
اما آيا اين يادگاري طرف فلسطيني بر ديوار شوراي امنيت ميتواند رؤياي تشكيل كشور فلسطيني را محقق كند و آيا امريكا ميتواند همپيمان استراتژيك خود را با وجود لابيهاي قدرت آن در داخل ايالات متحده در سرزمين شنهاي روان و فضاي انزواي بينالمللي تنها بگذارد؟ وانگهي آيا تشكيلات خودگردان ميتواند بدون درنظر گرفتن ملاحظات گروههاي تأثيرگذار داخلي خود به اقدام يكجانبه براي تشكيل دولت و ترسيم مرزهاي تحميلي اقدام كند؟ سناريوهاي پيشروي كشور فلسطيني آينده (با فرض تشكيل آن ) چه فاكتورهايي را در بر دارد؟ نظر آوارگان فلسطيني داخل و خارج از مرزهاي سرزمين اشغالي در باره بازگشت به سرزمين ۲۰ درصدي تشكيلات خودگردان به جاي املاك اجدادي اشغال شده خود چيست و نهايتاً مخالفت امريكا با تشكيل كشور فلسطيني در قالب وتو چه تأثيراتي در فضاي خاورميانه انقلابي دارد و به چه واكنشهايي منجر خواهد شد؟
قرائت فتح و تشكيلات خودگردان از آينده فلسطين
اقدام محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطيني درباره طرح موضوع كشور فلسطيني در سازمان ملل نه اقدامي از سر رغبت گروههاي داخلي فلسطين براي تشكيل دولت آنهم در مرزهاي ۱۹۶۷ و به زعامت تشكيلات خودگردان بلكه تدبيري از سرناچاري براي خروج اين تشكيلات از بلاتكليفي و بنبست كشندهاي است كه احمد عزام عضو كميته مركزي جنبش فتح از آن به صراحت سخن ميگويد: «تشكيلات خودگردان تشكيلاتي وهمي است و رئيس آن (محمود عباس) حتي نميتواند بدون هماهنگي و دستور كار اسرائيلي رامالله را ترك كند و وارد ايستگاه بازرسي بيتايل (ورودي رامالله) شود، پس ما چه توجيهي براي ادامه اين تشكيلات داريم؟»
او ميافزايد: «كدام مذاكرات؟ در اين افق بسته، فروپاشي تشكيلات خودگردان واقعيتر از هر چيز ديگري است. مذاكراتي در كار نيست كه بتواند عضويت ما را در سازمان ملل تضمين كند، بنابر اين اشغالگران بيايند، اشغالشان را تكميل كنند و كليدهاي تشكيلات را تحويل بگيرند.»
از سوي ديگر و در شرايطي كه طرح كشور فلسطيني همچنان در شوراي امنيت در حال بررسي است و برخي كارشناسان معتقدند اين طرح با كارشكنيهاي مداوم امريكاييها براي اجتناب از وتوي ناخواسته به بهانههاي متعددي مانند بررسي در كميته حقوقي اين شورا به تأخير فرسايشي دچار و روند استهلاكي صلح اين بار در شوراي امنيت تكرار خواهد شد، برخي طرفهاي فلسطيني تلاش ميكنند خوشبيني بيشتري به طرح كشور فلسطيني داشته باشند.
رياضالمالكي وزير خارجه تشكيلات خودگردان با تأكيد بر اينكه ايالات متحده حملات بيرحمانهاي را به طرح فلسطينيان آغازكرده در مصاحبهاي با الشرقالاوسط ميگويد: سه سناريو درباره طرح كشور فلسطيني وجود دارد؛ اول، با علم امريكا به اينكه اين طرح از آراي لازم (۹ رأي از مجموع ۱۵) برخوردار نيست، واشنگتن تعجيل خواهد كرد تا هر چه زودتر رأيگيري در اين باره انجام شود و كشور فلسطيني در نطفه خفه شود. در چنين حالتي كه حتي ۹ عضو نيز تشكيل كشور فلسطيني را تأييد نكنند، دست دولت امريكا براي مخالفت با آن باز است و واشنگتن به راحتي روبهجهانيان ميكند و ميگويد: فلسطينيها حتي حداقل آرا را نيز نتوانستند كسب كنند. اين بهترين راه ميانبر امريكا براي اجتناب از وتوي اجباري خواهد بود و ديگر افكار عمومي مردم جهان به ويژه جهان عرب كه حالا ديگر امريكا را دشمن خود فرض ميكنند با شدت گذشته درباره مخالفت امريكا حساس نخواهند بود، سناريوي دوم اين است كه دست كم ۹ عضو به اين طرح رأي مثبت بدهند؛ امري كه واشنگتن را ناگزير به وتوي اجباري خواهد كرد و امريكا از اين امر پرهيز ميكند.
