
او همواره به گزيدهكاري معتقد بوده چراكه تصور ميكرد بازيگري كه صرفاً به خاطر پول و... بازي در هر اثري را قبول كند، خيلي زود جايگاهي را كه بايد در ميان مردم كسب كند، از دست ميدهد. او اين روزها كاپيتان تيم ملي واليبال زنان هنرمند است و اميدوار است با اين تيم بتواند كمكهاي خيرخواهانه را به نيازمندان برساند. با وي گفتوگويي انجام داديم كه خواندنش خالي از لطف نيست.
شما جزو بازيگراني به شمار ميرويد كه در كارهايتان سعي ميكنيد گزيدهكار باشيد، علت اين موضوع در چيست؟ متأسفانه به دليل ضعفي كه در فيلمنامههاي ما وجود دارد آثار پيشنهادي آن وسوسهاي را كه بايد به لحاظ بازي در من ايجاد نميكنند. همواره در مصاحبههايم روي اين موضوع تأكيد داشتهام كه خودم را در مقابل نقشي كه بازي ميكنم مسئول ميدانم و به همين دليل حاضر نميشوم در هر اثري بازي كنم.
به نظرتان علت ضعف غالب فيلمنامههاي ما در چيست؟ اين موضوع به خيلي از مسائل بر ميگردد اما به عقيده من پررنگترينش در نحوه تربيت فيلمنامه نويسهاي ما است و اينكه شرايط را آنطور كه بايد براي ابراز تواناييها و بروز خلاقيتهايشان ايجاد نميكنيم. يك فيلم خوب ارتباط مستقيمي با فيلمنامهاش دارد. شما نميتوانيد از يك قصه متوسط انتظار خلق يك شاهكار را داشته باشيد. به همين خاطر تصور من بر اين است كه با انتخاب سوژههاي مناسب براي فيلمنامههايمان ميتوانيم آثار درخور تأملي را توليد كنيم.
ملاكتان براي انتخاب يك نقش چيست و معمولاً بر چه اساسي آنها را انتخاب ميكنيد؟ من اخلاقهاي خاص خودم را در انتخاب نقش دارم و كمتر پيش ميآيد پول يا مسائل ديگر من را وسوسه كند كه بخواهم كاري را بپذيرم، آن چيزي كه در انتخاب نقش همواره براي من از جايگاه با ارزشي برخوردار است فيلمنامه يك اثر است ، چون يك فيلمنامه قوي منجر به خلق يك اثر قوي و درخشان ميشود. چرا كه باعث مي شود در بازيگري همواره به ماندگاري فكر كردهام و يكي از ابزارهايي كه شما در ياد مخاطب بمانيد خلق يك نقش خاطره برانگيز است، به همين دليل همواره سعي ميكنم با دقت خاصي پيشنهادهايي كه به من براي بازيگري ميشود را بررسي كنم.
شما بازيگري را از تئاتر آغاز كرديد و سالها در اين زمينه فعاليت انجام ميداديد اما مدتي از اين عرصه دور بوديد، هر چند كه دوباره به آن روي آورديد. علت آن وقفه چند ساله چه بود؟
مسائل زيادي هستند كه در يك مقطع دست به دست هم ميدهند تا شما كاري را انجام دهيد و تصميمي را اتخاذ كنيد. من عاشق تئاتر هستم و همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد فعاليتم را در عرصه بازيگري با تئاتر شروع كردم و به همين خاطر عشق عجيبي را نسبت به آن داشتم اما در مقطعي اتفاقاتي رقم خورد كه ترجيح دادم مقداري از آن فاصله بگيرم ولي خوشبختانه آن اتفاقات و مسائلي كه به دنبالش داشت برطرف گشت و توانستم يك بار ديگر بازي روي صحنه تئاتر را تجربه كنم. در هر حال آنهايي كه تجربه كار نمايش را در كارنامه كاريشان دارند به هيچ وجه نميتوانند آن را با هيچ چيز ديگري عوض كنند.
