مردمسالاري ديني هم ايجاب ميكند با رعايت همه الزامات قانوني، همه افراد واجد شرايط در چارچوبهاي تعيين شده وارد اين رقابت مدني شده و خود را در معرض رأي مردم قرار دهند، اما در انتخابات رياست جمهوري سال ۸۸ و حوادث پس از آن، جريانات اصلاحطلب كه با تابلوي « جنبش سبز » وارد رقابتهاي انتخاباتي شدند، براي نخستين بار قواعد رقابتهاي قانوني را با حمايت آشكار و پنهان خارجي و ائتلاف با دشمنان قسم خورده انقلاب از جمله منافقين، سلطنتطلبان، بهائيان و. . . به هم زدند و بزرگترين جشنواره ملي كشور را كه ميتوانست علاوه بر استحكام داخلي پايههاي نظام، قدرت چانهزني كشور را در نظام بينالملل ارتقا دهد، با چالش اساسي روبهرو كردند. اين جماعت كه پس از آن در ادبيات سياسي كشور با عنوان «فتنهگران» شناخته شدند، از همه خطوط قرمز نظام عبور كرده و در نقش پياده نظام دشمن، بيشترين ساختارشكنيها را عليه نهادهاي قانوني نظام رقم زدند، اكنون پس از دو سال از آن فتنه انگيزيها، فعال شده و عزم بازگشت به درون حاكميت كردهاند!
داستان امروز اصلاحطلبان فتنهگر، شبيه داستان كسي است كه او را به ده راه نميدادند، سراغ خانه كدخدا را ميگرفت. آنها البته براي بازگشت خود گويي سناريوها طراحي كرده و هركدام مأموريتي دارند. برخي براي اينكه همچنان بر مواضع باطل خود پافشاري كنند، در راستاي همان سناريوي سال ۸۸، تحريم انتخابات را تبليغ ميكنند. اين دسته از اصلاحطلبان همان كساني هستند كه طي چند سال اخير به خارج از كشور فرار كرده و پادوي رسانههاي استكباري شدهاند. برخي ديگر ضمن چشم پوشي از همه جرائم خود، رويه ناز و عشوه براي نظام را در پيش گرفته و فراتر از آن پيش شرط تعيين ميكنند. اينان هم كه در توهم پايگاه اجتماعي ساليان گذشته خود به سر ميبرند، غافل از آنكه اين پايگاه اكنون فرو ريخته و از آن اثري نيست، به واسطه مداراي نظام اكنون طلبكار شدهاند. اما خارج از اين دو گروه فتنهگر و متوهم، گروه ديگري هم هستند كه ميتوان از آنها به عنوان عقلاي اصلاحطلب ياد كرد. اين دسته ضمن اعلام برائتهاي بعضاً آشكار و پنهان از فتنه سال ۸۸، نه تنها انتخابات را تحريم نكردهاند كه با هرگونه تحريم و شرط گذاري مخالفت كرده بر حضور پرشور انتخاباتي تأكيد دارند.
در اين يادداشت روي سخن نگارنده با آن دسته از اصلاحطلباني است كه به رغم هزينههاي فراوان درفتنه سال ۸۸ اكنون طلبكارانه ظاهر شده و شرطگذاري ميكنند و حتي فراتر از آن، همكيشان خود را تهديد ميكنند كه بدون اجازه آنها كسي حق شركت در انتخابات را ندارند. محمدرضا خاتمي اخيراً در يكي از مواضع پر از تناقض خود در موضعي تهديد آميز و قيممآبانه از افراد و طيفهاي اصلاحطلب خواسته است: هر كسي يا طيفي كه از سوي جريان منتسب به اصلاحطلب در انتخابات مجلس نهم ميخواهد فعاليت كند بايستي موضع خود را نسبت به جريانات دو سال پيش و انتخابات سال ۸۸ مشخص نمايد. بديهي است كه منظور او از طرح اين سخنان اعلام برائت اصلاحطلبان از فتنه سال ۸۸ نيست، چراكه اگر غير از اين بود، خود او ميبايست اولين كسي بود كه اعلام برائت ميكرد و اين به معناي پذيرفتن جرم بزرگي است كه آنها مرتكب شدند. بنابراين طيف افراطي اصلاحطلب همچنان با اصرار بر خطاهاي خود بر طبل نافرماني و مقابله با نظام ميكوبد و صد البته موضع نظام به نمايندگي از ملت (كه با حضور حماسي و ميليوني خود در ۹ دي خواستار محاكمه فتنهگران شدند) كاملاً روشن است. شايد با آگاهي از اين رويكرد است كه محمدرضا خاتمي در اقدامي فرافكنانه اذعان ميدارد: انتخابات و ورود به آن از سوي اصلاحطلبان در صورتي محرز خواهد شد كه در آن همه شخصيتها و چهرهها بدون هيچ گونه مميزي و به دور از فضاي سنگين سياسي بتوانند به فعاليتهاي خود ادامه دهند. خيانتهاي اصلاحطلبان افراطي در طول حاكميت هشت ساله بر سرنوشت مردم و حوادث پس از انتخابات ۸۸ كه آشكارا امام خميني(ره) را به موزه تاريخ سپردند، امام حسين(ع) را واجد استيضاح دانستند، حادثه عاشورا را نتيجه خشونت پيامبر در صدر اسلام توصيف كردند و در آخرين اقدام خود به ساحت مقدس امام عصر در ۶دي ۸۸ اهانت كردند، خود داستان هفتاد من كاغذ است. با اين توصيف آنها كه با مداراي فروتنانه نظام اسلامي آزادند، چگونه خود را داراي پايگاه اجتماعي ميدانند و براي نظام خط و نشان ميكشند؟ نجابت نزد اين جريان به چه معناست كه از آن دم ميزنند؟ آنها درقبال پولهايي كه از آل سعود دريافت كردند، تا تنور فتنه انگيزيها را همچنان روشن نگه دارند و جوانان اين كشور را در خيابانها تحريك و به خاك و خون بكشند، چه پاسخي براي ملت دارند؟
با اين تفاسير سوابق رفتاري آنها كمترين ترديدي را باقي نگذاشته است كه در ميان ملت هيچ پايگاه و جايگاهي براي خود باقي نگذاشتهاند، بنابراين به جاي خط و نشان كشيدن، بهتر است ضمن اعلام ندامت و برائت از فتنه سال ۸۸، از پيشگاه ملت و رهبرمعظم انقلاب رسماً عذرخواهي كنند.