
به گزارش «جوان» اول اكتبر يا ۹ مهر ماه روزي است كه در تقويمهاي همه اهالي دنيا به نام روز سالمند نامگذاري شده و شايد بهانهاي باشد تا سالي يك روز هم كه شده، به مشكلات و دغدغههاي اين سرمايههاي سپيد موي جامعه پرداخته شود؛گنجينههاي ارزشمندي كه درصد بالايي از آنها ناگزيرند براي تامين زندگي خود در دوران بازنشستگي نيز كار كنند.
رهاشدن بيش از ۷ ميليون از جمعيت كشور
به گفته مديركل سلامت جمعيت وزارت بهداشت، بيش از ۵ ميليون و ۵۰۰ هزار سالمند در كشور حضور دارند. به بيان ديگر بيش از ۷ درصد جمعيت ۷۵ ميليوني كشور را سالمندان تشكيل ميدهند كه از اين جمعيت حدود ۲ ميليون و ۷۳۸ هزار نفر از سالمندان كشور مادر بزرگها و ۲ ميليونو۷۶۰هزار نفر را پدر بزرگها تشكيل ميدهند و پيش بينيها حاكي از آن است كه جمعيت سالمندان كشور تا سال ۲۰۵۰ به ۲۵ ميليون نفر افزايش يابد. اگرچه اين افزايش جمعيت از يك سو بيانگر رشد شاخصهاي بهداشتي و اميد به زندگي است، اما بهداشت، سلامت و رفاه اجتماعي و اقتصادي اين تعداد سالمند، نيازمند برنامهريزيهاي دقيق و جامعي است تا اين جمعيت دچار آسيب نشوند.
دكتر مهدي اميري، كارشناس مسائل سالمندان در گفتوگو با «جوان» از تركيب ۸ تا ۱۰ درصدي جمعيت سالمند در كشور سخن ميگويد. بنا به اظهار وي، وقتي جمعيت سالمند كشوري به بالاي ۸ درصد برسد، آن كشور پديده سالمندي را تجربه كرده است و بايد برنامهريزيها در حوزههاي مختلف بهداشتي - اجتماعي براي مواجهه با پديده سالمندي در كشور اتفاق بيفتد. اما آيا در كشور ما آمادگي مواجهه با پديده سالمندي وجود دارد؟ مسئولان كشور چقدر به فكر سالمندان هستند؟ آيا قراراست با «پديده ميانسالي» و «سالمندي» نيز همچون جواني مواجه شويم؟
سپيد موهايي كه متولي ندارند
حركت به سمت كشوري سالمند از پيشرفت شاخصهاي بهداشتي در جامعه حكايت دارد. به باور پريسا طاهري، رئيس اداره سالمندان وزارت بهداشت، رشد جمعيت كشور در دهه ۶۰ زياد بود و جوانان امروز تا ۴۰ ـ ۵۰ سال آينده به سنين سالمندي ميرسند. در حال حاضر كشور با جامعه ميانسالي كه رو به سالمندي پيش ميرود، روبهروست و بر اين اساس بايد برنامهريزيها هدفمند باشد تا در آينده با چالش مواجه نشويم.
اما دكتر اميري معتقد است سالمندان و مسائل مرتبط با آنها در كشور ما متولي خاصي ندارد و اگر هم وجود دارد به طور متمركز و برنامهريزيشده عمل نميكنند و هر يك به طور جزيرهاي كار خودشان را انجام ميدهند. براي مثال، وزارت بهداشت اقدامات خاص خود را دارد و بهزيستي و سازمان بازنشستگي نيز مستقل عمل ميكنند و همگرايي براي رفع مشكلات و دغدغههاي اجتماعي سالمندان وجود ندارد. وي به شوراي ملي سالمندان اشاره و تأكيد دارد براي رسيدگي به امور سالمندان در جامعه عزم جدي وجود ندارد. به گفته اميري با بحثهاي درماني و رفاهي و نيازهايي كه كهولت سن با خود به همراه دارد لازم است تا متناسب با اين نيازها، برنامهريزي خاص صورت گيرد.