بيشك خيليها دوست دارند بدانند كه شما چطور به بازيگري علاقهمند شديد و چه حسي شما را واداشت كه در اين عرصه فعاليت كنيد؟ راستش را بخواهيد من از آن دسته بازيگراني نبودم كه از كودكي عاشق بازيگري باشم و زماني كه بزرگ شدم يك جورايي رد آرزويم را بگيرم و به آن برسم.حضور من در اين عرصه شبيه يك اتفاق معجزهگونه بود چراكه شوهر خواهرم فرد تحصيلكرده و علاقهمند به هنر است. وقتي جوان بودم، او من و خواهرم را با خودش به تماشاي يك نمايش برد، وقتي داشتم آن نمايش را ميديدم با خودم گفتم روح من هم متعلق به چنين كاري است و چقدر دوست دارم وراي خود قالبهاي ديگر را تجربه كنم. همان ديدن نمايش كافي بود كه مسير زندگيام كاملاً تغيير كند و به سمتي بروم كه بايد ميرفتم.
بعضي از بازيگران قبل از آنكه به شهرت برسند طالب ديده شدن هستند و هر كاري را هم انجام ميدهند كه ديده شوند اما همان كه ديده ميشوند خودشان را از مردم مخفي ميكنند، شما با مقوله شهرت چهكار كرديد؟ من هيچوقت به شهرت از زاويه اي كه اين دوستان بازيگري كه شما به آن اشاره كرديد نگاه نكردم. شهرت چيزي بود كه همواره براي من در امتداد كارم قرار داشت و آن را حاصل الطاف ويژه خداوند و خلق او ميدانم، به همين خاطر همواره از اينكه در كنار مردم قرار بگيرم لذت ميبرم . مثلاً گاهي اوقات كه با اعضاي خانواده يا دوستانم براي خريد ميروم خواهر يا فردي كه همراهم هست ميگويد رؤيا تو را خدا صف نانوايي نرو، يا براي چه به ميوه ترهبار ميروي، يا چرا وقتي گرسنهات ميشود وارد مغازه جگركي يا ساندويچي ميشوي ؟ به آنها ميگويم چرا، مگر چه اشكالي دارد؟! پاسخ آنها هم اين است كه تو را مردم ميشناسند زشت است كه در چنين جاهايي تو را ببينند ، من هم در جواب ميگويم اتفاقاً خيلي هم خوب است بگذاريد مردم ببينند كه ما هم زندگي شبيه به آنها داريم و مثلاً اين طور نيست كه خودمان خريد نكنيم چون هر چه مردم خودشان را به ما نزديكتر ميبينند احساس بهتري هم به سراغشان ميآيد و حس ميكنند هنرمندشان از جنس خودشان است و بيشتر احساس نزديكي و همذاتپنداري ميكنند.
البته اين نگاه شماست و اتفاقاً خيلي هم زيبا و تأثيرگذار است منتها وقتي ما با هنرمندان گفتوگو ميكنيم برخي طوري رفتار ميكنند و حرف ميزنند كه انگار در يك كره ديگر زندگي ميكنند. هيچوقت به خودم اين اجازه را ندادم كه ديگران را به نقد بكشانم و بگويم شما چرا اين جور زندگي ميكنيد مثلاً چرا شبيه به من فكر نميكنيد . ولي همواره در محافل مختلفي كه با دوستان هنرمند به بحث مينشينم اين موضوع را مطرح ميكنم كه هنرمند براي محبوب شدن بايد سبك زندگياش را به مردم نزديك كند. گاهي با بعضي از دوستان وقتي ارتباط برقرار ميكنم متأسفانه ميبينم آنها تا چه حد نسبت به مسائل شخصي زندگيشان بيتفاوت هستند مثلاً چون فلاني بازيگر معروفي است دليل نميشود در مسائل شخصي زندگياش كم بگذارد. گاهي از اينكه ميبينم بعضي از جوانهاي امروزي كه هنرمند و غيرهنرمند هم ندارد وقتي وارد خانهاش ميشوي ميبيني نامرتب است يا بچهاش مدام گريه ميكند و ميپرسي چرا اوضاع اين شكلي است ميگويد كارگرم يا پرستار بچهام نيامده!باخود مي گويم اين حرفها يعني چه، در حالي كه هر زني با كمي برنامهريزي ميتواند بين زندگي شخصي و حرفهاياش تعادل برقرار كند .
