
تركيه در دوران حضور اسلامگرايان به نخستوزيري رجب طيب اردوغان در رأس قدرت، بازي چند جانبهاي را در صحنه بينالملل آغاز كرده است. آنها كه زماني غرب را محور تحركات خود قرار داده بودند در سالهاي اخير نگاه ويژهاي را به شرق آغاز كردهاند. رويكردي كه محور آن را كشورهاي منطقه، ممالك عربي، آسياي مركزي و قفقاز، روسيه و حتي شرق دور تشكيل ميدهد. تركها همچنين با بازي حضور در تحولات جهاني و نيز ايفاي نقش ميانجي تلاش كردهاند تا بر موفقيت خود افزوده و به بازيگري فعال در صحنه بينالملل مبدل گردند. اين سياست در حالي همچنان در كانون توجهات تركيه قرار دارد كه در هفتههاي اخير تركها با رويكردهاي خصمانه عليه سوريه و نيز بيتوجهي به تحولاتي مانند كشتار بحرين موازنهاي جديد و بعضا سؤالبرانگيز را در پيش گرفتهاند.
نكته قابل توجه در عملكردهاي تركيه، فعاليتهاي اخير آن در تشديد اقدامات خصمانه عليه رژيم صهيونيستي ونيز رايزنيهاي گسترده با كشورهايي است كه انقلاب در آنها به پيروزي رسيده است. در اين چارچوب پس از انتشار گزارش سازمان ملل درباره يورش صهيونيستها به ناوگان آزادي غزه و تبرئه صهيونيستها از كشتار امدادرسانان، تركيه مجموعه اقدامات ضد صهيونيستي را صورت داده كه حتي به اخراج سفير و تعديل مناسبات نظامي منجر شد. همچنين آنكارا از كشاندن پرونده به دادگاه لاهه خبر داد. همزمان با اين مواضع اردوغان، نخستوزير تركيه به مصر، تونس و ليبي سفر كرده و بر توسعه روابط با اين كشورها تأكيد كرده است. نكته قابل توجه آنكه اردوغان در اين كشورها با حمايت از لائيسم خواستار تشكيل دولتهايي با معيارهاي تركيه شد كه در آن دين و سياست جدا بوده و عملاً قوانين براساس اصول اسلامي تدوين نميشود. با توجه به مواضع تركيه در قبال رژيم صهيونيستي و نيز انتشار لائيسم در سفرهاي اردوغان بسياري از ناظران سياسي بر اين عقيدهاند كه مواضع مذكور بيارتباط با تحولات منطقه و تهديدات پيش آمده براي تركيه نميباشد چراكه اولاً ملت مصر در هفتههاي اخير زنجيرهاي از اقدامات ضدصهيونيستي را صورت دادهاند كه حتي به تسخير سفارت رژيم صهيونيستي نيز منجر شده است. اين رويكردها عملاً مصر را در رديف حاميان مقاومت و به نوعي الگويي براي تمام كشورهاي عربي و فلسطين در مقابله با رژيم صهيونيستي قرار ميدهد. امري كه تزلزل بهرهگيري تركيه از اصل تقابل با رژيم صهيونيستي براي رسيدن به منافع منطقهاي را به همراه خواهد داشت. به ويژه مصر تمام روابط را قطع كرده است، در حالي كه تركها همچنان در بخشهاي مهمي روابط با رژيم صهيونيستي را ادامه ميدهند.
ثانياً در كشورهايي كه تازه قيام به پيروزي رسيده مردم بر اصل تشكيل قانون اساسي و دولت براساس اسلام و موازين ديني تأكيد كردند. تشكيل چنين دولتهايي براي تركيه و حتي غرب چندان مطلوب نميباشد. ضمن اينكه غرب توان بيان نظر خود در اين زمينه را ندارد و تلاش ميكند تا از ابزار تركيه براي رسيدن به اين مقصود بهرهبرداري كند. بسياري بر اين عقيدهاند كه اظهارات اردوغان در مصر و تونس در مورد لزوم تشكيل دولتي لائيسم بدون دخيل بودن دين در امور سياسي برگرفته از خواست و نظر غرب باشد كه از زبان وي مطرح ميشود. تركها با اين رويكرد برآنند تا در كنار ايجاد دولتهاي مشابه خود به تقويت موقعيت خويش در اين كشورها بپردازند و از سوي ديگر خواست و منافع غرب را كه بر عدم تشكيل حكومت اسلامي در كشورهاي مذكور اصرار دارد، تأمين كنند.
بر اين اساس ميتوان گفت كه فضاسازي جديد تركها عليه رژيم صهيونيستي هرچند تا حدودي برگرفته از حركت دولت در برابر مطالبات مردمي است اما در نهايت تلاش براي جلوگيري از محور قرار گرفتن ساير كشورها از جمله مصر در اين حوزه است. در حالي كه تركها در كنار اين تحركات با تجويز نسخههاي سياسي براي آينده كشورهاي عربي به دنبال تقويت موقعيت خود در فضاي داخلي آنها ميباشند البته رويكرد سؤالبرانگيز تركيه در قبال سوريه به عنوان ركن جبهه مقاومت ميتواند تأثير منفي بر اهداف آنها داشته باشد چراكه ملتهاي منطقه پذيرنده كشوري كه به تقابل با اركان مقاومت ميپردازد، نيستند و انزواي آن را رقم ميزنند چنانكه در قبال غرب اين امر را اجرا كردهاند.