المالكي ادامه ميدهد: حالت سوم آن است كه واشنگتن در پي بهانههاي اجرايي واهي بيفتد و با درخواست ارائه مجدد آن يا تعليق بحث درباره آن براي مدتزماني نامشخص به مانعتراشيهاي وقتگير بر سر راه طرح بپردازد.
با اين حال فلسطينيان اميدوارند با وجود وتوي امريكا طرح كشور فلسطيني از عضويت كامل در شوراي ملل حداقل به عضويت ناظر در مجمع عمومي با رأي بيش از دوسوم اعضاي سازمان ملل منجر شود. در چنين حالتي تشكيلات خودگردان ميتواند با تشكيل دولت ناظر به سازمانهاي بينالمللي بپيوندد و در صورت لزوم به عنوان مثال پرونده جنايات اسرائيل را به دادگاههاي ذيصلاح بينالمللي وارد كند، هر چند مسئولان فلسطيني تجربههاي تلخ متعددي درباره دادگاههاي بينالمللي داشتهاند و نمونه اخير آن رأي هيئت تحقيق سازمان ملل به نفع اسرائيل درخصوص پرونده كشتار شهروندان تركيهاي در كشتي مرمره بود.
قرائتي اسرائيلي از اقدام تشكيلات خودگردان
بياييد تصور كنيم امريكا با وجود اظهارات صريح و مكرر دولتمردان آن از جمله شخص باراك اوباما، رئيسجمهور اين كشور به استفاده از حق وتو رو نياورد و كشور فلسطيني به رسميت شناخته شود، چه چيزي مانع از ادامه شهركسازيهاي صهيونيستي كه حالا ديگر ساكنان آن براي مقابله با انتفاضه احتمالي فلسطينيان تمرين تيراندازي ميكنند، خواهد شد و لااقل آنان را وادار خواهد كرد كه شهركهاي غيرقانوني خارج از مرزهاي ۱۹۶۷ را تخليه كنند؟ مذاكره؟ يا تقابل نظامي؟ چيزي كه اسرائيل به دنبال آن است.
دكتر مردخاي كيدار، پژوهشگر بخش بررسيهاي عربي در دانشگاه بارايلان اسرائيل به ترسيم اين دورنما از منظري اسرائيلي ميپردازد.
مردخاي تصريح ميكند:« برخي معتقدند كه به رسميتشناسي بينالمللي دولت فلسطيني به ايجاد موازنهاي جديد منجر خواهد شد كه فلسطينيان ميتوانند بر مبناي آن به ميوهچيني مذاكرات خود با اسرائيل درباره مرزها، شهركها، پناهندگان و قدس بپردازند. اينها چيزي از طبيعت وضع سياسي اسرائيل نميدانند و همچنين بر جناح چپ بيرمق در گفتمان جاري اسرائيل كه با آنان توافقنامه اسلو را امضا كرده است، تكيه كردهاند.»
