
چند وقتي ميشود كه در بعضي شبكههاي ماهوارهاي به بهانه سوپر استار شدن و مشهور شدن از جواناني كه در ايران زندگي ميكنند، دعوت ميشود تا به خارج سفر كنند و در برنامههايي كه به عنوان مسابقه براي آنها برگزار ميشود، شركت كنند. اين شبكهها در ظاهر هدف از برگزاري چنين برنامههايي را يافتن جوانان بااستعدادي ميداند كه به قول كارشناسان اين برنامه كه بخشي از آنها خوانندههاي لسآنجلسي هستند قرار است سوپراستارهاي آينده شوند! سوپراستارهايي كه با موفقيت در اين برنامه امتيازات به دست ميآورند، از جمله اينكه براي آنها يك كليپ ساخته شده و برايشان كنسرت برگزار ميشود.
اين همه انرژي، ارزشش را دارد! يا نه؟
اما جداي از اينكه آيا اصلاً اين وعدهها تحقق مييابد و اينكه اصلاً كسي به قول خود اين برنامه سوپراستار ميشود يانه! چيزي كه مطرح است و بايد به آن توجه كرد اين است كه اصلاً اين شبكهها به چه دليلي اين همه پول خرج ميكنند و اين طور برنامههايي را برگزار ميكنند، هرچند به هر صورت براي همه جواناني هم كه به خارج براي اين برنامهها سفر ميكنند هزينههايي هم دربردارد، اما به هر ترتيب آيا واقعاً هدف همان يافتن استعدادهاست يا چيز ديگري؟
در كنار اين مسئله بعضيها ميگويند كه اصلاً آيا خواننده شدن ارزش اين همه زحمت را دارد. آيا راههاي بهتري براي مشهوريت و به نوعي خودنمايي نيست، چراكه به هر صورت براي شركت در چنين برنامهاي بايد وقت گذاشت و زمان زيادي را صرف آن كرد.
در اين بين هر كسي نظر خودش را دارد مثلاً برخي جوانها بر اين باورند كه اين كار وقت تلف كردن است و به جاي آن ميشود اين وقت را صرف كارهاي مفيدتري كرد كه در آينده به كار زندگي بيايد و پشتوانهاي براي آينده باشد، اما برخيها هم نه! نه تنها بد نميدانند بلكه ميگويند اين كار ميتواند باعث معروف شدن بشود و اگر فرصتش پيش آيد آنها هم از اين كارها بدشان نميآيد، اما در طرف مقابل والدين معتقدند كه بايد با درس خواندن و كار كردن معروف شد نه با خوانندگي و تلاش براي سوپراستار شدن و رفت و آمد و هزينههاي بسيار در اين راه!
اما از اين موضوع هم نميتوان به آساني عبور كرد كه به هر حال يك جوان علاقه زيادي به ديده شدن دارد و به نوعي اين برنامه ممكن است اين امكان را براي او فراهم آورد، اما نكته مهمتر موضوعي است كه در پس اين ماجرا نهفته شده!
از يافتن استعداد خبري نيست
اصل موضوع سودجويي!
دكتر احمد عزيزي، جامعهشناس و استاد دانشگاه در اينباره ميگويد: اين شبكهها علاقهاي به كشف استعداد ندارند بلكه ميخواهند در بين جوانان موج به راه اندازند و موجسواري كنند، در واقع اين شبكهها به دنبال كسب سود مادي در مرحله اول و در مرحله دوم به دنبال جذب تعداد مخاطبان بيشتر هستند و به همين دليل خيلي اوقات اصلاً به وعدههايي كه ميدهند عمل نميكنند. از طرف ديگر شركت در اين برنامهها رايگان هم نيست، پس از اين طريق هم پول به دست ميآورند. همچنين آنها سعي ميكنند با دعوت از خوانندههاي لسآنجلسي به نوعي جوانان را به سمت شركت در اين برنامه سوق دهند و حتي به نوعي براي آنها از اين افراد الگوسازي كنند. در اين بين به هر ترتيب جوانان هم به دلايل مختلف از جمله شور مشهور شدن به سمت اين الگوسازي جذب ميشوند و با حضور در اين برنامهها تلاش ميكنند، ديده شوند. همچنين به اعتقاد عزيزي بسياري از اين خوانندههاي لسآنجلسي توسط همين برنامهها بزرگ شدهاند !و آنقدرها هم كه در اين برنامهها از آنها براي جوانان الگوسازي ميشود خاص و قابل توجه نيستند. در واقع آنها تنور اين برنامهها را براي سودجويي بيشتر داغ ميكنند، اما به اعتقاد اين استاد دانشگاه سودجويي آنها تنها به ضرر جوانها نيست بلكه به ضرر كل جامعه و تمام پتانسيلهاي كشور است چراكه به هر ترتيب استعدادهاي جوانان اگر در راه درست به كار گرفته شود موجب آباداني كشور ميشود و اگر در راه غلط باعث هرز رفتن اين پتانسيل ميشود.
