پايان سال ۲۰۱۱ يعني همين روزها، آخرين روزهاي حضور نظاميان امريكا در عراق است و در تاريخ پنجشنبه ۲۴ آذر پرچم امريكا رسماً از بزرگترين پايگاه نظامياش در عراق پايين كشيده شد. از طرفي پايان سال ۲۰۱۱ آخرين موعد و آخرين مهلت دولت عراق به منافقين براي تخليه اردوگاه اشرف در شمال بغداد است. همسويي آن خروج و اين اخراج و اراده دولت عراق براي اخراج منافقين، همزمان با خروج امريكاييها قابل تأمل و تحليل است. اولين پيام اخراج منافقين اين است كه اگر دولت عراق تاكنون آنان را اخراج نكرده، به خاطر فشار امريكاييها بوده است و فشار دولت عراق به منافقين نشان ميدهد كه در سالهاي گذشته امريكا مانع اين كار بوده است. پيام دوم اين اخراج آن است كه امريكاييها در بين دولتمردان و مردم عراق آنقدر بياعتبار هستند كه دستاورد اشغال چند سالهشان در حدي نبود كه مسئولان عراقي روي آنان را براي ماندن منافقين زمين نيندازند. امريكا در يكسال گذشته دهها ميتينگ سياسي در اروپا و امريكا و كانادا براي حمايت از منافقين برگزار كرد و شخصيتهاي سياسي و سناتورهاي اين كشور در حمايت از منافقين و پادگان اشرف به سخنراني و ابراز حمايت پرداختند اما ماحصل عملي آن با بيتوجهي مسئولان عراقي مواجه شد و منافقين و امريكاييها بايد به صورت همزمان خاك عراق را ترك كنند. نوريالمالكي، نخستوزير عراق در سفر هفته گذشته خود به كاخ سفيد به صورت شفاف در مقابل مطالبات اوباما مبني بر كمك به سرنگوني اسد در سوريه ايستاد و به مطالبه ديگر وي مبني بر كاهش رابطه با ايران وقعي ننهاد. نوريالمالكي در بيست و چهارم آذر (بعد از بازگشت از امريكا) با صراحت اعلام كرد كه مهلت منافقين براي خروج از عراق تمديد نخواهد شد. رايزني منافقين با دولت آذربايجان براي كوچ به آن كشور نيز با پاسخ منفي روبهرو شد و آنان غير از سرزمينهاي اشغالي فلسطين و خود امريكا محلي را براي جابهجايي ندارند. نكته حائز اهميت در تحليل اين موضوع اراده منافقين و تلاش آنان براي سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ايران در ۳۰ سال گذشته بوده است كه نه تنها به اين كار موفق نشدند بلكه امروز تيغ قدرت منطقهاي جمهوري اسلامي ايران آنان را به پرتگاه عميق تاريخ برده است.
امريكا و منافقين كه ۳۲ سال است خواب نبود نظام جمهوري اسلامي را ميبينند به خوبي ميدانند كه اخراج آنان از عراق بيارتباط با نفوذ منطقهاي نظام جمهوري اسلامي ايران نيست. اين نفوذ به قدري است كه مريم قجر در همايش حمايت از منافقين در اروپا با صراحت توهمات خود را به نظام جمهوري اسلامي ايران نسبت ميدهد و حضور اعتراضي مردم عراق در اطراف اردوگاه اشرف را به نيروي قدس سپاه نسبت ميدهد. «چي ميخواستيم و چي شد» زيباترين مثالي است كه ميتوان اهداف امريكا در عراق را با آن مقايسه كرد. آنان در عراق دشمن ديرينه ما و دوست ديروز خود را برداشتند اما هيچ موقع نتوانستند دوستان خود را جايگزين آن كنند. به تعبير ديگر امريكاييها دشمنان ما را برداشتند و دوستان ما جايگزين آنان شدند و در ۹ سال گذشته اين كابوس بارها براي آنان تكرار شد.
آنان هر قدر تلاش كردند امثال اياد علاوي را به قدرت برسانند، نتوانستند و آرزوي به قدرت رساندن طرفداران غرب به آرزويي رؤيايي براي آنان تبديل شد و حسرت آن براي هميشه بر دلشان ماند. امريكا اكنون كه به دنبال سرنگوني اسد در سوريه است بيشتر به حضور در عراق نياز دارد و از طرفي از بدو ورود نيز محاصره و كنترل ايران را در نگاه راهبردي خود پرورش ميداد اما امروز با ۱۰۰ هزار كشته از مردم عراق و ۴ هزار و ۵۰۰ كشته از سربازان امريكايي از عراق خارج ميشود و دوستان جمهوري اسلامي نيز بر عراق حكومت ميكنند. از طرفي نمايندگان امريكا (منافقين) نيز همزمان در حال اخراج هستند.
بنابراين بايد نگاه سومي به ميدان بيايد و بيطرفانه دستاوردهاي ايران و امريكا در عراق امروز را بررسي كند كه چه كساني در عراق هزينه كردند و چه كساني بهره بردند. رئيس جمهور ايران در سفر به عراق حد فاصل فرودگاه بغداد تا شهر را به صورت رسمي و علني طي نمود اما مقامات امريكايي به رغم داشتن ۱۷۰ هزار نظامي، هميشه مخفيانه وارد عراق شدند و مخفيانه خارج شدند و لنگه كفش مردم عراق نيز نثار بالاترين مقام اين كشور شد؛ لنگه كفشي كه سريع در جهان به گفتمان تبديل شد. پيوند دو ملت مسلمان ايران و عراق در فرداي بدون منافقين و امريكا، پيوندي محكمتر خواهد بود. اين الگو ميتواند به سراسر جهان اسلام تعميم يابد و دست امريكا مانند عراق خالي بماند.