
سلولها را ميتوان به آجرهايي تشبيه كرد كه بدن انسان را ميسازند، اين آجرها بر خلاف مدلهايي كه در ساختمانها به كار ميروند، قادرند خود را بازسازي كنند و در برخي موارد مردهها جايگزين زندهها ميشوند.
در تقسيمبندي سلولي شاخصههاي مختلفي در نظر گرفته ميشود اما نبايد فراموش كرد كه انواع اين سلولها به ردههاي كلي سلولهاي عصبي، گويچههاي سرخ و گويچههاي سفيد تقسيم ميشوند. در ميان سلولها سلولهاي بتا(β ـ cells) نوعي از سلولها هستند که در پانکراس(لوزالمعده) وجود دارند كه آنها را بايد از جمله سلولهاي بسيار حساس بدن دانست. اين سلولها در مناطقي به نام جزاير لانگرهانس حضور دارند و بين ۶۵ تا۸۰ درصد اين ناحيه را تشکيل ميدهند.
وظيفه اصلي اين سلولها ترشح انسولين است. اين سلولها در سال ۱۸۶۹ توسط کالبدشناس و آسيبشناس آلماني پل لانگرهانس کشف شدند. در همين حال جايگزيني سلولي مسئله مهم ديگري است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. سلولهاي جوان در بدن انسان قادرند جايگزين سلولهاي پيرتر شوند، به همين نسبت بايد توجه داشت كه اين جايگزيني در يك پروسه زمانبر رخ ميدهد.
سؤالي كه پيش ميآيد اين است كه آيا با تغيير در سلولهاي بدن و دستكاري در روند جايگزيني سلولي ميتوان عمر را افزايش داد يا خير. اين مهم در حالي پيش ميآيد كه تحقيقات نشان ميدهد نوعي عروس دريايي وجود دارد كه با تكثير سلولي و تغيير در روند جايگزيني سلولها عمري بسيار طولاني دارد، حتي برخي از محققان ادعا ميكنند اين آبزيان در صورتي كه با حادثه مواجه نشوند ميتوانند در فضاي نامحدودي زندگي كنند. با تقسيم سلولي و اقدامات درماني ميتوان به درمان بيماريهايي مانند سرطانها كمك شاياني كرد. سلولهاي سالم جايگزين سلولهاي بيمار شده و بيماري از طريق سيستم دفن از بدن خارج ميشود. سلول بخشي زنده است كه ميتواند از شكلي به شكل ديگر تغيير كند، به همين جهت نبايد از نظر دور داشت كه سلولها بخشهاي غيرزندهاي در خود دارند كه به طور عمده شامل مواد غذايي ذخيره شده، شامل پروتئينها، چربيها، گليکوژن و پيگمانها مثل ملانين و مواد زائد انباشته شده در داخل سلول است. به طور معمول، هر يك از سلولهاي آسيبديده بدن جانداران زماني كه ميبيند، آسيبهاي جمع شده در داخلش، آن اندازه شده كه ممكن است به كل بدن آسيب بزند و ايجاد سرطان كند، اين سلول براي حفاظت از بدن جاندار از تكثير بيشتر خود چشمپوشي ميكند و در مرحله بعد دست به خودكشي ميزند. اينگونه خودكشي فداكارانه را در زيستشناسي، خودكشي ياختها يا «آپوپتوز» مينامند.
حال اگر دانشمندان بتوانند راهي پيدا كنند تا به اين سلولها بفهمانند كه هميشه هم نيازي به فداكاري نيست و اكتفا به همان عدم تكثير كافي است، شرايطي پيش خواهد آمد تا سلول به جاي خودكشي، به فكر ترميم خود بيفتد. براي اين كار دانشمندان بايد سلولهاي فهميده را قانع كنند كه تا زمان ترميم كامل، مشكل تقسيم و تكثير آنها توسط قرصهاي اين دانشمندان مهار خواهد شد يا به عبارت ديگر از سرطانزايي اين سلولها جلوگيري به عمل خواهد آمد. سلولها واحدهاي حياتي بشر هستند به همين جهت از آنجا که همه بافتها و ارگانهاي بدن از اجتماع سلولها تشکيل شده، به طور مرسوم سلول را واحد ساختمان بدن ناميدهاند. ماده حياتي تشکيلدهنده سلول را پروتوپلاسم مينامند و عمده قسمت آن غير از هسته سلول، سيتوپلاسم، محتويات هسته است. پروتوپلاسم به وسيله غشايي از محيط اطراف جدا شده است که آن را غشاي سلولي مينامند. پروتوپلاسم از آب، الکتروليتها، املاح و ماکرومولکولهاي آلي مانند پروتئينها، پلي ساکاريدها، ليپيدها و اسيدهاي نوکلئيک تشکيل شده است که محيط و بستر مناسبي را براي فعاليتهاي سلول فراهم ميکند.