کد خبر: 450144
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
دلايل شكل‌گيري، نوع مطالبات و آينده سياسي جبهه پايداري در گفت‌وگوي «جوان» با دكتر مهدي كوچك زاده
در همين جهت جلسات سال ۸۹ جامعتين و تهيه منشور ۱۲‌بندي تبيين و در نهايت به تشكيل كميته با تركيب ۸+۷ منجر شد. اگر چه هفته‌ها از رسانه‌اي شدن نوع تركيب كميته وحدت اصولگرايان مي‌گذرد و جلساتي هم در اين راستا تشكيل شده است اما خبرها حكايت از آن دارد كه اعضاي جبهه پايداري در اين جلسات حضور ندارند: برخي‌ هم اين موضوع را مانعي و سرعت‌گيري مي‌دانند بر رسيدن به هدف غايي اصولگرايان كه همان گزاره وحدت است. اگر چه رسانه‌هاي مخالف اين موضوع را دستاويزي براي حمله به اصولگرايي و جبهه پايداري قرار داده‌ و دائم اين را تكرار مي‌كنند كه «همگرايي در دل اصولگرايي به دست نمي‌آيد» اما بسياري از دلسوزان و فعالان در اين عرصه براي يكي شدن ليست اصولگرايان در انتخابات آتي ابراز اميدواري مي‌كنند. دكتر مهدي كوچك‌زاده، عضو فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس ضمن بررسي چگونگي دستيابي همگرايي در بين اصولگرايان به اظهاراتي نظير، سهم خواهي جبهه پايداري و پيوند اين گروه با جريان انحرافي با «جوان» به گفت‌وگو نشسته است.

در هفته‌هاي اخير شاهد سيل انتقادات به «جبهه پايداري» از سوي برخي افراد و گروه‌ها هستيم. آنها مدعي «سهم‌خواهي» وتعامل و ارتباط با جريان انحرافي اين جبهه در فرايند وحدت اصولگرايان هستند. نظر شما به عنوان يكي از اعضاي جبهه پايداري انقلاب اسلامي در اين باره چيست؟
مرسوم هست كه مي‌گويند «البنيه الي المدعي» بنا نيست كه هر ادعايي بي‌مبنا و غلطي را پاسخگو باشيم. آنهايي كه مي‌‌گويند ما سهم خواهي مي‌كنيم بايد مستندات و دلايل خود را ارائه كنند تا ما هم جوابگو باشيم.
به صرف ادعا كه نمي‌شود فعاليت و اهداف گروهي را زير سؤال برد، اگر اين طور باشد ما هم ادعا مي‌كنيم كه ديگر جريانات سهم‌خواهي مي‌كنند.
كساني كه مدعي سهم خواهي جبهه پايداري هستند بايد بگويند معني سهم خواهي چيست.
اگر معني سهم خواهي اين است كه يك مجموعه‌اي كه از آن در ساز و كار وحدت اصولگرايان دعوت شده است مي‌خواهد نماينده داشته باشند كه ما صحبتي نداريم، اما ضروري است كساني كه موضوع سهم خواهي را مطرح مي‌كنند اول معني آن را بيان كنند. نكته بعدي كه گفته شده است جبهه پايداري تحت تأثير جريان انحرافي است، باز هم شاهد مطرح شدن يك ادعاي ديگر هستيم، بنده به كساني كه مي‌گويند ما تحت تأثير اين جريان هستيم پاسخ مي‌دهم شما تحت تأثير اسلام امريكايي هستيد، ادعا كردن كه كاري ندارد. جبهه پايداري تحت تأثير معنوي و ارشادات آيت‌الله مصباح و خوشوقت تشكيل شده است.
عميق‌ترين انتقادات نظري را آيت‌الله مصباح به جريان انحرافي داشته است. چطور ممكن است چنين جبهه‌اي تحت تأثير جريان انحرافي باشد. اگر قرار باشد جبهه پايداري به همه هجمه‌هاي سنگين و ادعاهاي رنگين و بي‌اساسي كه عليه آن مطرح مي‌شود، پاسخگو باشد از كارهاي اصلي‌اش باز مي‌ماند.