ستاره شدن از نان شب هم مهمتر!
از طرف ديگر وقتي جوانان به خارج از كشور براي شركت در چنين مسابقهاي ميروند به نوعي الگوبرداري ميكنند و حتي اين موضوع ملكه ذهن آنها ميشود كه مسائلي مانند خوانندگي و سوپراستار شدن آن قدر مهم است كه بالاتر از خيلي مسائل ديگر در زندگي قرار ميگيرد و براي همين انرژي فوقالعادهاي براي آن صرف ميكند.
عزيزي همچنين درباره برخي علل گرايش جوانان به اين مسئله به اين موضوع اشاره كرد كه رسانههاي داخلي نقش مؤثري دراين زمينه دارند چراكه وقتي رسانههاي داخلي به ويژه آنهايي كه براي جوانان است و بيشتر در ديد آنهاست، دائماً از واژه سوپراستار استفاده ميكنند، خب بدون ترديد جوانان هم به دنبال اين موضوع ميروند تا در رسانهها مطرح شوند و به نوعي ديده شوند، از سوي ديگر اين درحالي است كه اكثر اين سوپراستارها دراين رسانهها يا خوانندهاند يا بازيگر! به همين دليل هم برخي جوانها حتي اگر نتوانند در داخل مشهور و به نوعي ستاره شوند به سمت خارج متمايل خواهند شد.
واژه نخبه بهتر از ستاره و سوپراستار
در اين ميان به عقيده اين استاد دانشگاه رسانهها بايد به جاي تبليغ و ترويج واژههايي همچون استار و ستاره و چاپ كردن عكس اين گونه افراد به فكر گسترش فرهنگ نخبگي علمي و اجتماعي باشند و با بزرگ كردن كساني كه به جامعه از طرق مختلف خدمت ميكنند به جوانان راه درست را نشان دهند تا جواناني كه بدون ترديد ارتباط مستقيمي با رسانه دارند اين موضوع را دريافت كنند كه خدمت به جامعه به مراتب بيشتر از ستاره يا خواننده شدن ارزش دارد. هرچند بدون ترديد درآمد بالاي چنين افرادي در گرايش جوانان به آنان و الگوبرداري از آنان اهميت دارد كه چاره اين موضوع انديشيدن راهي است كه به درآمد نخبگان علمي هم اضافه شود تا جوانان باور كنند كه هم ميشود به جامعه خدمت كرد و هم وضع خوبي داشت. به عقيده اين جامعهشناس بايد فيتيله ماديگرايي و خاصگرايي كه پيش زمينه ستارهسازي است را در جامعه پايين كشيد تا جوانان به اين موضوع ايمان آورند كه در جامعه حتماً نبايد به هر صورت خاص بود، بلكه ميتوان از يك زندگي متوسط با بالاترين ميزان رضايتمندي برخوردار بود، چراكه اگر در ترويج چنين فرهنگي تلاش نكنيم بايد منتظر باشيم كه جوانان جذب برنامههايي مانند آنچه گفته شد در شبكههاي ماهوارهاي شوند و با گذاشتن وقت و پول خود به خودشان ضربه بزنند. در واقع جامعه بايد مأمني باشد براي بروز استعدادهاي مثبت جوانان تا جوان جامعه ما حتي به اين قبيل برنامههاي شبكههاي سودجوي ماهوارهاي فكر نكند چراكه حقيقت ماجرا اين است كه هنگامي كه جوانان در اين برنامهها شركت ميكنند در واقع اين شبكهها تمام اين موضوع را به نفع خود مصادره ميكنند و به همين دليل بايد با فرهنگسازي كاملاً مثبت و روشنگرانه راه درست را به جوانان آگاه ايراني نشان داد.