
مرتضي طلايي رئيس كميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي اسلامي شهر تهران گفته است كه ۹۰ درصد از متكديان، ميانگين درآمدشان از درآمدهاي كارمندان بيشتر است. با اين حساب، به طور طبيعي، گزينههاي زير قابل بررسي است:
الف: كارمندان از اين پس براي افزايش درآمد خود از كسوت كارمندي استعفا دهند و به كسوت شريف گدايي روي بياورند!
ب: افزايش تكديگري نشان دهنده تحقق سياستهاي اشتغالزايي است! البته افزايش آمار متكديان، ميتواند نشان دهنده زاييدن سياستهاي اشتغال هم باشد!
پ: كارمندان براي تامين مخارج زندگي، در شغل دومشان به جاي مسافركشي، تكديگري كنند!
ت: شهرداري به جاي جمع آوري متكديان از سطح شهر، بايد براي انان پروانه كسب صادر كند و از آنان ماليات بگيرد.
ث: كارمند بودن يك آسيب اجتماعي است نه تكدي گري!
يك خواهش از سارقان منازل شرق تهران چند ماهي است كه سرقت منازل در حدفاصل بين «تهران نو» و «تهرانپارس» بسيار بسيار افزايش پيدا كرده است. كلانتريهاي مستقر هم تا به امروز در شناسايي سارقان چندان خوش شانس نبودهاند.
افرادي هم كه منازلشان به تاراج رفته، اميد چنداني به شناسايي دزدها ندارند. با توجه به بدشانسي كلانتريها و دلخوري شديد مالباختگان، در همين جا از سارقان نامحترم خواهش ميكنيم خودشان را در اسرع وقت به نزديكترين كلانتري معرفي كنند. از دوستان عزيز مستقر در كلانتريها هم خواهشمنديم يك گروه سرود از بچههاي دبستاني تشكيل دهند تا با دسته گل و سرود دسته جمعي به پيشواز سارقان «خودمعرف» بروند! ترجيحاً شعر سرود گروه دانشآموزي اين باشد:«دزد همه رنگش خوبه/ بچه زرنگش خوبه/ تو كتابا نوشته/ دزدي يه كار زشته»!
همه بدحجاب شويم! يكي از مسئولان گفته است كه براي مقابله با بدحجابي بايد سبك زندگيهايمان را تغيير دهيم! ما كه هر چه فكر كرديم نتوانستيم اين جمله حكيمانه را درك كنيم! البته بيدركي از ماست مسلماً! اما اين موارد به ذهنمان رسيد:
۱- ما هم بايد بدحجاب شويم تا ديگر پديدهاي به نام بدحجابي موضوعيت نداشته باشد! علماي علم منطق ميگويند:«تُعرفُ الاَشياءَ بِاضدادها»(هر چيزي با ضد و مخالفش تعريف ميشود). وقتي پديده حجاب وجود خارجي نداشته باشد، ديگر بدحجابي، ضد و مخالفي ندارد و قابل تعريف نيست.
۲- چشممان را ببنديم و بدحجابها را باحجاب ببينيم!
۳- سبك زندگيمان را تغيير دهيم!