
حال ديگر دوران آب زرشكي ، لبو فروشي، باقالي وكاسه بشقابي گذشته و گوشه وگوشه شهر مأمن بسياري از افرادي است كه آب باريكه روزيشان را با پهن كردن بساط و فروختن جوراب، مسواك، ساعت مچي و... پر ميكنند و اماكن عمومي را براي كسب و كار خود انتخاب كردهاند اين در حالي است كه روند رو به افزايش تعداد اين قشر ازجامعه موجب حضور آنها در وسايل حمل و نقل عمومي نيز شده است. در حالي كه مترو عمر زيادي در شهر تهران ندارد و از ۱۳سال گذشته براي تسهيل و تسريع در سفرهاي درونشهري راهاندازي شد.
طي اين سالها همراه با توسعه خطوط و همچنين افزايش تعداد مسافران مترو، فروشندگي در اين قطار زيرزميني به عنوان شغلي خود جوش در ميان مردم رواج يافت و به ميعادگاه فروشندگان سيار و خريداران تبديل شده با اين تفاوت كه مترو بيشتر قلمرو زنان است. زناني كه اكثريت آنها نياز اقتصادي را دليل در پيش گرفتن اين راه كسب عنوان ميكنند. آنها كه درحاشيه خيابان وكوچهها جايي ندارند دالانهاي تاريك قطارهاي زير زميني مكاني امن، بدون ماليات و پر از مشتريهاي رنگارنگ است كه شغلي هميشگي و پردرآمد را برايشان فراهم ميسازد. مترو براي بسياري وسيلهاي است تا با آن به محل كارشان برسند اما براي اين افراد مترو محل كار است. آنها مسافران دائمي اين قطارهاي بيوقفهاند. كار اين افراد از ساعات ابتدايي كه مردم به سركار ميروند آغاز و تا ساعتهاي پاياني كار مترو ادامه دارد.
واگنهاي مترو امروزه با وجود اين فروشندگان به بقالي، خرازي، بوتيك يا حتي فروشگاههاي سياري تبديل شده است در اين فروشگاههاي زيرزميني انواع كالاها و اجناس از گيره سر، جوراب و ساق، عينك آفتابي، شالهاي رنگي تا لواشك و حتي سبزي پاك كرده و سرخ شده به فروش ميرسد البته آنچه قابل تأمل است فروشندگان مترو هستند كه همچون كالاهايشان رنگارنگند از كودك هفت ساله كه فال و آدامس ميفروشد و زن جوان با ظاهري آرايش كرده تا پيرزني كه به بهانه سرپرستي خانواده و ازكار افتادگي همسرش هواي آلوده و خفه مترو با ازدحام جمعيتي كه همديگر را هل ميدهند را تحمل كرده و با در دست داشتن كيسه مشكي به فروش لوازم خياطي ميپردازد.
اضطراب همراه هميشگي فروشندگان مترو
در بازار امن و پرفروش دالانهاي مترو كه استقبال شهروندان موجب رونق گرفتن كار اين فروشندگان شده است حضور مأموران مترو و توقيف اجناسشان دغدغهاي است كه ذهن آنها را با توقف قطار در هر ايستگاه مشوش ميكند از آنجايي كه فروشندگي در مترو غيرقانوني بوده و مشمول قانون ممنوعيت سد معبر و جلوگيري از مزاحمت براي مسافران ميشود اضطراب همراه هميشگي زنان فروشنده است چنانچه آنها موقع سوار و پياده شدن اول خوب ايستگاه را زير نظر ميگيرند و بعد به سرعت وارد واگن ميشوند يا حتي اكثريت آنها سعي ميكنند در ازدحام مسافران به نحوي ايستگاه خود را عوض كنند كه از نگاه مأموران مترو به دور بمانند. فروشندگي در مترو اگرچه كاري امن در محيطي زنانه است ولي پر از دلمشغولي و نگراني از جلب و توقيف اجناسشان است تقريباً تمام فروشندگان مترو بازار با سابقهاي بيش از يك ماه حداقل يكبار توسط مأموران دستگير شدهاند و با هزينه خودشان تعهد محضري دادهاند. بسياري از آنها معتقدند با آنكه بعد از دو هفته تا دو ماه دوندگي ميتوان جنسها را از شهرداري پس گرفت، اما احساس تحقيرشدگي و خردشدن شخصيت كه در طول اين فرآيند به وجود ميآيد، التيام پيدا نميكند. در حالي كه وضعيت فروشندگان در مترو موجب بينظمي شده و گاهاً سماجت برخي از آنها در هنگام فروش سبب از بين رفتن صبر و حوصله مسافران ميشوند اما تعدادي از مسافران نيز برخلاف اين