
به گزارش خبرنگار «جوان» ظهر روز سهشنبه اول آذر ماه مرد ميانسالي در حالي كه نگراني در صورتش موج ميزد با عجله خودش را به كلانتري ۱۰۴ عباسآباد رساند و مأموران را از ماجراي ربودن پسر ۲۵سالهاش به نام فرشاد باخبر كرد.
او گفت: من صاحب يك كارخانه بزرگ هستم. ساعتي پيش پسرم با خودروي ۲۰۶ خود براي انجام كاري از منزل خارج شد تا اينكه دقايقي پيش مرد ناشناسي با تلفن همراه من تماس گرفت و در حالي كه با مرد ديگري نيز حرف ميزد گفت كه پسرم را گروگان گرفته و براي آزادياش درخواست يك ميليون دلار پول نقد كرد. او تهديد كرد در صورتي كه پليس را از ماجرا با خبر كنم جسد پسرم را برايم خواهد فرستاد. مرد كارخانهدار به مأموران گفت: من تصور ميكنم كه آدمربايان شناخت كافي از من و خانوادهام دارند.
بعد از طرح شكايت با توجه به حساسيت موضوع، بلافاصله رسيدگي به جريان اين پرونده با دستور قاضي هاشميان داديار شعبه اول دادسراي جنايي در اختيار تيم زبدهاي از كارآگاهان ويژه آدمربايي در اداره ۱۱ پليس آگاهي قرار گرفت. همزمان با آموزشهاي لازم كارآگاهان به مرد كارخانهدار و آغاز تحقيقات ويژه مأموران، مرد كارخانهدار عصر همان روز بدون هماهنگي با پليس بعد از تهيه بخشي از پول براي رهايي پسرش با آدمربايان قرار ملاقات گذاشت اما نزديكي محل قرار بر اثر فشارهاي عصبي در حالي كه كيسه پول را به همراه داشت سكته كرد و در گوشهاي از خيابان نقش بر زمين شد. رهگذراني كه در حال عبور از آنجا بودند بلافاصله به كمك وي شتافته و براي اينكه خانوادهاش را باخبر كنند با آخرين شماره تماس كه روي موبايلش ثبت شده بود- شماره آدمربايان- تماس گرفتند. رهگذري كه ناخواسته با آدمربايان تماس گرفته بود به آنها گفت: فردي كه لحظاتي پيش با او تماس گرفتهايد با كيسه پولي كه به همراه دارد سكته كرده است. آدمربايان كه با شنيدن اين خبر با خيال اينكه اين مرد كارخانهدار جان باخته است به شدت ترسيده بودند، با آزاد كردن گروگان به سرعت از محل متواري شدند.
در شاخه ديگري از تحقيقات كارآگاهان كه متوجه شدند مرد كارخانهدار براي آزادي پسرش از دست آدمربايان به تنهايي وارد ماجرا شده است، براي ادامه تحقيقات روانه بيمارستان شدند و گروگان آزاد شده- فرشاد- را بر بالين پدرش مورد بازجويي قرار دادند. فرشاد به پليس گفت: ساعت ۱۲ ظهر وقتي كنار خيابان توقف كردم ناگهان دو مرد با معرفي خود به عنوان مأمور مبارزه با مواد مخدر به من نزديك شدند و با ادعاي اينكه من مواد مخدر حمل ميكنم مرا دستگير و بعد از بستن چشمهايم به داخل اتومبيل خود منتقل كردند. اين دو مرد مرا در داخل خيابانها ميچرخاندند و گاهي براي صحبت كردن با تلفن از ماشين پياده ميشدند تا اينكه مرا ساعت ۶ بعد از ظهر از ماشين به پايين پرت كردند و متواري شدند.
بعد از اين ماجرا، مأموران تحقيقات گستردهاي را براي شناسايي اين آدمربايان انجام دادند تا اينكه همزمان با رديابي تلفن آنها و با بررسي پروندههاي كاركنان مرد كارخانهدار به پرونده مردي به نام مجتبي ۳۰ ساله برخورد كردند كه پس از هشت سال سابقه كارگري در اين كارخانه به دلايلي از كار اخراج شده بود. كارآگاهان بعد از به دست آوردن اطلاعات، با اين فرضيه كه اين مرد اخراجي با توجه به كينهاي كه از صاحب كارخانه دارد و از وضعيت مالي او با خبر است، نقشه آدمربايي را با كمك همدستش طراحي كرده، بررسيهاي خود را براي شناسايي و دستگيري متهمان گسترش دادند تا اينكه سرانجام شامگاه سهشنبه هشتم آذرماه- يك هفته بعد از حادثه- تيم ويژه مبارزه با آدمربايي موفق شد اين دو آدمربا را در مخفيگاهشان دستگير كنند.
دو متهم- مجتبي ۳۰ ساله و محمد
۳۵- در روز چهارشنبه ۹ آذرماه، مقابل قاضي هاشميان ضمن اعتراف به آدمربايي گفتند: ميدانستيم مرد كارخانهدار اين مبلغ را براي نجات جان پسرش فراهم ميكند، بنابراين نقشه آدمربايي را طراحي كرديم، اما وقتي شنيديم كه پدر فرشاد سكته كرده است از ترس اينكه مرگ او به گردن ما بيفتد، گروگان را آزاد كرديم.
دو متهم به دستور قاضي پرونده براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان اداره ۱۱ پليس آگاهي قرار گرفتند.