
رژيم اشغالگر قدس از زمان اشغال تاكنون با مشكلات بسياري مواجه بوده اما اين روزها و با شروع بيداري اسلامي و بهار عربي در منطقه با چالشهاي جدي روبهرو شده است. اينك ديگر مشكلات رژيم صهيونيستي محدود به سرزمينهاي اشغالي نيست، بلكه اسرائيل بايد در چندين جبهه با مخالفانش دست و پنجه نرم كند. هر چند كه درخواست فلسطينيان به سازمان ملل و شوراي امنيت براي تشكيل كشور مستقل فلسطيني با تهديد رژيم اشغالگر قدس و وتوي امريكا روبهرو شده و از حالا وحشت تشكيل يك كشور مستقل فلسطيني نظام اسرائيل را به واكنش واداشته است اما دغدغه ديگر سياستمداران اسرائيلي در مورد مسائل ايجاد شده در ديگر كشورهاست، به طوري كه تلآويو در ميان مدت خواهد كوشيد روابط خود را با تركيه و مصر و اردن از تيرگياي كه امروز بر آن سايه افكنده است نجات دهد.
تركيه كه زماني مهمترين متحد رژيم صهيونيستي در منطقه بود امروز به بزرگترين رقيبش تبديل شده وكادر ديپلماتيك ارشد سفارت رژيم صهيونيستي را از آنكارا اخراج كرده و معاهدات و همكاريهاي نظامي- دفاعي خود با آن رژيم را به حالت تعليق درآورده است. همچنين كشته شدن ۳ سرباز مصري توسط نظاميان تلآويو در مرز اسرائيل و مصر باعث برانگيخته شدن خشم مردم مصر و حمله آنان به سفارت اسرائيل در قاهره شد كه باعث فرار سفير اين رژيم در نيمه شب از خاك مصر شد تا سفارت اين رژيم در مصر به حالت تعطيل دربيايد و بسياري از يهودياني كه در اين كشور زندگي ميكنند نيز تصميم به خروج از اين كشور گرفته و راهي اسرائيل شوند. نگراني ديگر اسرائيل از افزايش تنشها در مصر را ميتوان مربوط به پيمان صلح كمپ ديويد دانست كه در سال ۱۹۷۸ بين دو دولت به امضا رسيد. اين پيمان صلح كه براي تلآويو جنبه امنيتي- نظامي دارد صهيونيستها را به شدت نگران فروپاشي پيمان صلح كرده است و حتي به دولت مصر اجازه داده تا اين كشور در شبه جزيره سينا حضور نظامي پيدا كند ولي به طور همزمان سعي در اصلاح مفادي از توافقنامه دارد تا در آينده از تبعات بعدي جلوگيري كند. همچنين با شروع اعتراضات مردم مصر به سياستهاي اسرائيل، همين اتفاق در امان پايتخت اردن نيز رخ داد كه موجب شد ديپلماتهاي اسرائيلي محل كار خود را تخليه كنند و به خانه بازگردند.
نتانياهو براي رفع كدورت با تركيه به خاطر كشتن ۹ نفر از سرنشينان كشتي «ماوي مرمره» در آبهاي بينالمللي هنوز عذرخواهي نكرده است و مردم مصر و اردن هم هنوز حاضر به پذيرش سفراي اسرائيلي در كشورشان نيستند. اين ۳ مسئله اصليترين چالشهاي اسرائيل در فضاي جديد منطقهاي است.
چالشي فراتر از خاورميانه
در سطح فرامنطقه اي، حتي رابطه صهيونيستها با امريكا به گرمي روزهاي گذشته نيست. با اتمام رياست جمهوري جرج بوش پسر و آمدن باراك اوباما، روابط اسرائيل و امريكا كه در دوران ۸ سال رياست جمهوري بوش بسيار گرم و خوب شده بود در زمان اوباما گرمي خود را از دست داد و با ادامه شهركسازيها در سرزمينهاي اشغالي و همسو نبودن برخي سياستهاي رژيم صهيونيستي با سياستهاي دولت اوباما رابطه بين دو كشور به سردي گراييد. همزمان، بحران اقتصادي و مالي امريكا طي اين سالها باعث شده است تا سياستمداران كاخ سفيد بيشتر انرژي خود را معطوف به مسائل داخلي و اقتصادي خود كنند و ديگر مثل گذشته درگير چالشهايي نشوند كه تلآويو براي آنها دست و پا ميكند. امروز ميبينيم اين سردي روابط به جايي رسيده است كه گروههايي از مردم امريكا عليه لابيهاي اسرائيلي در اين كشور تظاهرات ميكنند و آن را به نقد ميكشند.
بحران اروپا و امريكا در سواحل سرزمينهاي اشغالي
امريكا به عنوان مهمترين شريك اقتصادي رژيم صهيونيستي، روابطش در حوزه اقتصادي مانند گذشته نيست و با كاهش چشمگيري مواجه بوده است. در سال ۲۰۰۹، صادرات ايالات متحده به اسرائيل با ۳۶ درصد كاهش به ۳/۹ ميليارد دلار رسيد، در حالي كه واردات امريكا به سرزمينهاي اشغالي ۱۸ درصد كاهش يافت و به رقم ۳/۱۸ ميليارد دلار رسيد. صادرات ايالات متحده به رژيم صهيونيستي در سال ۲۰۱۰ با اندكي افزايش رقم ۳/۱۱ ميليارد را نشان ميداد. واردات ايالات متحده از رژيم صهيونيستي بالغ بر ۲۱ ميليارد دلار در سال ۲۰۱۰ رسيده است كه بيشترين سهم مبادلات دو طرف مربوط به تجارت سنگهاي قيمتي مخصوصاً الماس بوده است.