معتقدم نبايد به اين خاطر كه در يك عرصه فعاليت ميكنيد خودتان را محدود نماييد و نسبت به ساير عرصهها بيتوجه باشيد.
شما براي بالانس كردن زندگي شخصي و حرفهاي خود چه كاري انجام داديد؟ از خودم بيشتر مايه گذاشتم ]با خنده[ خداوند بيست و چهار ساعت را در روز به ما عطا كرده است كه از آن نهايت استفاده را ببريم. من همواره براي كانون خانواده ارزش قائل بودم و برخودم وظيفه ميدانستم كه آن را حفظ كنم . در زندگيام سختيهاي زيادي را كشيدم و فراز و فرودهاي زيادي را هم تجربه كردم اما اين موضوع باعث نشد كه هيچگاه از كار حرفهاي يا زندگي شخصيام بزنم، سعي ميكردم روي دقايق زندگيام برنامهريزي كنم و از همه وقتم استفاده بهينه نمايم به همين خاطر به ياد ندارم هيچگاه كارهاي خانهام را به بهانه اينكه سركار هستم عقب بيندازم. زماني كه بچههايم كوچك بودند اوضاع براي من سختتر بود چون بايد تلاش مضاعفي انجام ميدادم تا آنها جاي خالي من را احساس نكنند الان هم كه بزرگتر شدند سعي ميكنم با كمك آنها به نوعي كارهاي خانه را مديريت كنم. در هر حال برنامهريزي بهترين راه كار براي بالانس كردن در اين مورد است.
همسرتان «مسعود رايگان» هم بازيگر صاحبنامي است، در انتخاب نقشهايتان چقدر از نظر ايشان استفاده ميكنيد؟ ايشان علاوه بر اينكه يك همسر نمونه هستند يك مشاور عالي نيز به شمار ميروند به همين خاطر سعي ميكنم همواره در كارهايم با ايشان مشورت كنم و نظرشان را جويا شوم، هر چند كه معمولاً تصميمگيرنده نهايي خودم هستم.
به نظرتان اينكه همكار هستيد به دوام زندگيتان بيشتر كمك ميكند؟
بالاخره شما وقتي در زمينه كاري با همسرتان اشتراك نظر داريد قاعدتاً راحتتر ميتوانيد با يكديگر تعامل كنيد و از مشكلات و نقطه ضعف و قوت كارتان حرف بزنيد . در هر حال اينكه ما با هم همكار هستيم فرصت گفتوگوي بيشتر را براي ما فراهم ميكند ، هر چند كه معايبي هم دارد و يكي از پررنگترينهايش هم اين است كه وقتي هر دو سركار هستيم ديگر وقتي براي ديدن يكديگر نداريم!
اين روزها موجي از حضور بازيگران جوان در عرصه سينما و تلويزيون به راه افتاده است نظرتان راجع به آنها چيست؟ قطعاً حضور بازيگران جوان باعث مي شود كه سينما و تلويزيون با نيروهاي جديدي براي ادامه فعاليتش مواجه شود اما آن چيزي كه در اين ميان مهم است نحوه ورود آنها به اين عرصه و ادامه فعاليت حرفهاييشان است، متأسفانه برخي از بازيگران فكر ميكنند با شركت در چند كلاس بازيگري يا ايفاي نقش در يكي دو اثر به موفقيت چشمگيري رسيدهاند در حالي كه همانطور كه بارها به اين موضوع اشاره كردم در بازيگري ماندگاري مهم است نه شهرت و پول.
يكي از نقشهاي متفاوت و البته خاطره انگيزي كه شما بازي كرديد در فيلم سينمايي «زندان زنان» بود در آن اثر شما ايفاگر نقش يك زندانبان بوديد چطور به آن نقش رسيديد؟ ارتباط برقرار كردن با آن نقش براي من كار سادهاي نبود. قطعاً فردي كه زندانبان است نميتواند فردي مهربان و رئوف باشد و قاعدتاً خود ماهيت كار در زندان و برخورد با مجرمين باعث ميشود كه خشونت در رفتارتان بيشتر شود هر چند كه همواره در مصاحبههايم روي اين موضوع تأكيد داشتم اين نقش هرگز منفي نبوده بلكه خشونت جزئي از اين كاراكتر بوده است. در هر حال ايفا كردن آن نقش به خاطر اينكه حسابي به لحاظ اخلاقي از من دور بود مشكل بوده است از طرفي در آن نقش ما با تعداد بسيار بالايي هنرور سر و كار داشتيم كه كار را براي ما به مراتب سختتر ميكرد.
