در تربيت توحيدي آموختهايم كه مطلق فقط ذات احديت است و انسانها متناسب با استعداد و ظرفيتها و مسئوليتها از مراتب كاستي برخوردارند اما مطلقگرايي و قضاوتهاي قطبي و صفر و بيست ديدن افراد و پديدهها معمولاً از نوجوانان و جوانان سر ميزند. در فضاي دانشجويي اين ويژگي بيشتر از محيطهاي ديگر مشهود است و جوانان هنگام قضاوت در خصوص شخصيتهاي سياسي و اقتصادي، آنان را بهترين يا بدترين افراد جامعه خويش ميدانند. سياستمداران و مسئولان دولتي از مطلقگرايي معمولاً در مقابل دشمنان خارجي استفاده ميكنند و معمولاً از ادبياتي مانند «هرگز» و «هيچ» پيام خود را به دشمن ميرسانند تا بتوانند بر تصميمات آن تأثير گذارند، به طور مثال رئيس جمهور در بحث هستهاي اعلام ميكند: «هرگز زير بار اقدامات غيرقانوني نخواهيم رفت»، «هيچ معامله پشت پردهاي در كار نيست» ،«هيچ كس در دنيا ظلم را تأييد نميكند»، «هرگز زير بار ذلت نخواهيم رفت»، «تا آخرين نفس به راه خود ادامه خواهيم داد.» مطلقگرايي در بعد سلبي آن نه تنها بد نيست بلكه پسنديده هم هست، به طور مثال گفته ميشود هيچ كس از خطا مصون نيست، هرگز بيقانوني و قانونگريزي را تحمل نخواهيم كرد.
چند روز پيش رئيس جمهور با صراحت اعلام كرد اطرافيان وي پاك و عاري از هرگونه آلودگي هستند. اين مطلقگويي درباره كساني كه حداقل ذهنيت زيادي نسبت به عملكرد آنان وجود دارد بيپروا سخن گفتن است. البته اكثر مديران نظام و خصوصاً وزراي محترم از پاكترين و بهترين عناصر كشور و انقلاب هستند اما در خصوص آنان هم نميتوان از موضع مطلقگرايي قضاوت كرد چرا كه انسان بماهو انسان هميشه در معرض خطر و آزمايش است. دفاع يكپارچه و مطلق رئيسجمهور از كساني كه حساسيت اجتماعي نسبت به آنان بالا است، نوعي كلنجار رفتن با افكار عمومي نيز محسوب ميشود.
بنابراين احتياط بهتر از بيپروايي در اظهارنظر و قضاوت است. اگر فرض را بر اين ميگذاشتيم كه مخالفان جريان موسوم به انحرافي صرفاً از اصلاحطلبان و حتي طيفهاي نزديك به لاريجاني، قاليباف و افراد همسو با آنان بودند، شايد ميتوانستيم رقابت سياسي و رقيبخواني را به عنوان يك ملاحظه در قضاوت وارد كنيم و هجمه به افراد مذكور را يك عمل سياسي تلقي نماييم. اما وقتي خواص همراه احمدينژاد و حتي برادر و داماد وي بر انحراف تأكيد ميكنند، چگونه ميتوان از آنان دفاع مطلق كرد؟
آيا داود احمدينژاد به دنبال ضربه به دولت برادر است؟ هرگز اينگونه نيست بلكه سخن آنان سندي براي حقانيت كساني است كه از فضاي دورتري قضاوت ميكنند. وقتي آقايان الهام، محصولي، رسائي، كوچكزاده و ... كه يكپارچه از دولت دفاع ميكنند و روزي جزو حلقه اول احمدينژاد بودند و احمدينژاد در روزگاري از آنان (محصولي، الهام) يكپارچه دفاع ميكرد، معتقد به انحراف در حاشيه دولت هستند،رئيس جمهور محترم نميتواند در جمع مردم بيرجند، دشمنان خيالي را به زدن دولت متهم كند. اكثر مردم از عملكرد كاري دولت در حوزه اقتصاد و معيشت راضي هستند و اصولاً هيچ يك از وزراي دولت مورد تنفر افراد و حتي جريانات ناهمسو نيستند. بنابراين كسي دولت را نميزد. اين رئيس جمهور است كه خود را داوطلبانه سپر كساني ميكند كه در خوشبينانهترين حالت اشتباهاتي دارند يا تلقي آنان از گفتمان انقلاب اسلامي،«من درآوردي» و غيراصولي است. سخن اين نيست كه آنان از بيتالمال مسلمين در جيب خود گذاشته و خرج همسر و دو يا سه فرزند خود كردهاند. حتماً اينگونه نيست. اما انحراف آنجا كه آقاي كوثري كه جزو سهميه احمدينژاد در ليست اصولگرايان تهران بود مدعي است كه اسناد ارتباط جريان انحرافي با بيگانگان را در اختيار دارد و بارها اسنادي چاپ ميشود كه اطرافيان رئيس جمهور كارچاقكن افراد مسئلهداري بودهاند كه جمله «حسبالامر رئيس جمهور» محور اين مكاتبات است. بنابراين نه تنها از جريان حاشيه دولت بلكه از هيچ انسان غير معصوم نميتوان دفاع مطلق كرد. اگر افراد مورد دفاع مطلق، در مركز قدرت و ثروت باشند به صورت طبيعي مطلقگرايي درباره آنان مردودتر است. بنابراين رفتارها و عملكردها به صورت نسبي مورد تأييد و به صورت نسبي مورد نقد است. مطلقگويي و مطلقگرايي را براي نسل جوان و كمتجربه بگذاريم و در عرصه سياست جانب احتياط و تعادل را برگزينيم.