يكي ديگر از ادعاهايي كه مطرح مي‌شود اين است كه جبهه پايداري تنها براي انتخابات اسفندماه تشكيل‌شده است و شاهد استمرار فعاليت‌هاي آن نخواهيم بود.
ما واقعاً يك جبهه نيستيم كه براي يك فرصت انتخاباتي تشكيل شده باشيم و بعد از انتخابات مجلس شوراي اسلامي هم قرار باشد كه مضمحل بشويم. اصلاً چنين موضوعي نيست. بعد از نزديك به دو دهه حاكميت جرياني كه بسياري از ارزش‌هاي انقلاب را مي‌خواست به فراموشي بسپارد جريان ديگري در كشور شكل گرفته و ظهور و بروز پيدا كرده است كه معتقد و مؤمن به آرمان‌ها و ارزش‌هاي انقلاب است. ما انتظار داريم كه مورد بدترين و شديد‌ترين تهاجمات و انتقادات قرار بگيريم و اين براي ما قابل پيش‌بيني بود چرا كه درصدد دفاع و احياي ارزش‌هاي فراموش شده انقلابي و اسلامي هستيم. اتفاقاً اگر اين جبهه فقط براي انتخابات تشكيل شده بود اين قدر به ما حمله نمي‌شد. جبهه پايداري زير نظر تأسيس‌كنندگانش و زير نظر آيت‌الله مصباح تشكيل شده است. براي حفظ و بقاي آرمان‌ها و ارزش‌هاي انقلاب ان‌شاءالله آنچه در نظر ما هست و اگر مانع ايجاد نكنند اين است كه اين جبهه فعاليتي مقطعي نداشته باشد.
اينكه جبهه پايداري به فعاليت خود در آينده هم استمرار ببخشد پيماني است ميان دوستان و اعضاي جبهه پايداري و اين توصيه و نصيحتي است كه هدايت كننده معنوي اين جريان (شخص آيت‌الله مصباح) داشته است. ايشان تأكيد فرموده‌اند كه شما نبايد حزبي باشيد كه براي انتخابات تشكيل مي‌شود و به دنبال سهم گرفتن در انتخابات باشد و اين هم هدف ما نيست و در آينده خواهيم ديد كه اينگونه است.
ايشان يكي از دلسوزترين افراد در جامعه براي حراست و حفاظت از آرمان‌هاي اسلام و انقلاب است كه اين توصيه را به ما كرده است و ما داريم آن را انجام مي‌دهيم. به هيچ وجه افكار عده‌اي كه قياس به نفس مي‌فرمايند و ما را يك جبهه صرفاً تشكيل شده براي انتخابات معرفي مي‌كنند درست نيست، آنها چون ما را اين طور مي‌بينند، سهم خواه هم معرفي مي‌كنند و لذا هدف اصلي اين جبهه پركردن بخش ليست انتخاباتي نيست.
چرا در جلسات گذشته مجموعه ۸ + ۷ نمايندگان جبهه پايداري حضور نداشتند؟
بهتر است اين مسائل سازماني را از دوستاني مانند حجت‌الاسلام آقا تهراني سؤال بفرماييد.
آقاي كاتوزيان اظهار كرده است: «واقعيت اين است كه جبهه پايداري جريان آقاي مشايي است و وي در لايه‌هاي مياني با اين جريان مرتبط است».
امثال آقاي كاتوزيان از نظر بنده وضعيت و عملكردشان به شكلي هست كه نبايد به ادعاهاي اين شكلي آنها پاسخي داده شود. لازم است عرض كنم كه امروز صبح در مجلس بنده آقاي بادامچيان را ديدم و به ايشان گفتم كه اين مصاحبه‌هاي كه از شما در جهت تخريب و تضعيف جبهه پايداري صورت مي‌گيرد دليلش چيست؟ ايشان صراحتاً گفتند كه بنده مصاحبه‌اي عليه جبهه پايداري انجام نداده‌ام و بناي اعضاي حزب مؤتلفه هم بر اين است كه نه نفياً و نه اثباتاً در مورد جبهه پايداري موضعي نگيريم، لذا برخي از اين مصاحبه‌ها و گفته‌ها را به برخي از سياسيون نسبت مي‌‌دهند. ولي عقيده بنده اين است كه امثال آقايان كاتوزيان و مطهري كه عملكرد مناسبي در گذشته نداشته‌اند نمي‌توانند در مورد جبهه پايداري صحبت كنند و اگر موضعي هم بگيرند فاقد ارزش است.
