
در اين شرايط اگر شخص مورد نظر به اصول اعتقادي و اخلاق سياسي، اجتماعي و رفتاري آميخته به فرهنگ جامعه خودش پايبند نباشد ممكن است از هر دري سردربياورد.
محمد دحلان در سرزمين فلسطين از جمله چنين اشخاص است. فروپاشي امپراتوري عثماني در سال ۱۹۲۲ و تقسيم آن به برخي از كشورهاي موجود در خاورميانه از سوي كشورهاي غربي پيروز در جنگ اول جهاني و همچنين مقدمهچيني تشكيل رژيمي صهيونيستي در اين منطقه استراتژيك، فلسطين را وارد معادلات پيچيدهاي كرد كه هنوز با آن دست به گريبان است، به گونهاي كه هر راه حلي براي برون رفت از اين معضل طراحي ميشود با مشكلات و موانع بزرگتر ديگري برخورد ميكند كه در نهايت تنها راه منطقي را به گامهاي «مقاومت» ميسپارد. در چنين فضاي سياسي عموماً شخصيتهاي بزرگ و تأثيرگذاري رشد ميكنند كه نه تنها بر معادلات ملي و منطقهاي بلكه در انديشه و عمل كل جهان تأثير گذاشته و سناريوهاي تخريبي بسياري را به هم ميپيچند. عماد مغنيه را ميتوان در اين صف قرار داد اما در برخي موارد از همين فضاي چندلايه موجود در صورتبندي سياسي فلسطين كه به معادلات منطقهاي و بينالمللي نيز گره خورده است، افرادي ظاهر ميشوند كه به دلايل مختلف نه تنها گرهاي از مشكلات باز نميكنند بلكه بر مشكلات آن ميافزايند. دحلان در سال ۱۹۶۱ در اردوگاه آوارگان خان يونس در نوار غزه به دنيا آمد. تأثيرات عميق محيط اجتماعي فلسطين كه با تحولات سال ۱۹۶۷ و سالهاي بعد از آن همراه بود وي را به سمت مبارزه سوق داد. اين مسئله باعث شد تا در سال ۱۹۸۱ شاخه جوانان فتح در نوار غزه را تأسيس كند. اين اولين گام بلند سياسي وي در تحولات فلسطين بود به خصوص كه يكسال پس از اين اتفاق از سوي نيروهاي امنيتي رژيم صهيونيستي دستگير و به مدت پنج سال زندگي را در زندان اسرائيليها سپري كرد. در آن زمان از فتح بيشتر به عنوان «سازمان آزاديبخش فلسطين» ياد ميشد بر خلاف امروز كه اين عنوان عموماً در كنار «تشكيلات خودگران» جا خوش كرده است. روند زندگي سياسي فتح طي چند دهه اخير به سمت و سويي گرايش پيدا كرده است كه با يادآوري توافقات اسلو در سال ۱۹۹۳ ميتوان آن را بند يا تبصرهاي از كمپ ديويد مصر در دوران انور سادات و رژيم صهيونيستي دانست. اين پوستاندازي سياسي گام به گام فتح كه به تشكيلات خودگردان كنوني رسيده، تأثيرات عميقي بر نوع رفتار و جهتگيريهاي سياسي- امنيتي محمد دحلان در فلسطين گذاشته است. او كه در سال ۱۹۷۸ به عنوان يكي از رهبران انتفاضه مشهور شده بود بار ديگر از نگاه امنيتي صهيونيستها دور نماند و بازداشت شد كه پس از آزادي به كشور تونس رفت و از آنجا وارد سازمان آزاديبخش فلسطين شد. سازمان آزاديبخش فلسطين يا آنگونه كه امروز