مديركل دفتر سلامت جمعيت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت اما از تدوين پيش نويس «سند سلامت سالمندان» در كشور خبر ميدهد؛ سندي كه تمام ابعاد رفاهي، جسماني، معنوي، رواني و اجتماعي دوران سالمندي در آن لحاظ شده و پس از تأييد شوراي سياستگذاري وزارت بهداشت به شوراي عالي سلامت اعلام ميشود و پس از تأييد اين شورا كه به رياست معاونت اول رياستجمهور تشكيل ميشود، براي اجرا به دستگاههاي اجرايي ابلاغ ميشود. دكتر مطلق از برنامهريزيهاي وزارت بهداشت براي افزايش شاخص اميد به زندگي تا پايان برنامه پنجم توسعه خبر ميدهد. به گفته وي تا پايان برنامه پنجم توسعه بايد اين شاخص، در زنان كشور به ۷۶ و در مردان به ۷۳ سال افزايش يابد، همچنين شاخص اميد به زندگي همراه با سلامتي بايد به ۶۳ سال برسد.
وي به اقدامات انجام شده در وزارت بهداشت براي ارتقاي سلامت جسمي، رواني، اجتماعي و معنوي تمام گروههاي سني تا پايان برنامه پنجم توسعه نيز اشاره ميكند. مطابق اين برنامه و تا پايان اجراي آن بايد شاخص دسترسي به خدمات پايه سلامت به صد در صد برسد. به گفته مطلق «ترويج شيوه زندگي سالم در دوره سالمندي» و «مراقبتهاي ادغام يافته و جامع سالمندي» دو برنامه وزارت بهداشت براي سالمندان است.
گذران دوران سالمندي زير چتر فقر
اگرچه دوران جواني مهمترين و تأثيرگذارترين دوران زندگي انسان چه از بعد فردي و چه در ابعاد اجتماعي است، اما اين دوران سريعتر از آنچه تصورش را بكنيم عبور ميكند و نشستن گرد پيري بر سر و روي مان خبر از عبور از گذرگاه جواني دارد. به طور يقين ميانسالان و سالمندان ديگر توانايي آن را ندارند تا در چرخه توليد جامعه ايفاي نقش داشته باشند و نيازمند حمايت نهادهاي حمايتي هستند. رفاه اجتماعي و برخورداري از خدمات بيمهاي و چتر رفاهي و حمايتي يكي از اصليترين نيازهاي اين قشر است. با اين وجود گزارشهاي مراجع رسمي حاكي است كه از ۵ ميليون جمعيت سالمند ايران، بيش از ۲ ميليون نفر نيازمند قرار گرفتن زير پوشش طرحهاي حمايتي هستند و از اين تعداد هم يك ميليون و ۵۰۰ هزار نفر زير خط فقر قرار دارند و در شرايط نابسامان اقتصادي و رواني زندگي ميكنند. بسياري از اين سالمندان ناگزيرند تا با وجود كهولت سن و ناتواني براي تامين مخارج زندگي خود كار كنند چون از تامين اجتماعي مناسبي برخوردار نيستند.
در همين راستا رئيس اداره سالمندان وزارت بهداشت ميگويد: آمار سالمندان تهراني ۹۷۳ نفر است كه حدود ۶۰۰ هزار نفر از آنها براي كسب درآمد ناگزيرند كار كنند و تحت پوشش بيمه نيستند. وي از مراجعه ديرهنگام بسياري از سالمندان براي درمان بيماريهايشان سخن ميگويد؛ مراجعه ديرهنگامي كه علت اصلي فقدان پوشش بيمهاي است. بنا به تأكيد وي، در دنيا ثابت شده آنجايي كه سالمندان توأمان چند مشكل و بيماري دارند مراجعه ديرهنگام آنها به پزشك ميتواند هزينههاي درمان را بالا ببرد. به گفته وي در حالي كه جمعيت سالمندان تنها ۳/۷ درصد از جامعه است، ۵۰ درصد بودجه كشور صرف هزينههاي درمان آنان ميشود. در حالي كه ما هميشه فراموش ميكنيم پيشگيري بهتر از درمان است.