
بيشك حين رفتن، لحظه به لحظه كه به كشور امريكا نزديكتر ميشدند، خوشحال تر ميشدند، اما تمامي تصورات زيبايي كه اين خانواده نگران از شهرزاد ساخته بودند در يك لحظه فروپاشيد و غم و اندوه را براي آنها دوچندان كرد. آنان فكر نميكردند كه اين كسي كه ميبينند همان شهرزاد چهار سال پيش باشد، شهرزادي كه آنان ديدند كسي بود كه حداقل حقوق متصور براي يك زنداني را نداشت. بلقيس روشن، مادر شهرزاد ميگويد: الان وضعيت دو فرزند شهرزاد( مليكا و ملينا)، من و پدر او به گونهاي شده كه روزي هزار بار آرزوي مرگ ميكنيم، ما ديگر تحمل ديدن شهرزاد را در اين وضعيت نداريم.»
وضعيت شهرزاد به گونهاي است كه دسترسي وي به پزشك، كاملاً محدود بوده و وقتي كمر او، پس از افتادن از طبقه دوم تخت دچار آسيبديدگي شد، تا مدتها پزشكي براي معاينه او نيامد، از طرفي آنها نه تنها او را پيش پزشك نميبرند، بلكه مراعات حال او را هم نميكنند. خود شهرزاد ميگويد: «يك روز به بهانه انجام كارهاي كنسولي مرا به بيرون از زندان بردند وقتي به محل مورد نظر رسيديم به من گفتند كارها جور نشده و از اين دست حرفها و بعد من را با دست و پاي زنجير شده حدود ۱۱ ساعت در ماشين نگه داشتند، آنها مراعات آسيب ديدگي كمر من را هم نكردند.»
حدود چهار سال پيش شهرزاد ميرقليخان، زماني كه ۲۶ سال داشت، به اتهام همكاري در خريد و فروش دوربينهاي ديد در شب و همكاري با شوهرش در اين زمينه دستگير شد. پليس اتريش، در حالي كه دسترسي به محمود صيف، شوهر شهرزاد نداشت او را در غياب شوهر دستگير كرد و در دادگاهي وي را به ۵۲ روز حبس محكوم كرد.
پس از گذراندن دوران محكوميت و آزادي وي از زندان اتريش، دولت امريكا او را به بهانه توضيح درخصوص جزئيات پرونده احضار ميكند. شهرزاد در اين زمينه ميگويد: «آنها مرا به بهانه سپردن كارهاي دولتي به امريكا دعوت كردند، آنها حتي براي من بليت هم گرفتند، اما در فرودگاه به من دستبند زدند.»
امريكا طي عملي بيسابقه پرونده مختومه شهرزاد را مجدداً مفتوح و او را در دادگاه فدرال فلوريدا دوباره محاكمه و به پنج سال حبس محكوم كرد.
اما شهرزاد به لحاظ زماني بديل هايي نه چندان شبيه در محتواي عمل مجرمانه داشت. آنها كساني نبودند جز سه جوان امريكايي كه پس از عبور از خط مرزي ايران و عراق در ۳۱ ژوئيه ۲۰۰۹ به اتهام جاسوسي و ورود غير قانوني به خاك ايران بازداشت شدند. محكمه قضائي تشكيل شد و قاضي براساس مواد قانون مجازات اسلامي به بررسي پرونده و صدور حكم اقدام كرد. طبق ماده ۵۰۲ قانون تعزيرات و مجازاتهاي بازدارنده: «هركس به نفع دولت بيگانه و به ضرر دولت بيگانه ديگر در قلمرو ايران مرتكب يكي از جرائم جاسوسي شود، به نحوي كه به امنيت ملي صدمه وارد نمايد به يك تا پنج سال حبس محكوم خواهد شد.» همچنين طبق ماده ۵۰۳ همان قانون، «هركس به قصد سرقت با نقشه برداري يا كسب اطلاع از اسرار سياسي، نظامي يا امنيتي به مواضع مربوطه داخل شود، همچنين اشخاصي كه بدون اجازه مأموران يا مقامات ذيصلاح در حال نقشه برداري يا عكس گرفتن فيلم يا عكسبرداري از استحكامات نظامي يا اماكن ممنوعه دستگير شوند به شش ماه تا سه سال حبس محكوم ميشوند.»