موضوع عقيده دارند كه وجود فروشندگان موجب سرگرمي آنها در قطار ميشود. استقبال شهروندان عامل تداوم فعاليت فروشندگان مترو بهرغم برنامههاي شركت مترو در جمعآوري فروشندگان امروز شاهد افزايش تعداد اين افراد هستيم اگرچه بسياري از فروشندگان غيرقانوني بودن فعاليت خود را قبول دارند اما قصه تكراري نياز مالي را توجيهي براي ادامه فعاليتشان ميدانند. مسئولان مترو نيز با تأكيد بر اينكه براي حل اين موضوع بايد ريشهيابي كرد، معتقدند: در واقع اين تقاضاست كه عرضه را با اين وسعت پديد آورده است و مادامي كه شهروندان از وجود اين فروشندگان استقبال كنند، برخورد با آنها جوابگو نخواهد بود. بسياري از مسافرا ن مترو به تصور نياز اقتصادي فروشندگان و ضرورت كمك، به خريد كالاهاي آنها ميپردازند. آسيب اجتماعي پنهان در مترو تقريباً همه فروشندگان مترو بازارهاي سيار، دچار آسيبهاي اجتماعياند. مرگ يا از كارافتادگي سرپرست، بيكاري، فقر و نداشتن تخصص و سرمايه، شايعترين دلايل كار آنهاست و اين بيانگر فقدان وجود تأمين اجتماعي است. بيش از نيمي از فروشندگان مترو با سرمايه اماني كار ميكنند و فقط فروشنده هستند يعني اجناسشان سرمايه خودشان نيست و اين در حالي است كه ارزش اقلام فروشي هر فروشنده به ۵۰ هزارتومان هم نميرسد. جامعهشناسان حضور دستفروشان خصوصاً زنان در محيطهايي همچون مترو نوعي آسيب اجتماعي ميدانند يك جامعهشناس با اشاره به اينكه فعاليت فروشندگان در مترو با گذشت زمان از سوي شهروندان پذيرفته شده و اين امر تداوم فعاليت آنها را به دنبال دارد و با افزايش خطوط مترو گستردهتر و پيچيدهتر خواهد شد، ميافزايد: استفاده از فضاي مترو نيازمند فرهنگ خاصي است كه متأسفانه برخي از شهروندان نسبت به آن بيتوجه هستند اين در حالي است كه تجمع زياد افراد در محيطي همچون مترو امكان بروز هرگونه ناهنجاريهاي اخلاقي و فرهنگي را دارد.
به گفته وي، بيكاري دليل اصلي افزايش روزافزون فروشندگي در مترو است و تا زماني كه نهادهاي دولتي نتوانند براي افراد جامعه شغل ايجاد كنند مسلماً خود آنها دست به كار خواهند شد و درخصوص ساماندهي فروشندگان مترو نيز نهادهايي حمايتي همچون كميته امداد و بهزيستي و همچنين شهرداري و در رده بالاتر وزارت كار مسئول هستند. اين مدرس دانشگاه، اجراي طرحهاي توانمندسازي را پيشنهاد كرده و ميافزايد: درست است كه تعدادي از آنها به دليل بالابودن سن توانايي يادگيري حرفهاي را ندارند اما بسياري اززنان فروشنده زنان جوان و ميانسالي هستند كه ميتوان در جهت توانمندسازي آنان سرمايهگذاري كرد چراكه طرح توانمندسازي يكي از راهكارهاي بلندمدتي است كه ميتواند از بروز چنين پديده هايي جلوگيري كند. به گفته جامعهشناس در ساير كشورها براي خريد و فروش در مترو فضايي تعبيه شده است اما متأسفانه با وجود غرفه و مغازه در ايستگاههاي مترو فروشندگان اجناس خود را در واگنهاي قطار ميفروشند البته به رغم اينكه توان اقتصادي اين قشر اجازه در اختيار گرفتن غرفه يا مغازه را نميدهد تعداد اين فروشندگان در حدي روبه افزايش است كه تعداد فضاهاي فروش موجود در ايستگاهها قابليت پوشش يكسوم آنها را هم ندارد.
دستفروشي در مترو بازار اگرچه بارها از سوي كارشناسان اجتماعي و رسانهها به عنوان يك بيماري پنهان مطرح شده است اما توسعه خطوط مترو همچنان رشد اين فروشگاههاي سيار را نيز به همراه داشته است آنچنان كه امروز به صورت پراكنده شاهد تسري اين مسئله به خطوط اتوبوسراني تندرو نيز هستيم و اميد ميرود مسئولان امر با درنظر گرفتن تبعات اجتماعي فعاليت اين افراد به طور جدي نسبت به ساماندهي آنها گام بردارند.