مدتهاست عنوان ميكنيم كه سال سال پيش از آوردگاه بزرگ المپيك است و تمام آنهايي كه قرار است در لندن ۲۰۱۲ بدرخشند و مدال درو كنند از مدتها قبل دورخيز كردهاند تا موفقيت را در آغوش بگيرند.
اما آنچه حال و روز ورزش ايران است دورنمايي ديگر را نشان ميدهد. اين روزها فدراسيونهاي ورزشي صحنه جنگ گروههاي مختلف است براي تصاحب صندلي رياست،اين روزها وزارت ورزش به جاي اينكه جو ورزش را براي المپيك آرام و آماده كند خود در برخي صحنهها آتش بيار معركه شده براي بر هم زدن آرامش بعضي رشتهها. به كشتي نگاه كنيد، اميد اول مدالآوري و كسب افتخار در آوردگاه لندن براي ايران با كج سليقگي متوليان امر در وزارت ورزش چنان دچار حاشيه و معضل شده كه بعيد به نظر ميرسد تا مدتها از آن خلاصي داشته باشد. بحث برگزاري انتخابات براي مشخص شدن رؤساي جديد مقولهاي است كه اكثر كارشناسان رشتههاي گوناگون ورزشي عنوان شدن آن در چنين مقطع مهم و حساسي را به ضرر ورزش عنوان كردهاند اما گويا گوش شنوايي در وزارت ورزش وجود ندارد. بيتعارف و رو دربايستي بايد گفت كه فضا اينقدر سياسي شده و آقايان به حدي به موفقيت جريان مورد علاقهشان اهميت ميدهند كه موفقيت ورزش درالمپيك زيرسايه آن قرار گرفته و ديده نميشود. كشمكش از فدراسيوني به فدراسيون ديگر كشيده ميشود و وزارت ورزش تنها نظارهگر است و كاري انجام نميدهد. گويا چنين شرايطي را ميپسندد. نگاهي به سايتها و اخبار خبرگزاريها بيندازيد. به وضوح ميبينيد كه مخالفان چگونه براي يكديگر خط و نشان ميكشند و دندان تيز ميكنند و در يك كلمه تنها يكديگر را نميدرند.
خط و نشان كشيدنهاي اهالي ورزش پهلواني و زورخانهاي براي هم، رجزخوانيهاي فدراسيون كشتي، چشم غره رفتنهاي اهالي فدراسيون فوتبال و تغيير و تحولات عجيب و غريب برخي فدراسيونها همه و همه حاكي از آن است كه حال و هواي ورزش كشور المپيكي نيست و اين در سال پيش از المپيك يعني فاجعه. جالبتر اينكه برخي ديگر از فدراسيونهاي حاشيهدار و البته بيمدال با خيالي آسوده به كارشان مشغولند و اين گونه تغييرات و حاشيهسازي براي فدراسيونهاي مدال آور را حق طبيعي وزارت نشينان ميدانند. آيا جز افسوس كار ديگري ميتوان انجام داد و چيز ديگري ميتوان گفت؟