طبعا اين مواد قانون شامل اتهام وارده به اين سه تبعه امريكايي ميشود، از اين رو حكم محكوميت آنها پس از اثبات عمل مجرمانه متهمان، مبني بر جاسوسي و ورود غيرقانوني به خاك كشور در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامي توسط قاضي صلواتي رياست دادگاه، صادر شد.
۱۴ماه پس از صدور حكم مذكور در سپتامبر ۲۰۱۰ سارا شورد، نامزد شين بائر، با رايزني پادشاه عمان با سپردن وثيقه ۵۰۰ ميليون توماني، به امريكا بازگشت و قرار بود كه براي محاكمه در تاريخ ۱۱ ماه مي (۲۱ ارديبهشت) به ايران بازگردد كه او رسما اعلام كرد، به دليل «افسردگي» و «استرس پس از ضربه »نمي تواند به ايران بازگردد.
پس از آن در ۳۰ مرداد رامين مهمانپرست، سخنگوي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران در واكنش نسبت به صدور حكم محكوميت دو شهروند امريكايي ديگر يعني شين بائر و جاش فتال، اظهار داشت: «پرونده سه شهروند امريكايي به اتهام جاسوسي و ورود غير قانوني به خاك جمهوري اسلامي ايران در قوه قضائيه رسيدگي شده است و بر همين اساس مجازات آقايان شين بائر و جاش فتال مشخص شده است و طبق قرار صادره قبلي پرونده سارا شورد همچنان مفتوح است.»
البته ناگفته نماند كه از همان ابتداي امر، زمزمههايي براي تبديل قرار بازداشت آنها شنيده ميشد. در حالي كه شهرزاد از نعمت وكيلي خبره محروم بود، مسعود شفيعي وكيل مدافع سه شهروند امريكايي در تاريخ ۲۱ شهريور ۹۰ اعلام كرد: «شعبه ۳۶ تجديد نظر دادگاه انقلاب اسلامي با آزادي اين دو امريكايي با قرار وثيقه ۵۰۰ ميليون توماني موافقت كرده است.» با اين اوصاف، بررسي روند محاكمه اين سه تبعه- البته با عدم همكاري خانم سارا شورد- اين مطلب را ميرساند كه مراحل محاكمه نه تنها كاملاً قانوني بوده، بلكه مانند گذشته باز هم ايران رأفت اسلامي را به منصه ظهور رسانده و مانند ماجراي آزادي كاركنان زن و سياهپوست لانه جاسوسي در اوايل انقلاب، آزادي ۱۱ ملوان انگليسي و در همين اواخر آزادي ركسانا صابري، خبرنگار متهم به جاسوسي، همواره سعي در همدلي با متهمان را دارد. اما متأسفانه سازمانهاي بينالمللي و دولت امريكا كم لطفي كرده و محاكمه اين اتباع امريكايي را بيعدالتي ميدانند، به نحوي كه سازمان حقوق بشر عفو بينالملل با انتشار بيانيهاي روند محاكمه دو شهروند امريكايي را نوعي مسخره كردن عدالت خوانده، از طرفي ديگر، وضعيت دوسال گذشته كوهنوردان امريكايي در ايران را همراه با نداشتن دسترسي مناسب به وكيل و دسترسي محدود به خدمات كنسولي توصيف كرده است(وب سايت انجمن مدافعان حقوق بشر). اين در حالي است كه در ارديبهشت ۸۹، ايران اجازه داد، به خاطر مسائل بشر دوستانه، مادران سه كوهنورد امريكايي به ايران سفر كنند براي اولين بار پس از دستگيري فرزندانشان، حدود ۱۰ ساعت با آنها ملاقات كنند.
و اما شهرزاد چه؟ او اگر هم جرمي مرتكب شده بود، دوران محكوميتش را در اتريش گذرانده بود، پس چرا مجدداً امريكا او را زنداني كرد؟
و چرا حالا كه دولت امريكا عطوفت ايران را در برخورد با سه تبعه امريكايي مشاهده كرده، شهرزاد را آزاد نميكند؟
شايد شهرزاد بد شانس بود كه حاميان سياسي همچون سازمانهاي بينالمللي حقوق بشر او و دو فرزندش را فراموش كردهاند تا در پس روزهاي سخت اسارت نظارهگر گذر ايام باشد...