كيدار ميافزايد:«آيا ناوگانهاي جهاني خواهند آمد كه اسرائيل را از قدس اخراج كنند و پايتخت تاريخي يهوديان را تقديم اعرابي كنند كه در سايه سكوت جهاني، كشتارهاي دهشتناك را در كشورهاي انقلابزدهشان مرتكب ميشوند؟ از اين گذشته چه كسي ميخواهد هزينههاي مالي تشكيلات خودگردان را پس از اقدام يكجانبه آن در سازمان ملل تقبل كند؟ امريكا؟ ايران يا ثروتمندان عرب كه دهها سال است پشت به فلسطينيان كردهاند؟ حتي اسرائيل در سايه چنين اقدامي ميتواند توافقات اسلو را متوقف و شريان حياتي مالي فلسطينيان را قطع كند. پس از آن فلسطينيان به كجا پناه خواهند برد؟»
پژوهشگر اسرائيلي در ادامه آورده است:«خطر بدتر در داخل فلسطينيان پنهان است. همه از طلاق بخش غزه با كرانه باختري خبر دارند و پناهندگان فلسطيني در كرانه باختري، غزه و جاهاي ديگر ترس از آن دارند كه اسرائيل به فلسطينيها بگويد اكنون ديگر دولتي داريد كه جهان آن را به رسميت شناخته، پس به همان دولت بازگرديد و جهان هم اين منطق را خواهد پذيرفت. اين براي آوارگان به معناي خنجري فرود آمده از پشت و خالي كردن زير پاي آنان خواهد بود و در چنين حالتي خشم آنان متوجه كدام طرف خواهد شد؟ حماس، جهاد و جبهههايي مانند اخوانالمسلمين مصر چه خواهد كرد و گفت؟»
تشديد انزواي اسرائيل
مردخاي كيدار البته نميگويد كه با همه اين پيشبينيها چرا اسرائيليها بيش از هر زمان ديگري براي باز كردن باب مذاكرات با فلسطينيان تقلا ميكنند و حتي آويگدور ليبرمن، وزير خارجه تندروي اسرائيل كه هيچ اعتقادي به مذاكره ندارد، از پيشنهاد كميته چهارجانبه استقبال ميكند، اما بخشي از نگراني پنهان اسرائيليها در اين باره از زبان تزيپي ليوني، رهبر حزب چپ كاديما و وزير خارجه سابق اسرائيل شنيده ميشود. ليوني تصريح ميكند: «كف زدن پي در پي اعضاي سازمان ملل پس از سخنراني ابومازن، رئيس تشكيلات خودگردان در نيويورك حاكي از انزواي بيسابقه بينالمللي اسرائيل است.» ليوني ميافزايد:«سخنراني محمود عباس ما را شگفتزده نكرد اما با تشويق شديدي روبهرو شد و اين يعني انزواي اسرائيل در فضاي بينالمللي.» ليوني نيز ابراز اميدواري كرد كه بنيامين نتانياهو نخست وزير اسرائيل بتواند در تلاشهايش براي از سرگيري مذاكرات با فلسطينيان موفق شود، پيش از اينكه جامعه جهاني چنين دولتي را به اسرائيل تحميل كند.
اما از آن سو مايكل اورين سفير اسرائيل در ايالات متحده ميگويد كه اسرائيل توافقات خود را با ساختاري به نام «تشكيلات خودگردان» به امضا رسانده و هيچ توافقي با «حكومت فلسطين» نداشته است. گاردين مينويسد: «اين اظهارات همان چيزي است كه هزاران خانواده فلسطيني درباره آن نگران هستند.دولت سازي قرار است چه هزينههايي داشته باشد؟
ساير ملاحظات
اگر آنچنان كه از سوي ايالات متحده اعلام شد، تشكيل دولت مستقل فلسطيني از طرف دولت اوباما وتو شود، اين چهل و چهارمين بار خواهد بود كه دولت امريكا طرحهاي مرتبط با موضوع فلسطين را وتو ميكند، با اين حال پذيرش دولت امريكا از سوي برخي طرفهاي فلسطيني براي ميانجيگري در مسئله فلسطين قابل تامل است. اكنون به نظر ميرسد هر كدام از طرفهاي داخلي و بينالمللي مسئله فلسطين ملاحظات ويژه خود را در اين زمينه داشته باشند؛ ملاحظاتي كه تجلي آن در موضعگيريهاي متفاوت اين طرفها كاملاً آشكار است.
در چنين فضايي حتي عربستان سعودي نيز البته به صورت غير رسمي از زبان تركي الفيصل سفير پيشين آن كشور در امريكا نسبت به وتوي احتمالي امريكا واكنش نشان ميدهد و ادعا ميكند وتوي كشور فلسطيني ميتواند به قيمت خدشه شديد در اعتبار منطقهاي امريكا در بين ملتهاي عرب و افزايش قدرت گفتمان ايران (مقاومت) در منطقه تمام شود، اگر چه برخي تحليلگران معتقدند اين اظهارات مقام عربستاني تنها با هدف دور نگه داشتن اين كشور از تير و تركشهاي بعدي ناشي از وتوي امريكا با توجه به همپيماني رياض با واشنگتن و پيشگامي آن در روند سازش با صهيونيست هاست.
روزنامه اينديپندنت چاپ انگلستان در تحليلي از اعلام امريكا براي وتوي طرح كشور فلسطيني مينويسد: اقدام امريكا براي وتو كردن طرح تشكيل كشور فلسطيني ميتواند در فضاي خاورميانه به تنگ آمده از سياستهاي امريكا و اسرائيل، نه تنها اوضاع را در فلسطين بلكه در كل خاورميانه به انفجار بكشاند.
اين روزنامه تصريح ميكند: ايستادن امريكا در برابر تلاشهاي فلسطينيان در سازمان ملل در راستاي رسميتبخشي به كشورشان به نفرت آنان از امريكا خواهد افزود و اوضاع را در فلسطين و خاورميانه كه هم اكنون غربيها از كنترل بهارهاي عربي آن عاجز شدهاند به ورطه انفجار خواهد كشاند.
ناصر اللحام سردبير خبرگزاري فلسطيني معا در تحليلي با عنوان «امريكا بازنده معركه سپتامبر» نيز ميگويد: اقدام ايالات متحده امريكا براي وتوي ضد فلسطيني همه چيز را به نقطه اول باز خواهد گرداند و به ايجاد موجي از خشم و نفرت بيسابقه در ميان ملت فلسطين و مسلمان و عرب منجر خواهد شد و در چنين شرايطي ميتوان به آتش كشيده شدن پرچم امريكا را به مثابه انتقام جوانان عرب از آن كشور امري گريز ناپذير دانست.
اللحام ميافزايد: در مقايسه با منافع امريكا مصالح اسرائيل آنقدرها از وتوي واشنگتن به خطر نميافتد زيرا اسرائيل ثابت كرده كه برايش جنگ افروزي خيلي آسان تر از مذاكره و امتيازدهي است. اسرائيل شايسته دريافت جايزه جهاني دشمن تراشي است اما درباره امريكا وضع متفاوتتر خواهد بود.
سردبير خبرگزاري معا ادامه ميدهد: واضح است كه امريكا به اعراب به چشم ملت هايي عقب مانده و شكستخورده مينگرد اما نميداند كه همين اعراب پس از وتوي امريكايي، ايالات متحده را شر مطلق خواهند دانست و حادثه پرتاب كفش منتظر الزيدي به سوي جورج بوش در بغداد نمونه سادهاي از اين خشم جوانان عرب است. از سوي ديگر گروههاي فلسطيني اخيراً با تصميم تشكيلات خودگردان با طرح اين موضوع در سازمان ملل مخالفت كردهاند اما اين مخالفتها نه از جنس مخالفت امريكا بلكه كاملاً عكس آن است.
جنبش حماس و جهاد اسلامي به عنوان بزرگترين گروههاي فلسطيني ميگويند اقدام تشكيلات خودگردان براي رفتن به سازمان ملل براي رايگيري درباره كشور فلسطيني علاوه بر اينكه اقدامي يكجانبه و بدون هماهنگي ساير گروه هاست كوتاه آمدن از ساير حقوق مسلم فلسطينيان نيز هست. جنبش حماس با رد تصميم رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين براي رفتن به سازمان ملل آن را امتداد گفت و گوهاي بيهوده قبلي دانست. جنبش مقاومت اسلامي فلسطين حماس در بيانيهاي در خصوص اظهارات محمود عباس، رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين اعلام كرد كه اين عمل رئيس تشكيلات خودگردان بدون توافق و گفتوگوي ملي صورت گرفته است و تنها ادامه روند عاديسازي روابط با اسرائيل است و تلاشي است براي ادامه شيوه گفتوگوهاي بيهوده و به دور از گزينه مقاومت و سخن گفتن از موضع قدرت.
حماس در اين بيانيه تأكيد كرده است: تنها مقاومت و در كنار آن ديگر شيوههاي سياسي و ملي ميتواند به طور حقيقي سرزمينهاي كشورمان را آزاد كند و حقوقمان را از اسرائيل بگيرد و به برپايي كشور مستقل فلسطين كه بتواند به طور واقعي اداره خود را در دست بگيرد، بينجامد.
در اين بيانيه با تأكيد بر ضرورت آزادسازي اراضي فلسطيني و برپايي كشور مستقل فلسطين آمده است: ابتدا بايد سرزمينهاي فلسطيني آزاد شود تا بشود بر روي آن كشور مستقل فلسطيني را برپا كرد و تنها سخن گفتن از كشوري كه هيچ وجود خارجي ندارد و ادامه اقدامات نمادگونه و حتي خطرناك به اين كار نخواهد انجاميد. از سوي ديگر حماس اعلام كرده است كه كشور فلسطيني بدون كوتاه آمدن از حقوقي چون سرزمينهاي اشغال شده فلسطيني و بازگشت آوارگان قابل تحقق است.
بادهاي انتفاضه فلسطيني وزيدن ميگيرد
با وجود همه اين سناريوها، عدم رسميتيابي كشور فلسطيني از سوي شوراي امنيت يا حتي رسميتيابي آن با امتيازدهيهاي مكرر و تأخير در احقاق ساير حقوق فلسطينيان مانند بازگشت آوارگان، مسئله قدس و مرزها خشم فلسطينيان را از جانبداري قدرتهاي بزرگ به ويژه امريكا در قبال اسرائيل برخواهد انگيخت و اين واقعيت را براي فلسطينيان مسجل خواهد كرد كه نبايد روي ديوار شوراي امنيت در فضاي ناعادلانه حق وتو يادگاري بنويسند، عكس اين حالت آن است كه امريكا و اعضاي شوراي امنيت به رسميت كشور فلسطيني رأي مثبت دهند؛ فرضي تقريباً محال، اما در چنين حالتي نيز هرگونه كارشكني اسرائيل در تخليه شهركهاي غيرقانوني ميتواند جرقه انتفاضه مردمي جديدي را در فضاي عدم مشروعيت و انزواي بينالمللي اسرائيل فراهم كند، صرف نظر از اينكه رأي مثبت به اين طرح حتي در مجمع عمومي سازمان ملل خود به مفهوم تأييد اشغالگري اسرائيل در خاك فلسطينيان و افكار عمومي جامعه جهاني خواهد بود، اگر چه اين خود از سوي فلسطينيان نيز اذعاني خواهد بود بر تأييد اسرائيل در مرزهاي ۱۹۶۷ و به طور تلويحي مهر تأييدي بر اشغالگري تاريخي اسرائيل در سرزمينهاي ۱۹۴۸ و مرزهاي ۱۹۶۷.
شكي نيست كه تل آويو درگير و دار تلاشها براي رسميتيابي كشور فلسطيني از رها شدن پتانسيل خشم مردم فلسطين و افروخته شدن آتش انتفاضهاي
جديد – البته اين بار متفاوت و شديدتر از انتفاضههاي گذشته به دليل فضاي انقلابي حاكم بر جهان عرب و انزواي بيش از پيش اسرائيل – به شدت هراسناك است.
در چنين حالتي شهركنشينان اسرائيلي در معرض تهديد اصلي خواهند بود زيرا بسياري از شهركهاي آنان نه در مرزهاي ۱۹۴۸ و نه در مرزهاي ۱۹۶۷ كه تشكيلات خودگردان به آن قانع شده (۲۰ درصد كل سرزمين فلسطين) بلكه در خارج از مرزهاي مذكور قرار گرفتهاند. در صورت مواجهه ميداني احتمالي درگيريها با شدت بيشتري نسبت به گذشته دنبال خواهد شد زيرا حساسيت مردمي فلسطينيها در شرايطي كه انقلابهاي عربي به پشتوانهاي محكم براي انتفاضه تبديل شده بسيار بيشتر از گذشته است.
در همين حال اسرائيل به شدت ميترسد كه «طرفهاي سوم» وارد اين درگيريها شوند و ميزبانان آوارگان فلسطيني نيز نقشي در بازگشت قهري آوارگان به سرزمينهايشان ايفا كنند.
بادهاي جديدي بر خاورميانه پر تب و تاب وزيدن گرفته است. ايالات متحده امريكا ميتواند وتوي خود را به اجرا بگذارد و اسرائيل نيز كماكان حمله و تهديد كند، هر چند امريكا بيش از هر زمان ديگري به مصالحه و تسامح در خاورميانه نياز دارد، اما آيا تشكيلات خودگردان ميتواند به تنهايي وزنه معادلات قدرت را به سوي طرح كشور فلسطيني با ديپلماسي يكجانبه در سازمان ملل يا در نهايت از سرگيري مذاكرات سازش متمايل كند يا هنوز زمان رونمايي از فاكتورهاي تأثيرگذار پنهان در مسئله خاورميانه فرا نرسيده است؟
بيشك شمارش معكوس براي تحولات بزرگ در خاورميانه آغاز شده است و بسياري تلاش ميكنند كه جرقهاي در اين شبكه باروت نيفتد.