آقاي مطهري هم در مصاحبه‌اي جبهه پايداري را مسجد ضرار ناميده است؟
پاسخ دادن به اينگونه ادعاهايي كه فاقد منطق و عقلانيت سياسي است تلف كردن وقت است. زماني كه آقايان حرف‌هايي را بر اساس منطق عقل و برهان زدند و ما هم پاسخ‌هاي در خوري به آنها خواهيم داد.
عملكرد برخي همكاران شما كه با برچسب اصولگرايي وارد مجلس شده‌اند، مورد انتقاد بسياري از دلسوزان نظام است (اشخاصي نظير آقاي مطهري، كاتوزيان و ...) آيا اين افراد در ليست آينده اصولگرايان جايگاهي خواهند داشت؟
زماني كه آقاي مطهري ابراز مي‌كند كه مي‌خواهد اسمش درون ليست اصلاح طلبان جاي بگيرد و موافق اين قضيه هست نبايد انتظار داشت كه حرف‌هايي را بزند كه در جهت خواسته‌هاي اصلاح طلبان و مخالف منافع و مصلحت ملي و جريان اصولگرايي باشد. اينكه آقايان اسم اصولگرايي را روي خودشان گذاشتند يك بحث است و اينكه رسماً و در عمل چه مقدار به اصول اصولگرايي پايبند هستند يك بحث ديگر است. يكي از دغدغه‌هاي اصلي اصولگرايي، حفظ و حراست از آرمان‌ها نظام و انقلاب است و اين نظام را مثل فرزند خودش مي‌داند. كساني كه در دوره فتنه در مصاحبه‌ها و اظهار نظرهاي متعدد نشان دادند و ثابت كردند كه نه تنها دغدغه‌ حفظ و حراست از نظام در دلشان نيست بلكه بهانه‌هايي را كه فتنه جويان و فتنه‌نگران مطرح مي‌كردند را متمسك مي‌شدند براي زدن چوب و سنگ به پاي اين نظام. اينها قطعاً اصولگرا نيستند.
يكي از نقاط تاريك عملكرد آقاي كاتوزيان همراهي وي با عوامل كشته سازي منتسب به كروبي است كه نمود آن در جريان كشته جلوه دادن سعيد‌ه‌ پورآقايي است كه بعداً مشخص شدكه اين خانم زنده است.
اين فرد با توجه به فعاليت‌هايش در دوران فتنه واضح است كه دغدغه حفظ نظام و حفظ آبروي نظام را ندارد بلكه درصدد است كه بهانه‌‌هاي دشمن را بزرگ كند و در مجلس به دنبال تحقيق و تفحص از آن برآيد كه اثبات كند نظام مشكل دارد. به عقيده بنده كساني كه در دوره فتنه و با توجه به مطالبات رهبري براي بصيرت‌بخشي به جامعه و عدم اتخاذ مواضع دوپهلو و همراهي نكردن با سران فتنه و دشمنان نظام درست عمل نكردند خارج از دايره اصولگرايي هستند.
