
واقعاً گاهي در برخي رخدادها و پس از آن، در بعضي تصميمگيريها، «خشك و تر» با هم ميسوزند! گاهي هم يكي ديگر، آشش را ميخورد و دهان كسي ديگر ميسوزد و اينجاست كه مثل معروف «آش نخورده و دهان سوخته» جلوهگر ميشود.
تصميم اخير بانك مركزي كه پس از فساد ۳ هزار ميلياردي بانكي گرفته شده، يكي از اين موارد است كه نه تنها خشك و تر را با هم ميسوزاند بلكه تبعات زيادي هم در پي دارد. به دستور بانك مركزي از ابتداي آبانماه ارائه خدمات انتقال وجه اينترنتي كارت به كارت «سحاب» از طريق درگاههاي پرداخت اينترنتي ممنوع بوده و ارائه خدمات ماندهگيري اينترنتي در مركز شتاب نيز مسدود ميشود. به اين ميگويند پاك كردن صورت مسئله!
پس از شعارهاي فراوان درباره دولت الكترونيك، دلمان براي مدتي به اين خوش بود كه بخش قابل توجهي از نقل و انتقالات بانكي را بدون آن كه اسير ترافيك و دود و دم و موارد دست و پاگير ديگر شويم، ميتوانيم از طريق اينترنت پرداخت كنيم. اينترنتي شدن خدمات بانكها، تأثير بسزايي در كاهش ترافيك و آلودگي هوا و تلف شدن وقت شهروندان به ويژه در كلانشهرها داشت.
با اينترنتي شدن اين خدمات، افراد به جاي صرف كردن ساعتها از وقت ارزشمند خود آن هم براي يك واريز وجه ساده، تنها در چند دقيقه، از طريق اينترنت اين كار را انجام ميدادند و به ديگر كارهاي مهم خود رسيدگي ميكردند.
خانوادهها براي واريز وجه به حساب فرزند دانشجوي خود كه در يك شهر ديگر تحصيل ميكند، تجار، بازاريان، فرهنگيان، دانشجويان، همه و همه ديگر مجبور نبودند از كار و زندگي بيفتند و حداقل دو ساعت زمان براي انتقال وجه صرف كنند.
خدمات الكترونيكي بانكها كه بخش مهمي از پروژه «دولت الكترونيك - شهروند الكترونيك» به شمار ميآيد، مرهمي بود بر استرسهاي بيپايان زندگي شهري و اينك، بهخاطر سوءمديريت برخي مديران بانكي و رخ دادن يك فساد مالي، چاشني اصلي اين مرهم (واريز وجه) برداشته ميشود تا تاوان گناه مفسدان مالي را هم مردم بدهند! «گنه كرد در بلخ آهنگري/ به شوشتر زدند گردن مسگري!»