شما در سريال «شب دهم» كه يكي از موفقترين آثار تلويزيوني محسوب ميشود يك نقش مهم و البته چالش برانگيز را ايفا كرديد درباره آن نقش صحبت كنيد. همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد شب دهم يكي از موفقترين آثاري بود كه در چند سال اخير از تلويزيون پخش شد سوژه و شيوه روايت آن به گونهاي بود كه مخاطب با آن ارتباط زيادي را برقرار كرد، حسن فتحي كارگردان بسيار كاربلدي است و دقيقاً ميداند كه از يك اثر چه چيزي ميخواهد. وقتي پيشنهاد بازي در آن اثر را داد حسابي از آن استقبال كردم چون نقش بسيار چالش برانگيز و چند بعدي بود. شايد در ظاهر آن كاراكتر منفي به نظر ميرسيد اما در ادامه مخاطب متوجه ميشد او چرا اين رفتارها را ازخود نشان ميدهد و به نوعي از آن منفينمايي خارج ميشود.
يكي از ويژگيهاي شما صداي گرمتان است و بسياري اين صداي گرم را عامل موفقيت شما ميدانند. اين صدا را خداوند به من عطا كرده و بابت آن هم بسيار از او سپاسگزارم وقتي وارد عرصه بازيگري شدم سعي كردم بهره درستتري از صدايم ببرم و به نوعي روي آن كار كنم تا پختهتر شود به همين خاطر همواره سعي كردم از آن مراقبتهاي لازم را به عمل بياورم چرا كه صداي يك بازيگر منجر ميشود كه مخاطب با او راحتتر ارتباط برقرار كند.
به نظرتان تحصيلات آكادميك تا چه حد ميتواند منجر به موفقيت يك بازيگر شود؟ اگر فردي كه علاقهمند به بازيگري است به نظرم يكي از مطمئن و سالمترين روشهايي كه ميتواند به واسطه آن به دنياي بازيگري راه پيدا كند همين كلاسهاي بازيگري و تحصيلات آكادميك است. قطعاً آموختن اين هنر از راه درستش منجر به بروز تواناييهاي يك فرد ميشود، واقعاً از حرف عدهاي كه ميگويند بازيگر را نميتوان سر كلاس درس آموخت شوكه ميشوم چون اين هنر ارتباط مستقيمي با دانش فرد دارد. يك بازيگر زماني در كاري كه انجام ميدهد موفق است كه به حد كافي كتاب خوانده باشد و نسبت به علم جامعهشناسي و روانشناسي اشراف داشته باشد چون اين دانشها موجب ميشود كه او راحتتر به نقشي كه ميخواهد دست يابد.
در حال حاضر وضعيت تئاتر را به چه شكلي ميبينيد و عمدهترين مشكلي كه در اين راه وجود دارد به چه چيزي نسبت ميدهيد؟ متأسفانه يكي از بزرگترين ضعفهاي ما كمبود سالن است، سالنهايي كه براي تئاتر درنظر گرفته شده از استانداردهاي لازم برخوردار نيستند و همين موضوع در ميان علاقهمندان به تئاتر دافعه ايجاد ميكند و مانع از حضور آنها در اين سالنها ميشود.
اين روزها بحث داغي كه در تئاتر به راه افتاده است پيرامون حضور ستارگان سينما در اين عرصه است، شما با حضور آنها موفق هستيد؟
تصور من بر اين است كه هيچگاه نبايد درهاي تئاتر را به روي هيچكس بست و به او گفت چون تو ستاره هستي نبايد در اين عرصه حضور پيدا كني، چون اين عرصه متعلق به ماست. به عقيده من اگر به كاري كه انجام ميدهيم مطمئن باشيم قطعاً با حضور هيچكس جاي ديگري تنگ نميشود، دامنه هنر آنقدر گسترده است كه جا براي همه داشته باشد.