ما منكر اين نيستيم كه در اين نظام به مانند هر نظام و حكومت ديگر بعضي از خطاها صورت بگيرد و ممكن است برخي از مسئولان اجرايي عمل نادرستي انجام بدهند اما فرق يك فرد اصولگرا و يك فرد غير اصولگرا اينجاست كه فرد اصولگرا بدون ايجاد سروصدا و جو تبليغاتي و رسانه‌اي به دنبال اصلاح آن ضعف و نقص بر مي‌آيد ولي غير اصولگرا به دنبال اين است كه همان ضعف (كه به راست و دروغش هم توجه ندارد) را بزرگ و پررنگ كند و آن را عليه نظام به كار بگيرد، اين ويژگي در امثال برخي همكاران در مجلس كه به اسم اصولگرايي وارد شده‌اند در طول سال‌هاي اخير ديده شده است. بنده پيشنهاد داده‌ام كه اين آقايان بيايند يك ليست جداگانه بدهند (البته اگر صلاحيت اين افراد توسط مراجع قانوني انتخابات تأييد شد) بعد ببينيم كه با اقبال مردمي مواجه مي‌شوند يا نه. نكته ديگري كه بايد در مورد جبهه پايداري عرض كنم (با توجه به ادعاهاي همين افراد) اين است كه همه اعضاي جبهه پايداري با آقاي احمدي‌نژاد رابطه دارند و در حد روابطي كه يك مسئول مثل نماينده مجلس با رئيس جمهور دارد ما هم رابطه داريم و هيچ ابايي از اين موضوع نداريم. ما برخلاف دوستاني كه در جريان فتنه يا در دل فتنه بودند يا سكوت كردند، آقاي احمدي‌نژاد را امپرياليسم خودمان نمي‌‌دانيم ما ايشان را رئيس جمهور قانوني واجب الاحترام كشور مي‌دانيم و رفتارمان هم نشان مي‌‌دهد كه در چه برهه‌هايي به ايشان نزديك و درچه برهه‌هايي از ايشان دور بوديم، يادمان نرفته است كه آقاي محصولي در جلسه توديع و معارفه خود چه مواضع محكمي را در جهت حفظ و احترام ولي فقيه و لزوم پيروي كامل از آن ابراز كردند. با اين جوسازي‌ها به گروهي نخواهيم پيوست كه درصدد تخريب جايگاه رياست جمهوري هستند.
چه دلايلي وجود دارد كه عده‌اي اينگونه به شكل‌گيري و نحوه حركت جبهه پايداري انتقاد كنند و هدف اين افراد چه مي‌تواند باشد؟
هدف اين افراد با هجمه‌كنندگان عليه اصل انقلاب و ارزش‌هاي انقلابي در سر داشتند، يكي است. جبهه پايداري با شعار عقلانيت عدالت و معنويت و با نياتي از جمله صداقت با مردم، اطاعت از ولايت و اخلاص در برابر خدا كار خود را شروع كرده است. اين جبهه هدفش گرفتن چهار كرسي از مجلس نيست بلكه هدفش زنده نگه داشتن آرمان‌ها و ارزش‌هاي انقلاب است و اين قطعاً دشمن‌برانگيز است و از امريكايي‌ها و صهيونيست‌ها بگير تا سرپنجه‌هاي داخلي آنها در ايران به دنبال دشمني و مخالفت با اين موضوع هستند.
مي‌توان مخالفان جبهه پايداري را دسته‌بندي كرد؟
همانطور كه هر موضوعي مخالفان آگاه دارد و مخالفان ناآگاه، جبهه پايداري هم مخالفاني دارد كه آگاهانه با آن مخالفت مي‌كنند و عده ديگر نه، به صورت ناآگاهانه به مخالفت مي‌پردازند و علت آن هم كمبود اطلاعات صحيح است. آنهايي كه آگاهانه مخالفت مي‌كنند در دسته‌هايي قابل تقسيم‌بندي هستند، دسته‌اي از اينها كساني هستند كه بدون توجه به اهداف استكباري و صرفاً براي كسب قدرت در داخل به صورت هر رقيبي پنجه مي‌اندازند و فكر هم نمي‌كنند كه كارشان موجب مخدوش شدن وحدت و در نهايت سود بردن استكبار مي‌شود.
برخي از اين حمله‌هايي كه در اين چند وقت به جبهه پايداري شده است از سوي كساني است كه پياده نظام دشمن دركشور هستند، دوستاني هستند كه كسب كرسي‌هاي قدرت چشم و گوششان را كور و كر كرده است و واقعاً‌ خود اينها مخل وحدت هستند و نمي‌گذارند كه وحدت شكل بگيرد.