مصطلح است به تشكيلات خودگردان طي اين سه دهه به مرور به سمتي گرايش پيدا كرده است كه محمود عباس، رئيس اين تشكيلات به صراحت اعلام ميكند هيچ اعتقادي به انتفاضه و مبارزه مسلحانه با رژيم صهيونيستي ندارد. اين در حالي است كه پيش از اين انتفاضه، مقاومت و مبارزه با رژيم اسرائيل يكي از كانالهاي اصلي ورود مبارزان فلسطيني به سازمان آزاديبخش بود. اين تغييرات بنيادي نه تنها سازمان را دچار اختلاف و ريزش كرد بلكه كليد مبارزه و مقاومت را از آن گرفت و در اختيار ديگر گروهها از جمله گروه حماس قرار داد. در اين ميان دحلان بيش از سازمان آزاديبخش فلسطين دچار تحولات اساسي شد. او به دليل نقش تأثيرگذاري كه در مذاكرات صلح سال ۱۹۹۳ داشت، در سال ۱۹۹۴ به رياست سرويس امنيتي فلسطين در غزه منصوب شد كه نقش پليس امنيتي تشكيلات خودگردان را ايفا ميكرد اما در سال ۲۰۰۲ از اين سمت استعفا داد. مذاكرات صلح اسلو و نشستن دحلان روي صندلي رياست سرويس امنيتي تشكيلات خودگردان اولين جرقههاي همآغوشي دحلان با نيروهاي امنيتي موساد و سيا را زد. به اين دليل كه براساس توافقات قرارداد اسلو، تشكيلات خودگردان و شخص دحلان به عنوان رئيس سرويس امنيتي اين تشكيلات موظف شدند تا به بهانه شكلگيري صلح خاورميانه امنيت رژيم صهيونيستي را محترم بشمارند. در واقع به اين دليل است كه ميتوان اسلو را بندي از بندهاي پيمان كمپديويد ناميد. به هر جهت اين قرارداد و همچنين سمتي كه در اختيار دحلان قرار گرفت وي را به اسرائيل و امريكا نزديك و از مبارزه و مقاومت دوران انتفاضه در دهههاي پيشين دور كرد. دو خصوصيت غيراخلاقي همنشيني با دشمن و جاهطلبي در بالا رفتن از پلههاي قدرت نه تنها سبب شد وي از تشكيلات خودگردان و حتي مبارزه مردم فلسطين با رژيم صهيونيستي كه امروز در مقاومت حماس خلاصه ميشود، فاصله بگيرد بلكه همراستا با اهداف صهيونيستها عليه امنيت ملي فلسطين عمل كند. پس از اينكه امريكا، اروپا، اسرائيل و تشكيلات خودگردان حاضر نشدند پيروزي جنبش حماس را در انتخابات آزاد سال ۲۰۰۶ بپذيرند و با تحريمهاي همه جانبه آن را تحت فشار قرار دادند، تحولات فلسطين به سمتي پيش رفت كه حماس در غزه ساكن شد و تحت محاصره صهيونيستها قرار گرفت. اين فرصت مناسبي بود تا اسنادي از دحلان رو شود به اين دليل كه وي بخش زيادي از زندگي سياسي و امنيتي خود را در اين منطقه گذرانده بود. در ژوئن سال ۲۰۰۷ اعضاي گردانهاي قسام نامهاي از دحلان را به دست آوردند كه در تاريخ ۱۳ ژوئيه ۲۰۰۳ به شائول موفاز، وزير جنگ وقت رژيم صهيونيستي نوشته شده و در آن آمده بود كه «عرفات روزهاي آخرش را ميگذراند، اجازه دهيد تا ما به شيوه خودمان كارش را تمام كنيم نه به شيوه شما.»
