
حتی کلیسای جامع مقدس نوتردام به عنوان مظهر کلیسا نیز به خاطر سوء استفاده و افراطیگریهای بیش از حد از شورش مردم خشمگین فرانسه در امان نبود. پاریسیهای متعصب با نابود کردن صلیب مسیح و پایمال کردن آن و در میان بیحرمت کردن اثاثیه و دیگر اشیاي مقدس دیگر، الهه خرد و آزادی را برافراشتند. عیاشان شورشی با رقص کارماگنول و نواختن ترومپت دور الهه جدید خود که به شکل یک خواننده اپرای معروف و زیبا ملبس به لباس خانم آزادی و خرد میگشتند که سرانجام به عنوان آئین وجود متعال شناخته شد. اما مشهود بود که برخی اهالی پاریس به دنبال کسب قدرت از راه تعویض نظام اعتقادی یا ایجاد آئینهای انقلابی جدید مانند سکولاریسم، خرد یا آزادی افراطی بودند.
دولت فرانسه اخیراً نماز جماعت عمومی در اطراف مساجد را منع کرده است. در راستای قوانینی مشابه و در جهت برخورد با مسلمانان، از پوشش صورت زنان و پوشیدن روسری و نشان دادن سمبلهای اسلامیدر مکانهای عمومی ممانعت به عمل آمده است و مقامات فرانسوی اخطار کردهاند در صورت مشاهده نماز جماعت، افراد نمازگزار را دستگیر خواهند کرد. تاکنون بسیاری از مسلمانان پاریس در مقابل این ممنوعیت ایستادهاند. آنها ادعا میکنند که مساجد آنها بسیار شلوغ است و مجبورند به اطراف مساجد در پیادهروها بروند تا نمازشان را به همراه مسلمانان داخل مسجد به جماعت بخوانند. کلود ژوان، وزیر کشور فرانسه در اظهاراتی گفته که مشکلی با اسلام و مسلمانان ندارد ولی به دلیل اینکه فرانسه کشوری سکولار است نمیخواهد مسلمانان در چشم عموم ظاهر شوند. او در ادامه گفته است که مسلمانانی که در خیابان نماز میخوانند حقوق دیگرشهروندان پاریسی را زیرپا گذاشته و احساساتشان را جریحهدار میکنند. نیکولاس سارکوزی و رهبر حزب راست افراطی - مارین لو پن- خواندن نماز در خیابان را نوعی تهاجم دانسته و با این کار امیدوارند تا راستهای رادیکال دلسوز مسلمانان را در انتخابات بعدی به چالش بکشند.
انقلاب فرانسه که برپایه خرد، آزادی و سکولاریسم بنا نهاده شده بود بهزودی چهرهای نیمه مذهبیبه خود گرفت. فرقه وجود متعال و زنان زیبای جوان ملبس به لباس خدایان تبدیل به مذهب رسمی کشور شدند. متعصبین دنیاپرست با تبدیل کردن کلیساها به «معابد خرد» و «محراب سکولاریسم»، مسیحیت را از کشور جدا کردند. اموال کلیسا ضبط شد و روحانیت مجبور به ادای قسم به جمهوری فرانسه و خدایان خرد و آزادی شدند. کسانی که از این کار خودداری میکردند مورد سوءظن قرار گرفته و به زندان افکنده شده یا به ناچار به ارتش فرانسه اضافه میشدند. آنها با بیحرمتیهای افراطی به مراسم مذهبی، روزهای یکشنبه و تولد مسیح و در کل تمام روزهای قدسین را لغو کردند. برخی فرقههای معنوی ممنوع شدند. براساس چنین شکل عجیبی از تعصب روی خرد و سکولاریسم، تقویم زمانی جدیدی بنا نهاده شد که سال ۱۹۷۳ را اولین سال دوره آزادی اعلام کرد. با این حال، حضور در جشن «وحدت و جدایی ناپذیری» و ادای قسم به کشور جدید دنیوی برای تمام پاریسیها اجباری بود.
این غسل تعمید «سکولار» مبدل شده به لیبرالیسم افراطی تاوان خود را به دنبال داشت. با فروپاشی بنیانهای خانوادگی و مذهبی، بیاعتمادی و هرج و مرج رواج یافتند. در حالی که الهام و دین به یک امر شخصی تبدیل میشد، خرد و سکولاریسم به مسئلهای عمومی مبدل میگشت. کمیته امنیت عمومی و حواریون جدید آزادی آن نظیر ماکسی میلیان رابزپیر «فسادناپذير» به ترویج داوطلبانه تسلیم شدن به «اراده عمومی» به عنوان پیش نیاز ضروری در دستیابیبرابری حتی با استفاده از ترس و وحشت میپرداختند. دادگاههای انقلاب، مردم را به کوچکترین اتهامات نظیر قطع درخت آزادی به مرگ محکوم میکردند. از آنجايی که گیوتين جان افراد را به سرعت میگرفت، به عنوان راهی معقول و انسانی برای کشتن در نظر گرفته میشد. در این دوره قتلهای بیمورد زیادی صورت گرفت. اما کودتاهای نظامی و یک دولت استبدادی مقتدر، دوران حکومت ترس را پایان داد و فرانسه به یک امپراتوری مبدل گشت. در پایان، مطلقگرایی و کارایی جای آزادی و سکولاریسم متعصبانه را گرفت.
از زمان وقوع انقلاب فرانسه تاکنون، اهالی پاریس در حال کشمکش با مفاهیمیچون «فسادناپذیری» و «اراده عمومی» بهخصوص در رابطه با تقدس و سکولاریسم خصوصی و عام، الهام و خرد و عشق و آزادی بودهاند. حال اگر این مجموعه را محراب و تخت یا مسجد و کشور در نظر بگیریم، تمام این سازمانها از افرادی تشکیل شدهاند که دارای یک نظام اعتقادیاند، نظامیکه از ذهن انسانی نشأت گرفته است. این ذهن، سابقه سالها رسوم فرهنگی، تبادلات فردی و جمعی را در خود نهادینه کرده و دهها هزار مورد را تجربه کرده است. با بازنگری در مورد تاریخی سراسر وحشت، بیاعتمادی و خونریزی در میان مذاهب و ایدئولوژیهای رقیب یا جهان غیرمادی خدا و فرشتگان و نیز دنیای متصور عقاید و خرد، به نظر میرسد که زیربنای یک اراده عمومی فسادناپذیر باید بر اساس مدارا و درک متقابل خصوصی و عام عقاید همدیگر بنا نهاده شود.
اما متأسفانه و طبق شواهد تاریخی، حتی آزادی و خرد نیز میتواند فاسد بوده و اراده عمومی میتواند تماماً خاص و اختصاصی باشد. با این حال، مسلمانان پاریسی خطر دستگیری و زندان در مقابل قوانین بیدین و سکولار افراطی که اسلام را هدف قرار داده به جان خریدهاند.