من در مصاحبه ديگري عرض كردم كساني كه با مصاحبه دادن زير لواي يك فرد بزرگوار مثل آيت‌الله مهدوي كني (حفظه الله) به جبهه پايداري كه تحت حمايت آيت‌الله مصباح يزدي است مي‌تازند در حقيقت اينها در جامعه القاي اختلاف بين روحانيت را مي‌كنند در حالي كه اين اصلاً واقعيت ندارد.
در حدي كه بنده مي‌دانم حضرت آيت‌الله مصباح و آيت‌الله مهدوي كني نه تنها هيچ اختلافي با هم ندارند بلكه در قضاياي مجلس خبرگان و انتخابات رئيس جديد مجلس خبرگان، بي‌اطلاع از فداكاري‌هاي آيت‌الله مصباح نيستم. دوستاني كه به اسم آيت‌الله مهدوي كني يا به اسم جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم به جبهه پايداري حمله مي‌كنند بدانند در جامعه القاي اختلاف بين روحانيت مي‌كنند اين دروغي است كه به موفقيت نخواهد رسيد.
اينها با اين عملشان تيشه به ريشه وحدت اصولگرايان مي‌زنند. اينها يك دسته هستند كه براي كسب كرسي‌هاي مجلس دست به كارهايي مي‌زنند. يك دسته هم از همان فتنه‌گران و بازي خوردگان استكبار و سرپنجه‌هاي دشمن هستند و رسانه‌هاي زيادي را هم در كنار خود احساس مي‌كنند مثلاً سايت آينده. ما صحبت‌هاي اين افراد را از سنخ و نوع صحبت‌هاي ديگر دوستان نمي‌دانيم.
صحبت‌ها و مواضع اين افراد را ما شب‌ها در رسانه‌هاي غربي مثل BBC و VOA مي‌بينيم.
برخي‌ اظهار مي‌كنند كه جبهه پايداري درصدد است كه ليست جداگانه‌اي را در انتخابات آتي مجلس تهيه كند؟
از اينجور ادعاها بسيار است و همانطور كه عرض كردم نيازي به پاسخ ندارد. جبهه پايداري يكي از اهداف و انگيزه‌هايش اين بوده است كه جماعت كثيري را كه در بدنه اجتماعي موافق با نظرات جبهه هستند از پراكنده شدن و همچنين ايجاد جبهه‌هاي متعدد در درون اصولگرايي برهانيم. هدف جبهه پايداري همگرايي در گروه‌هاي مختلف اصولگرايان و جلوگيري از تعدد ليست‌هاي انتخاباتي در انتخابات آيند‌ه است. چطور برخي‌ها ادعا مي‌كنند كه ما مي‌خواهيم ليست جداگانه بدهيم. ما براساس آموزه‌هاي اسلامي «وحدت» را منطقي مي‌دانيم و آن را ابزاري مي‌دانيم براي اينكه به اهداف متعالي اسلامي دست پيدا كنيم البته اين وحدت با دشمنان اسلام كه نمي‌تواند چيز خوبي باشد، وحدت با كساني كه در فتنه ۸۸ ميدان‌داري كردند كه نمي‌تواند چيز خوبي باشد، وحدت در جهت ضربه زدن به جمهوري اسلامي ايران نمي‌تواند خوب باشد. وحدت شيطاني هم هست مثلاً بين آقازاده‌هاي فراري و برخي سايت‌هاي داخلي و كانون‌هاي قدرت و ثروت براي اخلال در كار نظام جمهوري اسلامي.