رژيم صهيونيستي با اتحاديه اروپا مبادلات تجاري و بازرگاني خوبي دارد و جزو ۲۵ شريك اقتصادي حوزه يورو است كه بيشترين مبادلات اقتصادي را با اين اتحاديه دارند. اتحاديه اروپا و اسرائيل در ۲۰ نوامبر ۱۹۹۵ در بروكسل يك توافقنامه تجاري با يكديگر امضا كردند و آن را جايگزين توافق همكاري سال ۱۹۷۵ كردند. تجارت دو جانبه بين اسرائيل و اتحاديه اروپا در سال ۲۰۰۴ به استثناي تجارت الماس به رقمي بالغ بر بيش از ۱۵ ميليارد يورو رسيد و ۳۳ درصد از صادرات اسرائيل به اتحاديه اروپا را تشكيل ميداد و رقمي حدود به ۴۰ درصد از صادرات اتحاديه اروپا به رژيم صهيونيستي را شكل ميداد. در سال ۲۰۱۰ و با ادامه بحران اقتصادي مخصوصاً در ميان كشورهاي حوزه يورو حجم مبادلات طرفين كاهش يافت و به دنبال ساخت و سازهاي صهيونيستها در سرزمينهاي اشغالي و عمليات نظامي در سرزمينهاي فلسطيني و لبنان ۲۶ دولتمرد سابق اروپايي خواهان تحريم اسرائيل شدند كه اين درخواست توسط رئيس امور خارجي كاترين اشتون رد شد.
روابط تجاري اين روزهاي رژيم اشغالگر قدس و اروپا به شكوفايي قبل نميرسد و بحران پيش آمده در حوزه يورو و سياستهاي افراطي دولت نتانياهو، بر مبادلات تجاري دو طرف سايه افكنده است كه اين مسائل بر اقتصاد اسرائيل تأثير گذاشته است.
جدا از مسائل بينالمللي، رژيم صهيونيستي در داخل مرزهاي خود با مشكلات اقتصادي روبهرو است كه باعث بهوجود آمدن نارضايتي در بين ساكنان سرزمينهاي اشغالي شده است. پيوندهاي عميق مالي و تجاري بين رژيم صهيونيستي با كشورهاي غربي باعث شده كه صهيونيستها از وضعيت بد اقتصادي اروپا و امريكا مصون نمانند و هزينههاي زندگي ساكنان سرزمينهاي اشغالي با افزايش روبهرو شود. همين مسئله طي هفتههاي اخير باعث ايجاد نارضايتي و برپايي تظاهراتي در شهرهاي مختلف سرزمينهاي اشغالي شده است. هر چند كه شدت بحران رژيم صهيونيستي مانند كشورهاي حوزه يورو نيست اما بازار سهام و املاك و مستغلات با ركود مواجه شده و كاهش در پسانداز عمومي به دليل ضرر و زيانهاي مداوم در بازارهاي سهام و بازارهاي اعتباري نيز از ديگر دلايل براي بحران اقتصادي در اسرائيل است؛ نرخ رشد اقتصادي رژيم صهيونيستي هم دچار افت جدي شده و از ۷/۵ درصد در سال ۲۰۰۷ به ۸/۱ درصد در نيمه دوم سال ۲۰۰۸ و به ۹/۰درصد در سال ۲۰۰۹ رسيده است و در سال ۲۰۱۰ به رشدي بالغ بر ۴ درصد رسيده است و پيشبيني ميشود اين آمار تا پايان سال ۲۰۱۱ به ۴/۵ درصد برسد. هر چند رشد اقتصادي رژيم صهيونيستي از سالهاي پيش روند صعوديتر به خود گرفته اما هنوز هم آمار نرخ بيكاري و افزايش هزينههاي زندگي يهوديان را ناراضي نگه داشته است و ادامه اعتراضاتي كه به افزايش قيمت بنزين، لبنيات و مسكن و هزينههاي زندگي منجر شده، باعث كم شدن سرمايهگذاري در رژيم صهيونيستي خواهد شد. به نظر ميرسد اقتصاد رژيم صهيونيستي به شدت به وضعيت اقتصادي و مالي امريكا وابسته است و تا زماني كه ايالات متحده از بحران مالي خارج نشود بعيد است وضعيت اقتصادي اسرائيل هم رو به بهبودي بگذارد.
آغاز بهار عربي براي اسرائيل بيشتر شبيه پاييز شده است كه در آن برانگيختگي و خشم عمومي نسبت به اسرائيل ديده ميشود. رژيم صهيونيستي از سپتامبر ۲۰۱۱ بيشتر از هر زمان ديگري خود را در منطقه تنهاتر و منزويتر از گذشته ميبيند و سخت به نظر ميرسد كه بتواند خود را از اين وضعيت خارج كند. در حوزه سياست خارجي، به نظر ميرسد اسرائيل بيش از هر زمان ديگري مجبور است از مواضع تهاجمي خود كه امروز در قبال كشورهاي منطقه اختيار كرده دست بكشد و تن به عذرخواهي و سازش بدهد. البته اين احتمال وجود دارد كه روابط صهيونيستها با تركها با پادرمياني كشوري ثالث (احتمالاً امريكا) از تيرگي دربيايد، هرچند بايد تا انتخابات و تشكيل دولت در مصر صبر كرد.