
در اكثر شهر و شهرستانها و حتي روستاها كمي بارش، چهره سرسبز روستاها در اين شهرها را دگرگون ساخته است. به گونهاي كه فصل سبز را فقط ميتوان در يكي، دو ماه اول سال مشاهده كرد و چهره پاييزي زودتر از موعد خود را به اين آباديها رسانده است. روستاييان در كشت و دامداري با مشكلات بسيار روبهرو شدهاند و مجبور به كوچ اجباري به جاهاي سبز و پر آب دامنه كوهها و ارتفاعات ميشوند يا گاه دست از كشت و كار ميكشند تا شايد باران بيايد!
در نقاط شهري نيز اين پديده به طريق ديگري چهره خود را نمايان ميكند. ديگر از سرسبزي و طراوت شهري در شهرستانهاي با صفا خبري نيست، درختان و باغات در اين شهرستانها از كم آبي و بيآبي، چهره تماماً پاييزي به خود گرفته و رمقي براي صاحبان آنان نيز باقي نمانده است.
درختان سر به فلك كشيده در شهرستانها كه سايه خود را بر سر اهالي انداخته بودند حالا ديگر، طراوت و شادابي خود را از دست دادهاند. از گل و بوتههاي خوش عطر ديگر خبري نيست و با اندك آبي كه از طريق رودخانهها و چاههاي آب تأمين ميشود به زور، مسئولان شهري، چهره ظاهري شهرها را رنگ ميكنند. شهرهاي كوچك دائماً در حال گسترش هستند و فضاهاي حوضههاي آبريز هر روز محدودتر ميشود.
چهره خندان باغها در اطراف شهرهاي كوچك ديگر پر از ميوههاي فصلهاي مختلف نيست. ديوار باغها تخريب شده و نقشههاي ساختماني روي آنها اجرا ميشود تا محدوده شهري هر روز گسترش يابد.
اماكن ديدني شهرستانها، صفاي گذشته را از دست داده است و مسئولان شهري مجبور شدهاند تا از درختان و گياهان مقاوم به كم آبي استفاده كنند.
در بيشتر شهرستانها جويهاي پر آب خشكيده و در اطراف اين نهرها ديگر خبري از بيدهاي سرسبز نيست. ساكنان اين مناطق با ديدن عكسهاي پاركهاي شهري كه به زور آبياري مصنوعي سبز ماندهاند، افسوس روزهاي گذشته را ميخورند.
وقتي بيشترين ميزان آب حوضههاي آبريز، صرف مصارف خانگي، شهري و صنعتي ميشود، ديگر نبايد انتظار داشت كه كشت وكار رونق بگيرد.
هر چند نميتوان با قهر طبيعت مقابله كرد اما در حد توان ميشود به اصلاح شيوههاي صحيح استفاده از آب با سالهاي خشكسالي كنار آمد.
وقتي از شيوههاي سنتي براي آبياري فضاهاي سبز شهري استفاده ميشود نه تنها هزينهها افزايش يافته بلكه هدر رفت آب نيز هر روز با روند خشكسالي افزايش چشمگير مييابد.
گاه براي آبياري يك فضاي سبز بايد هزينه بسيار زيادي صرف كرد تا فضاي شهري را سبز نگه داشت كه پول اين هزينههاي اضافي را شهروندان و ساكنان اين شهر بايد بپردازند تا بتوانند سرسبزي را در كنار محل سكونت خود مشاهده كنند.
گاه اين هزينه در شهرهاي كوچك با خانوار كمتر به حدي افزايش مييابد كه مسئولان قيد آبياري درختان و فضاهاي سبز را ميزنند و اگر قرار باشد دوباره اين فضاها رنگ سبز به خود بگيرند بايد هزينههاي بسياري را صرف كرد تا طراوت گذشته تكرار شود.
با از بين رفتن فضاهاي سبز شهري و روستايي، زيست شهري و روستايي نيز در معرض خطر قرار ميگيرد و پيامدهاي منفي بسيار به شهر و روستا و ساكنان آن تحميل ميشود. اگر اين روند همچنان ادامه يابد و فكر اساسي براي اين موارد نشود، بايد چهره باغها و فضاهاي سرسبز را در تابلوهاي نقاشي ديد و طراوت آنها را در كتابها خواند.