دليل اصرار جبهه پايداري بر اينكه آقايان لاريجاني و قاليباف نبايد در كميته ۸+۷ نماينده داشته باشند چيست، آيا خروجي اين پافشاري‌ها منجر به تأخير افتادن وحدت در بين اصولگرايان نخواهد شد؟
موضوع بايد و نبايدها نيست. طرح مسئله خودش بسيار مهم است. بنده نظر خودم را مي‌گويم و بايد جزئيات موضوع را همانطور كه عرض كردم از آقاي آقا تهراني پرسيد. من واقعاً توجيه نيستم كه با چه منطقي، شهردار تهران در مجموعه‌اي كه مي‌خواهد براي انتخاب شركت بكند نماينده داشته باشد، چرا من شنيده‌ام يا لااقل به ايشان نسبت داده‌اند(شايد هم درست نباشد اصل موضوع) كه آقاي قاليباف گفته‌اند من در تهران هر كس را مطرح كنم مي‌تواند رأي بياورد. به اين دليل ما مي‌خواهيم آقاي قاليباف نماينده داشته باشد؟ آيا اين دليل منطقي هست؟
آقاي لاريجاني چرا بايد در كميته ۸+۷ نماينده داشته باشد، دليل عده‌اي هم اين است كه ايشان يك فرد اصولگرايي است كه بدنه اجتماعي زيادي از وي طرفداري مي‌كنند. در انتخابات سال ۸۴ ايشان تنها يك ميليون رأي در كل كشور كسب كرد، آيا اين دليل داشتن بدنه اجتماعي است. آقاي قاليباف هم همين‌طور. اگر واقعاً تحت پايگاه اجتماعي افراد است ما بايد به استقبال مردمي به اين دو نفر در طول انتخابات گذشته نگاه بكنيم. اظهارنظر دوستان در اين باره خيلي موثق نيست و آخرين مدرك موثقي كه مي‌توانيم به آن رجوع بكنيم ميزان رأي است كه اين افراد در آخرين انتخابات كسب كرده‌اند.
سؤال ديگر اين است كه اين افراد تئوريسين و تئوري‌پرداز جبهه اصولگرايي هستند. اينطور هم نيست. من براي خودم اين موضوع روشن نيست كه چرا آقايان قاليباف و لاريجاني بايد در كميته وحدت اصولگرايي نماينده مستقل داشته باشند. مضاف بر اينكه همين افرادي كه الان در كميته وجود دارند به معني واقعي و دو قبضه تفكر آقاي لاريجاني را نمايندگي مي‌كنند. آقاي متكي كه به عنوان نماينده جبهه پيروان خط امام و رهبري در مجموعه حضور دارد، مگر رئيس ستاد انتخاباتي آقاي لاريجاني نبود، ممكن است پاسخ داده شود كه آقاي متكي شش سال پيش اين سمت را داشته است، جواب هم اين است كه اخيراً و در روز قدس ايشان به نمايندگي آقاي لاريجاني در قم سخنراني داشته‌اند، اشكالي هم ندارد، بنده هم اين را اشكال نمي‌بينم.
اما حرف بنده اين است حالا كه آقاي متكي تا اين حد به آقاي لاريجاني قرابت فكري و نظري دارد و ارادت به ايشان دارد، همين نماينده را در كميته ۸+۷ داشته باشد كفايت مي‌كند. اگر آقاي لاريجاني نماينده در كميته هشت نفره مي‌خواهد آقاي متكي بس است. اينها سهم خواهي است، بحث بر سر اين است كه كساني در اين مجموعه باشند كه سلايق مختلف اصولگرايي را نمايندگي كنند اگر از هر فرد دو نماينده وجود داشته باشد كه اين نمايندگي سلايق مختلف نمي‌تواند باشد.
پس چرا يكي از مطالبات جبهه پايداري اين است كه افراد بيشتري از اعضايش در كميته وحدت اصولگرايان حضور داشته باشند، آيا اين منطقي است؟
اگر جبهه پايداري خواسته است كه افراد بيشتري از او در كميته اجرايي و كميته داوري حضور داشته باشند براي اين است كه نماينده‌اي از تفكر خود در بين دوستان ۸+۷ نمي‌بيند. البته يك پارامتر ديگر هم گستردگي بدنه اجتماعي است. چرا جبهه پيروان انقلاب بايد دو نفر نماينده در كميته داشته باشد اما جمعيت ايثارگران يك نفر. معلوم مي‌شود در ضمير ناخودآگاه افراد يا دانسته سهمي را هم براي بدنه اجتماعي قائل هستند. ما هم مي‌گوييم جبهه پايداري هم بايد متناسب با بدنه اجتماعي افرادي را در كميته ۸+۷ وارد كند. اينها نظرات خودم است و ربطي به جبهه پايداري انقلاب اسلامي ندارد.
