
در شماره پيش و در همين ستون، نوشتم كه احتمالاً روح محمدشاه قاجار از اينكه انگليسيها باغ قلهك را مفت و مجاني از دستش در آوردهاند، پشيمان شده و با تبر به جان ۳۱۰ درخت اين باغ افتاده و قطعشان كرده! فكر كنم اشتباه كردم چون در تحقيقات جديدم به ارتباط تنگاتنگ معنوي و عاطفي بين انگليسيها و قاجاريه پي بردم و مطمئن شدم كه روح شاه قاجار همچنين خبطي نميكند و دوستان انگليسياش را آزار نميدهد.
در تحقيقات تازهاي كه انجام دادم به چيز(مورد) جالبي برخوردم. سفارت انگليس در خيابان فردوسي را كه ديدهايد؟ وقتي وارد اين سفارتخانه ميشوي، در ورودي اصلي تالار آن، يك تصوير بزرگ از يك شخصيت تاريخي روي ديوار نقاشي شده.
با خودمان فكر كرديم لابد بايد تصويري از ملكه ويكتوريا باشد اما به استحضار ميرسانم كه وقتي بدانيد اين تصوير متعلق به چه كسي است شما هم مثل من شوكه ميشويد! تصوير مربوط به فتحعلي شاه قاجار است با هيبت شاهانه و البسه گرانقيمت و شمشير مرصع! در زمان جناب فتحعلي، انگليسيها توانستند بيش از هر زمان ديگري در ايران رفت و آمد كنند و ميخ نفوذشان را محكمتر بكوبند! حالا هم آنها براي اداي دين به خدمات جناب فتحعلي شاه، تصوير او را در سفارتخانه خود به يادگار گذاشتهاند.
احتمالاً پنجشنبهها هم براي آرامش روحش، خرما ميدهند چون يادشان نرفته كه اين شاه بخشنده، وقتي در سال ۱۱۷۹ شمسي طي ديداري با «سرجان ملكم» قرارداد تجاري و سياسي را بين ايران و انگليس امضا كرد دستور داد كه ايرانيها بايد با عمال انگليسي در همه امور همراهي كنند! اگر روز پنجشنبه از حوالي سفارت انگليس رد شديد، خوردن خرماي جناب فتحعلي براي ابراز همدردي با انگليسيها يادتان نرود!
خانواده ايراني «فوتبال بيتربيت و رواني» نميخواهد
آقا اگر من و امثال من نخواهيم كه سهم پول ما از بيتالمال به شكمِ گنده فوتبال و عاليجنابانش ريخته نشود، كي را بايد ببينيم؟! اگر ما نخواهيم كه فوتباليستها بعد از نوش جان كردن اين پولها «انگشتنما» شوند و ادب و نزاكت را له و لورده كنند، چه كسي را بايد ببينيم؟
اگر ما نخواهيم كه پولمان را به فوتباليستهايي بدهند كه به راحتي آب خوردن، در زمين بازي و انظار عمومي مردم و خانوادهها، فحشهاي ناموسي و ركيك آموزش ميدهند، چه كسي را بايد ببينيم؟ آقا اگر ما نخواهيم به اين افراد، اسم و رسم گنده و توخالي داده شود تا بچهها و نوجوانها و جوانهايمان، اين اسوههاي عصبانيت و بيادبي را الگوي خودشان كنند، چه كسي را بايد ببينيم؟ اگر ما نخواهيم كه خانوادههايمان، صحنههايي مثل كتك زدن يك داور (سعيد شمس) در شهر تالش را كه وحشيانه زير لگد فوتباليستها و كادر تيم و تماشاگرها افتاد، ببينند چه كسي را بايد ببينيم؟ آقا اگر ما نخواهيم هرچه خرج فرهنگ و دينمداري در اين كشور ميشود با رفتارهاي زيباي فوتبالي به باد داده نشود، چه كسي را بايد ببينيم؟
راستي با فوتبال، چه دردي از مردم دوا ميشود؟! آن هم با اين فوتبال ما كه يك بيمار رواني رنجيري است!