
باور كنيد ما روزنامهنگارها و خبرنگارها خسته شديم از بس طي اين چند سال، اخبار مربوط به دريافت وجه از دانشآموزان در مدارس دولتي، گاهي با اجبار و گاهي به نام كمكهاي مردمي را منتشر كرديم و هي ژست مردمدوستي گرفتيم و از مسئولان پرسيديم: «پس تحصيل رايگان چه شد؟!»
باور كنيد خسته شديم از بس وزراي دورههاي گوناگون آموزش و پرورش پس از انتشار اين اخبار، اعلام كردند: «دريافت وجه از دانشآموزان در مدارس ممنوع است و با متخلفان برخورد ميشود» و هيچ اتفاقي نيفتاد و حكايت دريافت وجه از خانوادهها كماكان باقي بود و باقي هست و حالاحالاها هم باقي خواهد بود!
خسته شديم از بس گفتيم خانوادههايي كه توان مالي دارند، براي رضاي خدا و براي احترام به قانون اساسي و اصل تحصيل رايگان، زير بار درخواست مدارس نروند و براي آنكه فرزند دلبندشان احساس كمبود نكند، جرينگي پول به مدرسه ندهند! و باز كسي حرفمان را گوش نداد! خسته شديم!
در يكي از مدارس منطقه ۱۸ تهران، مسئولان مدرسه اعلام كردهاند براي آسفالت حياط مدرسه، هر دانشآموز بايد ۴۰ هزار تومان كمك كند!
در يكي ديگر از دبستانهاي منطقه ۱۶ تهران هم سال گذشته، در دو نوبت از دانشآموزان ۷۰ هزار تومان براي سيستم گرمايشي و لوله كشي آب مدرسه پول گرفتهاند!
مدارس محترم تعارف نكنند، پول چاي و نظافت سرويسهاي بهداشتي را هم از دانشآموزان بگيرند تا ديگر حرفي براي گفتن نماند!
پرداخت پول از سوي دانشآموزان به اندازهاي تعيينكننده و سرنوشت ساز شده كه پاي آبروي دانشآموزان در ميان است! طوري در مدرسه تلقين و تبليغ شده كه اگر پول ندهند آبرويشان پيش دانشآموزان ديگر در خطر است!
با خودمان فكر كرديم با اين روندي كه پيش ميرود، مدارس دولتي هم يكجا غيرانتفاعي و آزاد شوند تا دريافت پول از خانوادهها حرص ما را در نياورد! اما تا هنگامي كه هنوز دولتي هستند شعر زير را با خط نستعليق بنويسند و بر سر در مدرسه آويزان كنند:
اي دانشآموز كه جانم فداي تو / قربان اسكناسهاي باصفاي تو
هرگز نشد كيفيت تحصيل و مدرسه / همپايه محبت جيب باباي تو
مهرت برون نميرود از دخل من كه هست / اين دخل، كابوس تو و زجرش براي تو
هر بهرهاي كه بردهاي از حُسن تربيت / باشد زفيض مبالغ اهداي تو
اي دانشآموز كه پول دادهاي مرا / سهل است اگر نمره دهم اكنون براي تو!
گر ثروت خويش هم برايم فدا كني / كاري بزرگ نيست كه باشد سزاي تو!
۱۰۰ عدد پروژكتور براي يك بنر تبليغاتي! چند وقت پيش خبر نصب يك بنر تبليغاتي متعلق به يكي از موسسات كنكوري بر روي ديوار يكي از ساختمانهاي ميدان انقلاب كه ۲ ميليارد هزينه طراحي، نصب، اجاره و نگهداري آن شده، در همين ستون سَرَك منتشر شد.
ديروز خيلي اتفاقي توجهم به تعداد پروژكتورهاي به كار برده شده براي نورپردازي اين بنر جلب شد. ۱۰۰ عدد پروژكتور از بالا و پايين اين بنر ميسوزند تا نور آن را بسازند! فهميدم كه سفارش به صرفه جويي در مصرف برق، براي همه نيست!
البته وقتي اين موسسات براي بازي با افكار عمومي و تلقينهاي رواني و تبليغاتي، به خيلي از رتبههاي برتر كنكور پول و خودرو ميدهند تا بگويند عضو اين موسسات بودهاند كه رتبه برتر شدهاند، نميتوان بيشتر از اين از آنان انتظار داشت! شما هم جدي نگيريد!