بيژن تنها | طي روزهاي اخير بالاخره پس از آنكه يك مسئول در سازمان پزشكي قانوني از افزايش مرگ كارتنخوابها و افراد بيخانمان بر اثر سرما خبر داد و نسبت به اين موضوع و بيتوجهي مسئولان هشدار داد، سرانجام بحث كارتن خوابها در شوراي شهر باز هم مطرح شد. هرچند مطرح شدن اين بحث در دوره دوم شوراي شهر تهران به واسطه حضور و پيگيري رسول خادم، رئيس كميسيون اجتماعي شورا سبب شد نهادهاي متولي در كنار يكديگر جمع شوند تا چارهانديشي كنند اما با تغيير دوره شورا و پايان مسئوليت اين افراد، بحث ساماندهي اين فرد همچنان بلاتكليف باقي مانده است.
شهرداري جور بهزيستي را ميكشد! در چهار صد و بيست و سومين جلسه علني شورا، پروين احمدينژاد، عضو شورا از برخورد بد شهرداري در جمعآوري كارتنخوابها انتقاد كرد و در پاسخ او، تقوي معاون حقوقي شهرداري گفت كه تقصير شهرداري اين است كه مسئوليتهايي را ميپذيرد كه متولياش نيست و جور سازمان بهزيستي را ميكشد، زيرا اين مسئوليت بر عهده سازمان بهزيستي است.
فقدان وحدت رويه براي ساماندهي كارتنخوابها تغييرات پي در پي در مديريت سازمان بهزيستي به خصوص در ساماندهي بيخانمانها و كارتن خوابها سبب شده است تا در شهر تهران افراد كارتن خواب، بيخانمان و آسيبپذير در گوشه و كنار شهر دست به هر كاري براي زنده ماندن بزنند.
از سوي ديگر، نبود نظارت دقيق بر دستگاههاي متولي در اين بخش بر ضعف عملكردها افزوده است. هر چند شهرداري به بحث جمعآوري و تحويل اين افراد به سازمان متولي وارد عمل شده است، اما ساماندهي اين افراد كه آمار بسيار كوچكي از جمعيت پايتخت را تشكيل ميدهند همچنان به عنوان مشكل باقيمانده است و بودجهها مشخص نيست در كجا هزينه ميشود؟! اينكه دستگاههاي متولي به وظايف خود به شكل صحيحي عمل نميكنند، ضعفي است كه هرگز مسئولان بر رفع آن اهتمام نداشتهاند. در يك مقطع زماني، جمعآوري ميشوند، چند روزي در گرمخانهها باقي مانده و دوباره در جاي جاي شهر ميتوان آنها را مشاهده كرد. هزينههاي مادي و انساني صرف ميشود، خبرها از سوي مسئولان مبني بر جمعآوري و ساماندهي اين افراد انعكاس مييابد، ولي كاري انجام نميشود!
گم شدن كارتنخوابها زير ذرهبين برخي مسئولان هر چند برخي مسئولان دولتي در پستهاي فرمانداري و استانداري به كوچكترين مسائل شهري واكنش نشان ميدهند و ارائه طريق كرده و طرحهاي جديدي را مطرح ميكنند، اما فراموش ميكنند كه به دستگاههاي متولي جمعآوري و ساماندهي اين افراد نيز تذكر بدهند تا انسانهاي بيپناه همچنان بر اثر سرما يخ نبندند. آنها در سرما جان ميدهند بيآنكه كسي آنها را بشناسد چرا كه با مرگ آنها هويت اين افراد نيز ناشناس و مجهولالهويه ثبت ميشود و كسي هم نيست تا سراغ آنها را بگيرد! اما نبايد فراموش كرد كه با كمي دقت نظر و احساس مسئوليت از سوي دستگاههاي متولي ميشود به جاي فرار از انجام وظيفه، جان اين افراد را نجات داد.