علی البرزی/ ۱۲ آذر دیگری از راه رسید، ۱۲ آذری که روز جهانی معلولان نامگذاری شده است، ۱۲ آذری که از چند روز قبل تا چند روز پس از آن، همه از معلولان و مشکلات آنها صحبت میکنند. در این روز، رسانههای گوناگون با انتشار مطالب، گزارشها و مقالات به بررسی مشکلات این قشر از جامعه می پردازند و سازمانهای مسئول همانند سازمان بهزیستی برای معلولان، همایشها و مراسمهای گوناگونی برگزار میکنند.
شهرداریها در حاشیه بزرگراهها با بنرهای اطلاعرسانی به شهروندان حقوق متقابل معلولان را یادآوری میکنند و انجمنهای حمایت از این قشر از جامعه هم با صدور بيانيه خواستار توجه بیشتر به حقوق افراد معلول میشوند، اما زمانی که ۱۲ آذر ميگذرد و وارد سیزدهمین روز از آذر ماه میشویم، نه از آن مقالات خبری هست و نه از آن همه همایش با موضوع معلولان. توجه به معلولان و مشکلات آنها رفت تا ۱۲ آذر سال بعد!
همواره حضور افراد معلول در جامعه و دادن نقشهای اجتماعی به آنها به عنوان یک امر مهم مورد توجه کارشناسان بوده است. این حضور در حقیقت استفاده از ظرفیت بخشهایی از جامعه است که نتوانستهاند به دلیل معلولیت نقش پررنگی را برای ابراز وجود و تثبیت موقعیت اجتماعی خود در جامعه داشته باشند.
اما در حال حاضر، افراد معلول در جامعه از یک طرف تلاش میکنند تا با روشهای گوناگون صدای نارضایتی خود را به گوش مسئولان و مدیران مسئول برسانند و از سوی دیگر، مدیران هم در پاسخ به انتقادات وارده، از برنامههای گسترده برای حمایت از این قشر از جامعه سخن میگویند و از اجرایی شدن قانون جامع حمایت از معلولان دم می زنند.
بیش از هفت سال از تصویب قانون ۱۶ مادهای حمایت از معلولان در جامعه گذشته است، قانونی که به لحاظ کار کارشناسی و مطالعات فنی به طور کامل با شرایط ویژه افراد معلول سازگار و هماهنگ است، اما تا به امروز در هیچ سالی شاهد اجرای کامل آن نبودهایم!
این قانون از سال ۸۳ به صورت دست و پا شکسته در كشور اجرا شده است. در این سالها همه سازمانهای مسئول که نام آنها در قانون آمده، به نوعی از اجرای آن فرار کردهاند و تنها با برنامههای مناسبتی و پیامهای تبریک خود به مناسبت ۱۲ آذر، وظیفه خود را در قبال این قشر از جامعه انجام دادهاند. بیشک ۱۲ آذر روز جهانی معلولان، فرصت مغتنمی است تا بار دیگر مدیران مسئول و دستاندکار، قانون جامع حمایت از معلولان را مطالعه کنند.
شاید مطالعه این قانون و آگاهی از مشکلات معلولان تلنگری باشد برای چشمهایی که افراد معلول را در جامعه نمیبیند، گوشهایی که صدای اعتراض آنها را نمیشنود و دستهایی که برای کمک و همیاری آنها بالا نمیرود.