جلسات كميته ۸+۷ بدون حضور اعضاي جبهه پايداري همچنان برگزار مي‌شود و مخالفان وحدت اصولگرايان اين موضوع را در كنار مطالبات جبهه متبوع شما دلايل عدم همگرايي در بين اصولگرايان مي‌دانند، با اين اوصاف شما به وحدت حداكثري اصولگرايان در انتخابات آتي خوش بين هستيد؟
ما كه آرزويمان همين است. جبهه پايداري براي قوام و انسجام بخشيدن به اصولگرايان تشكيل شده است. براي حفظ آرمان‌هاي اصولگرايي تشكيل شده است و اين عين وحدت است و با اين اهداف زمينه‌ها و بسترهاي لازم براي تحقق وحدت وجود دارد.
همانطور كه خودتان اشاره كرديد يكي از گروه‌هاي مخالف وحدت اصولگرايي، جريان اصلاح‌طلب هست. بسياري از سياسيون اين تحركات را در جهت ورود به عرصه انتخابات و پيروزي در آن از سوي اين جريان به حساب مي‌آورند، ارزيابي شما از اين موضوع چيست؟
اين جريان اصلاح‌طلب زماني داراي رهبري بود و زماني كه اين واژه را به زبان مي‌آوريم خود به خود فرد خاصي را در رأس آن مي‌بينيم، بايد بگويم كه آن رهبر مرده است و صلاحيتش براي انتخابات از دست رفته است و تأييد صلاحيت نخواهد شد و اينها همان‌هايي هستند كه ما به آنها مي‌گوييم سران فتنه.
اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب، حزب مشاركت، اعضاي مجمع روحانيون مبارز در كنار افرادي نظير موسوي، خاتمي و كروبي همگي جزو فتنه‌گراني هستند كه شخصيت و نيات خودشان را آشكار كرده‌اند و شوراي نگهبان هم به دليل عملكرد اين افراد صلاحيتشان را تأييد نخواهد كرد. حاميان قليل اين افراد هم در جريان انتخابات سال ۸۸ به خيابان‌ها ريختند و به مال و ناموس مردم توهين كردند. يك دسته ديگر ۱۳ ميليون انسان كه رأي دادند كه نگاهشان با ما فرق مي‌كرده است، اين افراد كه اگر اصلاح‌طلب تلقي بشوند مي‌توانند در انتخابات شركت كنند و افرادشان را نامزد كنند و اگر مردم پسنديدند به آنها رأي مي‌دهند، من هيچ مشكلي در اين نمي‌بينم.
به غير از اين افراد بقيه واجد صلاحيت براي انتخابات مجلس نيستند و اگر در مصاحبه‌ها و سخنراني‌ها با تاكتيك‌هاي مختلف از جمله شرط‌گذاري براي نظام را مطرح مي‌كنند در پي آن هستند تا دست و پايي براي ورود دوباره به عرصه حكومت پيدا كند و نظر مردم را به خود جلب كنند.
لازم است بگويم ماحصل و نتيجه جريان اصلاح‌طلب و انحرافي به سمت يك چيز ختم مي‌شود. نتيجه كساني كه اصرار بر بيان صحبت‌هاي بي‌موقع كه مي‌تواند در جامعه ايجاد اختلاف بكند و كساني كه دانسته و عالماً به موازين و ارزش‌هاي اسلامي توهين مي‌كنند يكي خواهد بود و اينكه چقدر به هم نزديكي و قرابت فكري و تشكيلاتي دارند را مردم خودشان تشخيص مي‌دهند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار