سخنان امام خامنهاي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار سفرا و رؤساي نمايندگيهاي ايران در خارج از كشور در روز چهارشنبه ۷ ديماه ۱۳۹۰ را بايد منشوري كامل براي دستگاه ديپلماسي و ديگر نمايندگان نهادها و ارگانهاي ايران در خارج از كشور دانست كه متناسب با شرايط نوين تحولات جهاني و منطقهاي، به ويژه رشد اسلامگرايي در منطقه و اقبال به سمت آرمانها و اصول نظام اسلامي، از آنان انتظار ميرود.
طي سالهاي اخير و به ويژه پس از حوادث فتنه بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري، راهبرد نظام سلطه بر تنگتركردن فضاي منطقهاي و بينالمللي بر ايران اسلامي استوار بود و به ويژه پس از رشد حركتهاي بيداري اسلامي در منطقه كه به اذعان سران نظام سلطه ملهم از حركت انقلاب اسلامي است، فشارها بر نظام اسلامي در عرصههاي مختلف افزوده شد و در اين ميان دستگاه ديپلماسي خارجي ايران به رغم عِده و عُده، كارنامه درخشاني در پاسخگويي به اين شبهات و القائات و روندهاي تخريبي ندارد كه مصداق بارز آن را ميتوان واكنشهاي منفعلانه و سكوت نمايندگان و دستگاه سياست خارجي كشور در روند تحولات فتنه بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري دانست، كه البته ميتوان گلايههاي رهبر معظم انقلاب را نيز در اين سخنان ملاحظه كرد.
اما آنگونه كه در فرمايشات معظمله تاكيد شده است، انتظار نظام اسلامي از نمايندگان ايران در كشورهاي ديگر به تناسب روند تحولات جديد متفاوت است. ايشان متناسب با اين تحولات انتظار خود را اين گونه بيان ميفرمايند: «در اين اوضاع پيچيده و حساس، دستگاه سياست خارجي كشور در عرصه گسترده و موثر ديپلماسي جهاني بايد حرف نو جمهوري اسلامي كه «حضور توامان مردم و ارزشهاي الهي در جامعه» و «ارزشهاي معنوي و الهي همراه با اراده مردم و نه تحميل بر مردم» است را تبيين كند.»
اما الزاماتي را كه معظمله براي تحقق اين مسير ضروري ميدانند و بر آن تاكيد ميكنند، به شرح زير در كلام ايشان ميتوان يافت.
۱- دستگاه ديپلماسي بايد با حكمت و منطق مواضع طرفهاي ديگر را به تدريج به مواضع خود نزديك كند.
۲- با تكيه بر «حكمت، عزت و مصلحت» و حفظ «عزت ملي و عزت هويتي» به وظايف سنگين خود عمل نمايد.
۳- در اين مسير هيچ گونه تسليم و كوتاهي، نه در مرحله باورها و نه در مرحله عمل، نبايد وجود داشته باشد.
۴- پيروزي در ميز مذاكره نيازمند هوشمندي، ظرافت، اعتماد به نفس، استحكام عقلايي و تحميل استدلال بر طرف مقابل است كه دستيابي حقيقي به اين عوامل نيازمند «اخلاص، توكل و معنويت» است.
۵- هر چقدر پايبندي نمايندگان نظام اسلامي به اصول و آرمانها بيشتر باشد، هيبت و احترام جمهوري اسلامي در طرف مقابل بيشتر ميشود.
۶- استحكام دروني دستگاه ديپلماسي كشور منوط به «تقويت هرچه بيشتر بعد معنوي عناصر فعال و مرتبط با دستگاه سياست خارجي و سفارتخانههاي ايران است و اين مستلزم مراقبت معنوي و افزايش روزافزون رابطه خانوادههاي سفيران با پروردگار متعال، حسن ظن حقيقي و همگاني به وعدههاي خداوند» است. در اين ميان اگر چه به شاخصهها و مؤلفههاي ديگري بهويژه در زمينه نحوه گزينش و انتخاب فعالان در عرصه ديپلماسي خارجي كشور ميتوان اشاره كرد، اما تجربه نشان داده است كه وجود «روحيه بسيجي» در مأموران دستگاه خارجي كشور و مقابله با روحيات عافيتطلبان و حفظ وضع موجود و موقعيت شغلي كه متأسفانه به عارضه اصلي در ميان نمايندگان ايران در دستگاههاي خارجي تبديل شده است، سبب گرديده كه نتوان نمره مناسبي در اين عرصه به دستگاه سياست خارجي كشور داد.