به عنوان يك زن فكر ميكنيد در آثار سينمايي و تلويزيوني آنطور كه بايد به جايگاه زنان پرداخته شده است؟
خوشبختانه فضاي هنري ما به ويژه سينما و تلويزيون، تا حد زيادي عاري از مشكلات اخلاقي است و برخلاف ساير نقاط دنيا ما آثار تصويري نجيبي را دارا هستيم و به همين جهت به فكر و سلامت زن احترام گذاشته ميشود. در هر حال ما آثار موفق بسياري داشتيم كه به زن در آن احترام گذاشته شده هر چند اگر در مواردي سختگيريها حتي اگر كمي كمتر ميشد زنها ميتوانستند راحتتر تواناييهايشان را در ايفاي نقشهاي متفاوت نشان دهند.
شما در جايي ضعف فيلمنامهنويسي در كشورمان را به عدم اقتباس پيرامون آثار ادبي نسبت داديد، همچنان روي نظريهتان پافشاري ميكنيد؟
بله، سرزمين ما مهد ادبيات است و خوشبختانه آثار داستاني ما در دنيا حرف اول را ميزنند و به همين جهت ما براي پيدا كردن سوژه و قصه هيچ نوع محدوديتي را نداريم . سالهاست كه فيلمنامهنويسها در سراسر دنيا به اقتباس روي آوردند و غالب آثار موفقي هم كه ساخته ميشود آثاري هستند كه به همين روش نگاشته ميشوند. رمانها و داستانهاي ايراني مانند گنجينههاي بكري هستند كه پرداخت به آنها از سوي يك سينماگر مسلط به ادبيات منجر به ايجاد يك شاهكار ميشود. تا دير نشده بايد از اين داشتههاي گرانبها استفاده كنيم.
شما دو فيلم توقيفي «زادبوم» و «گزارش يك جشن» ساخته ابراهيم حاتميكيا را در كارنامه هنريتان داريد، علت اكران شدن اين دو اثر را در چه ميدانيد؟
سياستگذاريهايي كه در اين زمينه انجام شده از سوي برخي افراد و كاملاً سليقهاي بوده است در حالي كه هيچ يك از اين دو اثر مشكلي به لحاظ محتوايي ندارند . «زادبوم» فيلمي بوده كه موفق گشته پنج جايزه از جشنواره بينالملل كسب كند . واقعاً جاي تأسف دارد كه اين اثر نتوانسته رنگ پرده را ببيند يا فردي مانند ابراهيم حاتميكيا كارنامه شفافي را در عرصه كارگرداني دارد و آثار بسيار قابل دفاع و اثرگذاري را ساخته است و توقيف شدن اين اثر يك جور خودي و غيرخودي كردن سينما است.
ريشه به وجود آمدن چنين اتفاقاتي را در چه ميدانيد؟
قطعاً ما براي رفع اين مشكلات احتياج به يك مدير فرهنگي داريم فردي كه درد و مشكلات سينماييها را بداند و ساده از كنار آنها عبور نكند . بيشك اگر ما مديري را از جنس خود سينما برگزينيم مشكلاتمان را به مراتب راحتتر حل خواهيم كرد.
شما در فيلم سينمايي كافه ستاره و شمسالعماره ايفاگر نقش زناني عامي بوديد و اتفاقاً از پس آنها به خوبي برآمديد، كمي راجع به آن نقش ها صحبت كنيد.
همواره دغدغه ايفاي نقشهاي متفاوت را داشتم. نقشهايي كه اين فرصت و شانس را در اختيارم قرار بدهم كه بتوانم شكل غيركليشهاي از يك نقش را نشان دهم، همواره در طول اين سالها كاراكتر زنان عامي به يك شكل اجرا ميشد و آن طور كه بايد بدان پرداخته نميشد . در حالي كه به عقيده من هر نقشي جاي كار دارد و ميتوان به آن از زاويههاي متفاوتي پرداخت، نقشي كه در كافه ستاره بازي كردم حكم شمشير دولبه را داشت چون اگر اندكي در بروز آن دچار اغراق ميشدم ممكن بودم به آن تأثيرگذاري كه به دنبالش بودم دست پيدا نكنم. در شمسالعماره هم شايد در نگاه اول نقشي مشابه در كافه ستاره را بازي كردم اما اين دو كاراكتر به لحاظ پرداخت شخصيت كاملاً از هم متفاوت بودند.