از سويي ديگر اعضاي كميته مقاومت مردمي فلسطين كه از متحدان حماس به شمار ميروند با تجسس در منزل دحلان چمداني پر از طلا و گذرنامههاي جعلي امريكايي و حتي پاكستاني پيدا كردند كه به همراه ديگر اسناد و مدارك نشان ميداد دحلان براي غرب، اسرائيل و حتي كشورهاي عربي همپيمان امريكا جاسوسي ميكند. ميزان قرابت دحلان به رژيم صهيونيستي به قدري است كه وي براي درمان عمل ديسك كمرش ابتدا به اردن، سپس به اسرائيل و در نهايت به بلگراد رفت. دحلان كه از سال ۲۰۰۷ و به دليل افشاي برخي از اسرار از معادلات سياسي فلسطين دور مانده بود در همان سال به فكر كودتايي عليه تشكيلات خودگردان افتاد كه قرار بود به كمك مروان برغوثي و احمد قريع، نخستوزير پيشين تشكيلات خودگردان انجام شود. حتي چندي پيش يك نوار ويديوئي از وي به بيرون درز كرد كه در نشستي با افسران صهيونيستي به آنها قول داده بود كه اگر كمك كنند تا جاي محمود عباس را بگيرد، ميتواند صلح خاورميانه را آنگونه كه آنها ميخواهند پيش ببرد.
اين اختلاف بزرگ دحلان با محمود عباس كه در حال حاضر تلاش بيشائبهاي براي صلح با صهيونيستها را در برنامه دارد، بسياري را متقاعد كرده كه باعث تضعيف و حتي فروپاشي تشكيلات خودگردان شود. تداوم چنين اختلافاتي سبب شد تا فتح با انتشار بيانيهاي و عنوان كردن تخلفات خطرناك دحلان، وي را اخراج و مجبور به فرار از فلسطين به اردن از طريق گذرگاه الكرامه و با خودروي ضد گلوله سفير امريكا در رژيم صهيونيستي كند. مركز اطلاعرساني فلسطين در اين باره نوشته است كه سفير امريكا در رژيم صهيونيستي از محمود عباس خواست كه خروج سالم دحلان را تضمين كند. منابع آگاه جنبش فتح نيز گفتهاند كه دحلان با ميانجيگري شيخ عبدالله بن زايد آلنهيان، وزير امور خارجه امارات به اردن رفته است. آل نهيان همچنين به وي قول داده كه موضوع اخراجش را از كميته مركزي فتح حل و فصل كند. در واقع تعداد زيادي از نيروهاي امنيتي تشكيلات خودگردان به منزل وي در شهر رامالله حمله كرده و چنين زمينهاي را براي دحلان فراهم ساختهاند و اگر مباني امنيتي تشكيلات خودگردان و همچنين حيثيت سياسي برخي از كشورهاي غربي و عربي اجازه دهند دور از ذهن نيست كه اسناد و مدارك جديدي دال بر جاسوسي وي همچون سال ۲۰۰۷ منتشر شود. جدا از اين رايزنيهاي خارجي كه به لحاظ منطقي ميتواند مورد پذيرش قرار بگيرد، در برخي منابع آمده است كه محمود عباس بر اين گمان است كه ماجد فرج، رئيس دستگاه اطلاعاتي تشكيلات خودگردان مقدمات فرار دحلان را فراهم كرده است.
پيش از اين جنبش حماس اعلام كرده بود كه دحلان در ايجاد جوخههاي اعدام و ترور رهبران مبارزان فلسطيني دست دارد اما تشكيلات خودگردان آن را ناديده گرفته و تنها به اين دليل كه وي عضو پارلمان فلسطين بود، او را به استفاده از مصونيت سياسي خود محق كرده بود اما جدال جاهطلبانه عباس و دحلان اين بار سبب شد تا محمود عباس از طريق دادگاه جنبش فتح مسئله ترور رهبران فلسطيني را بازگو كرده و اجازه حمله به منزل وي را بدهد. با اين وجود دحلان با اينكه در زمان حمله در خانه حضور داشت، توانست بگريزد و حتي دست نيروهاي تشكيلات را از مصادره برخي مدارك و منابع موجود در منزلش كوتاه كند تا از اين طريق از برملا شدن برخي از فعاليتهاي امنيتي امريكا، اسرائيل و برخي از كشورهاي متحد عربي آنها جلوگيري شود.