كرد!
حنانه، در بازيگري به دنبال چه هستيد؟
به دنبال علايقم مي گردم و در كل به بيشتر رشته هاي هنري علاقه‌مندم، هنر‌هايي چون: نقاشي، موسيقي و بازيگري.
خانم شهشهاني، در حال حاضر در كدام برنامه‌هاي راديو مشغول فعاليت هستيد؟
در حال حاضر به عنوان مجري- بازيگر در راديو مشغول هستم. در برنامه‌هايي نظير: ساده مثل صبح، جمعه ايراني، راه شب، كوچه راديو، صداي عبرت، صداي آشنا و قرار ايراني (پخش از شبكه اروپا).‌
حنانه، راز ماندگاري يك بازيگر را در چه فاكتور‌هايي مي‌دانيد؟
فكر مي‌كنم انتخاب‌هاي درست و بجا مي‌تواند راز ماندگاري يك بازيگر واقعي باشد.
خانم شهشهاني، دوري فرزندان برايتان سخت نيست؟
خيلي سخته و من، به شدت دلتنگشان هستم و الان هم دلم برايشان بسيار تنگ شده است.
اينكه خارج از كشور تحصيل كنند، خواسته خودشان بوده يا پيشنهاد شما؟
هر دو، خودشان تمايل داشتند كه در آنجا به تحصيلاتشان ادامه دهند و من نيز كمكشان كردم.
آينده بازيگري حنانه و فعاليت خودتان را چطور مي‌بينيد؟
فكر مي‌كنم بازيگري در راديو تنها مقوله‌اي است كه هيچگاه نتوانم از آن دور شوم. بسيار بسيار كارم را دوست دارم و به شدت به آن عشق مي‌ورزم و در حقيقت به مردم كشورم عشق مي‌ورزم و در مورد فعاليت هنري حنانه بايد بگويم كه يك سال به پايان تحصيل اش باقي مانده و اميدوارم كه بعد از اين يك سال كارهاي خوبي به او پيشنهاد شود و اين يكي از آرزوهايم كه حنانه درسش سريع‌تر به اتمام برسد و به كشورش برگردد. در پايان هم اميدوارم و آرزوي قلبي‌ام است كه حنانه در بازيگري و در كشور خودش موفق باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار