شوك ناشي از اعلام اينكه شهر اهواز و سنندج جزو آلودهترين شهرهاي جهان هستند، مشكل ريزگردها را كه منشأ آن برخي كشورهاي عربي منجمله عراق است قوت بخشيد، به گونهاي كه لشكركشي امريكا و همدستانش به عراق وكويت و ايجاد نفاق و جنگ به بهانههاي واهي نهتنها كشتار و مجروح كردن زنان و كودكان بيگناه را در پي داشت بلكه اين تهاجم بهانهاي براي به دست آوردن منابع انرژي بود. از سوي ديگر در اثناي جنگ تحميلي و حتي جنگ داخلي كشور عراق و تهاجم به كويت بارها و بارها چاههاي نفت به آتش كشيده شد كه آلودگي ناشي از آن، همچنان در اين كشورها و آبهاي خليج فارس و درياي عمان نيز مشهود است.
با گسترش جنگ به بخشهاي جلگهاي، دشتي و تالابي و خشك كردن اين اراضي، هجوم ريزگردها با توجه به وزش باد از غرب به شرق افزايش يافت، به گونهاي كه در چند سال اخير، ميزان ريزگرد از حد استاندارد فراتر رفت و مشكلات بسياري را براي كشور ايران فراهم ساخت. ارمغان شوم حضور نيروهاي امريكايي به حدي بود كه گاه زندگي در برخي شهرهاي جنوبي را به تعطيلي كشاند و سلامت افراد بيمار، كودكان و سالمندان را در معرض تهديد قرار داد. بهرغم اينكه مسئولان كشور ايران پيشقدم و حاضر به پيگيري موضوع شده و حتي نسبت به ارائه راهكار براي حل معضل اعلام آمادگي كردند، حضور نيروهاي بيگانه و دخالت آنان، كشور عراق را در يك بيثباتي قرار داده است و پرداختن به رفع اين معضل زيستمحيطي در اولويت امور مسئولان اين كشور قرار نگرفته است.
به واقع حضور نيروهاي بيگانه در ديگر كشورها اگرچه به بهانههاي مبارزه با تروريسم و حمايت از مردمان آن كشورها صورت ميگيرد، اما اين حضور به جز ويراني و تخريب محيطزيست كه سالها آثار آن باقي ميماند، نتيجهاي در بر نداشته و نخواهد داشت و در اين ميان كشورهاي همسايه هستند كه بايد تبعات اين حضور نامبارك را تحمل كنند. پديده كشند قرمز در خليجفارس و درياي عمان كه به مرگ آبزيان و تخريب اكوسيستم دريايي منجر شده است نيز نمونهاي از اين هجوم غارتگران است. چرا كه اگر نتوانستهاند به اهداف خود برسند به تخريب و غارتگري در تخريب محيطزيست دست ميزنند، اين در حالي است كه اين كشور مدعي در مباحث حفاظت از محيطزيست است و سالانه دهها كنوانسيون و اجلاس در اين كشور به ظاهر متمدن برگزار ميشود تا ظاهر قضيه حفظ شود ولي در عمل شاهد آن هستيم كه حضور امريكا در ساير كشورها جز تخريب و غارت چيز ديگري را در پي نداشته است.