شما مدتي عضو گروه نمايش بوديد اما ناگهان شما و چند نفر ديگر از بازيگران كنار گذاشته شديد ، علت اين موضوع در چه بود؟
گروه نمايش حدود بيست سال قبل شكل گرفته بود و من و دوستاني نظير خانم هما روستا، مهتاب نصيرپور، آتيلا پسياني، اصغر همت و همسرشان خانم افسر اسدي، پانتهآ بهرام و ... سالها بود كه عضو آن بوديم اما بعد از شانزده سال كار و فعاليت در آنجا ناگهان به ما گفتند به دليل داشتن نيروي مازاد شما اخراج هستيد و كليه حقوق و مزايا و بيمه ما را قطع كردند واقعاً چنين رفتاري آن هم بعد از سالها براي ماهايي كه خودمان را جزئي از اين هنر ميدانيم ناراحت كننده بود.
در چندوقت اخير ساخت آثار كمدي به شدت رونق پيدا كرده و اين رونق منجر به ساخت آثار سخيف شده. به نظرتان علت رواج اين دست فيلمها در چيست؟
عوامل مختلفي دست به دست هم ميدهند كه كاركردن در يك فضايي بيشتر رونق بگيرد . از فضاي حاكم بر بدنه سينماي ايران به واسطه توليد چنين آثاري واقعاً متأسفم اما به عقيده من نبايد اين موضوع را به طيف عام جامعه هنري نسبت داد و مثلاً گفت چون فلان بازيگر در اثر كمدي سخيف بازي كرد، فردي است كه از درك پاييني برخوردار است چون برخي از بازيگران تنها منبع درآمديشان بازيگري است و چارهاي جز قبول پيشنهادهايي كه به آنها ميشود را ندارند.
مدتي است كه شما كاپيتاني تيم واليبال هنرمندان زن را بر عهده گرفتيد كمي راجع به اهداف اين تيم صحبت كنيد.
خوشحالم كه اين سؤال را پرسيديد چون همواره از هر فرصتي استفاده ميكنم تا پيرامون اين تيم و اهداف خيرخواهانهاش صحبت كنم. اين تيم متشكل از خانمهاي بازيگر است و سعي دارد با برگزاري مسابقات مختلف مبالغي را جمعآوري كند تا به دست افراد نيازمند برساند خوشحالم كه چنين شرايطي فراهم شد تا ما بتوانيم عشقمان را نثار مردم بكنيم و خوشحالم كه از همان ابتداي شكلگيري گروه، مردم از اين مسابقات استقبال كردند. در هر حال ما با اين كار لطف مردم را به نوعي به خودشان باز ميگردانيم و من به واسطه اينكه در جوانيام هم به طور حرفهاي واليبال بازي ميكردم و از طرفي سنم هم از بقيه بالاتر است افتخار كاپيتاني اين تيم را دارم.
برنامه كاري بازيگران معمولاً به شيوهاي است كه به دليل قابل پيشبيني نبودن از نظم برخوردار نيست؟ با اين اوصاف چطور به تمرينات تيم واليبال ميرسيد؟
خوشبختانه اعضاي تيم همگي افرادي هستند كه قلبشان براي كاري كه انجام ميدهند ميتپد. آنها دوست دارند هر كاري انجام دهند تا بتوانند انسجام تيم را حفظ كنند به همين خاطر از كوچكترين فرصتها استفاده مينمايند تا خود را به تمرينات برسانند. با وجود بينظمي كه حرفه بازيگري دارد اما بچهها نسبت به آن مسئول عمل ميكند و تاكنون ما با مشكلي در اين زمينه برخورد نكردهايم. گاهي از محافل مختلف ميشنيديم كه خانمها نميتوانند در كنار هم كار كنند اما با اين تيم خط بطلاني روي اين شايعات كشيديم. بچهها با وحدتي كه در تيم هنرمندان دارند ثابت كردند كه ميتوانند در كنار هم بهترين نتايج را كسب كنند.